خانه » مقالات » آثار شاگردان استاد » آیه های تلاوت شده، قسمت58

آیه های تلاوت شده، قسمت58

اعتراض به خدا از ترس مردم

 أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذینَ قیلَ لَهُمْ کُفُّوا أَیْدِیَکُمْ وَ أَقیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ فَلَمَّا کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقِتالُ إِذا فَریقٌ‏ مِنْهُمْ یَخْشَوْنَ النَّاسَ کَخَشْیَهِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْیَهً وَ قالُوا رَبَّنا لِمَ کَتَبْتَ عَلَیْنَا الْقِتالَ لَوْ لا أَخَّرْتَنا إِلى‏ أَجَلٍ قَریبٍ قُلْ مَتاعُ الدُّنْیا قَلیلٌ وَ الْآخِرَهُ خَیْرٌ لِمَنِ اتَّقى‏ وَ لا تُظْلَمُونَ فَتیلاً 

واژه ها

کفّ: در برابر بسط. قبض و جمع و  احاطه؛ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ یَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ فَکَفَّ أَیْدِیَهُمْ عَنْکُم‏[1]

 و  با «عن» به معنای منع و جلوگیری از خطر و دشمن است

 کتب: مجموعه‌ی به هم تنیده با هدف و روابط خاص را، کتاب می‌گویند. به معنای فریضه: «کتب علیکم …»، «کتاباً موقوتاً»، «فیها کتب قیّمه»، در برابر حکم: «لقد آتینا بنی اسرائیل الکتاب والحکم والنبوه». به معنای مجموعه‌ی مرتبط: «نخرج له یوم القیامه کتاباً یلقیه منشوراً» و یا «أوتی کتابه بیمینه»؛ ودر کتاب تجمیع و ثبات و هدف داری مطرح است.[2]

خشیت‏: ترس ناشى از شناخت عظمت؛ إنَّما یَخْشَى اللّهُ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماء[3].

ورع، با خشیّت‏ و با حذر، همراه و هم‏ خانواده است[4].

ورع، بر ترس از نظام‏ها و سنّت‏ها و ترس از عقوبت‏ها و ترس از جدایى ‏ها استوار است. ورع‏، بر ترس تکیه دارد. امّا خشیّت‏، از درک عظمت مایه مى ‏گیرد و حذر، بر عشق و بر ترس، بر هر دو تکیه دارد. و همین است که حذر، نتیجه انذار است و انذار نتیجه و غایت تفقّه.

فتیلا: نخ باریک و سست مثل رشته وسط دانه خرما[5].  

اجل:  زمانمند، سرآمد، اجل مسمی: پایان معلوم، سرآمد مشخص. اجل مسمى: سررسید نامبرده و معلوم.

أجل: سررسید، سرآمد، وقت مشخص در آینده، در مقابل حال، مدت‏دار، زمان‏مند و مرحله از مراحل، پایان زمان، کنایه از مرگ، مدّت دار، در برابر عاجل  

 

پرسش های ترکیبی و ارتباطی

ترکیب « أَ لَمْ تَرَ إِلَى…» که استعمال زیادی در قرآن دارد[6] به چه معناست؟

الَمْ تَرَ: تقریر بر جحد. با «أما رأیت» که‏ تقریر بر نفى‏ است، متفاوت است. آیا ندیده‏ اى با آیا ندیدى تفاوت دارد. در مفهوم رؤیت مى ‏تواند دیدن با چشم و یا دانستن ملحوظ باشد. همراه با «الى» توجه و نظر را مى ‏رساند؛ «أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ».[7]

«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِى حاجَ‏ إِبْراهِیمَ‏ فِى رَبّهِ أَنْ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْکَ»؛ آیا نظر نینداختى به سوى کسى که در باره پروردگار خودش و یا پروردگار ابراهیم، با ابراهیم به جدال روى آورد

«أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِن بَنِى إِسْرَ آئِیلَ»؛ آیا نظر نینداخته‏ اى به سوى جمعیت زیاد بنى‏ اسرائیل، آیا به مردم سرشار و بزرگان چشمگیر بنى اسرائیل نگاه نکرده ‏اى؟

«کُفُّوا أَیْدِیَکُمْ» به این معناست که دست نگهدارید یا متحد باشید و محیط و احاطه داشته باشید و برای جنگ و جهاد خود را مهیا و آماده نمایید؟چنانچه روایت این را به دوره امام حسن و امام حسین تطبیق می کند که در امام حسن خود را و قدرت و نیرویتان را جمع کنید و نگهدار باشید و تقیه کنید و در عصر امام حسین به قتال برخیزید و بجنگید.

اذا فجائیه نشان می دهد که گروهی از آنها در خود آمادگی ایجاد نکرده و به آن سه امر کفّ و اقامه و ایتاء که در بر دارنده تضعیف دشمن و تقویت خود با پیوند با الله و جامعه هست عمل نکرده اند و همین باعث عقب نشینی و دل بستن به متاع دنیا شده است و به دنبال آن ترس شدید از دشمن آنها را فراگرفته و احاطه کرده است.

أَوْ در « أَوْ أَشَدَّ خَشْیَهً»  برای تفصیل و تنویع است به این معنی گروهی از آنها از مردم می ترسند مانند ترسیدن از خدا و گروهی دیگر بیشتر از خدا ترسی از مردم می ترسند یا به معنای بل باشد که آنها مانند ترسیدن از خدا از مردم می ترسند بلکه بالاتر بیشتر از آنچه که از خدا می ترسند از مردم ترسانند. و یا احتمالات دیگری که در اینجا قابل طرح است ؛ ابهام یا شک و یا اباحه؟

ترس و اعتراض آنها از جهل و تعلق آنها حکایت دارد جهل به قدر و اندازه خود که از دنیا بزرگترند و در نتیجه وابستگی آنها به دنیا

فتیلا مفعول دوم برای یظلمون است یا صفت مفعول محذوف است ای ظلما فتیلا.

  

تلاوت آیه

 

آدمى که مى ‏داند راهش تا کجاست و براى تمامى احتمالات برنامه دارد و با حساب تمامى احتمالات، قدم بر مى ‏دارد دیگر ترس و حیرت و تزلزلى نخواهد داشت. و گرنه به حکایت قرآن از آنهایى خواهد بود که هنگام تشریع فریضه جهاد، اعتراض بر مى ‏دارند و از مردم، همان اندازه به خشیت و ترس مى ‏رسند و همان قدر عظمت آنها را در دل مى ‏گیرد که مانند خدا و حتّى بیشتر، از آنها ترس بر مى‏ دارند و از آنها حساب مى‏ برند[8]. «فَلَمَّا کُتِبَ عَلَیْهم الْقِتال اذا فَریِقٌ مِنْهُم یَخْشَونَ النَّاسَ کَخَشْیَهِ اللَّهِ او اشَدَّ خَشْیَهً وَ قالُوا رَبَّنا لِمَ کَتَبْتَ عَلَیْنا الْقِتال».

 

 

 

 

 



[1]  – مائده : 11 یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ یَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ فَکَفَّ أَیْدِیَهُمْ عَنْکُم‏

[2]  – تطهیر با جارى قرآن، ج‏3، ص: 16 

[4]  – نامه هاى بلوغ / 157 / مقدمه ….. ص : 139 

[5]  – و قیل فی معنى الفتیل هاهنا قولان:

أحدها- هو قول ابن عباس فی روایه و قول عطاء ابن أبی ریاح، و مجاهد، و قتاده، و الضحاک، و عطیه: إنه الذی فی شق النواه. و قال الحسن: الفتیل ما فی بطن النواه، و النقیر: ما فی ظهرها، و القطمیر قشرها.  التبیان طوسی

الثانی- ما فتلت بین إصبعیک من الوسخ‏

[6]  – این ترکیب 15 بار در قرآن آمده

[7]  – تطهیر با جارى قرآن، ج‏3، ص: 410

[8]  – قیام، ص: 131

 

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا