خانه » مقالات » تحقیق موضوعی آثار استاد » آیه های تلاوت شده- قسمت اول

آیه های تلاوت شده- قسمت اول

پیشگفتار

به حول و قوه الهی در شعبان 1390 با توجه به مقدمه استاد در کتاب “اندیشه من” به ویژه این نکته ها که می فرمایند : «یکى از روزهاى آفتابى زمستان سال 1350 بود. در حجره‏ى یکى از دوستان بودم. مقاله‏اى از سید قطب مشغولم کرده بود. مقاله‏اى بود پر از شعار و سرشار از رجزخوانى‏ها و از خود گویى‏ها. از اسلام و آن چه داشته و از غرب و آن چه که دارد.

این قدر مى‏دانم وقتى از حجره بیرون آمدم دگرگون بودم و حالتى سخت پیچیده داشتم. خشمگین و عاصى بودم….. خشم و عصیان، هراس و اشتیاق در من طوفانى راه انداخته بود……

من مى‏دیدم آن‏ها که مدعى هستند باید اسلام را از سرچشمه‏ى اصلى‏اش گرفت، این اسلام را از راه اصلى‏اش، از راه خودش به مقصد نمى‏رسانند و هنگام بیان کردن این اسلام از طرح‏هایى غیر اسلامى مدد مى‏گیرند و بر قدرتى خارجى تکیه مى‏کنند و فقط به کمک شعار مى‏خواهند اسلام را قالب بزنند و پیاده نمایند، در حالى که اسلام جز با پاى خودش به مقصد نخواهد رسید و نه تنها هدف بلکه راه هم باید راه خودش باشد. چه فرق مى‏کند در قسمت سازندگى و تهیه‏ى افراد و یا جمع آورى این‏ها و یا در قسمت تبدیل شخصیت‏ها به قدرت و بستن افراد به حزب و به بنیان مرصوص. و چه فرق مى‏کند که در قسمت تربیتى‏اش و یا در قسمت‏هاى اعتقادى‏اش یا در نظام‏هاى اقتصادى و قضایى و جزایى و حقوقى‏اش. در تمامى این‏ها و جز این‏ها نمى‏توان جز از طرح اسلامى و راه حل‏هاى قرآن به سوى راه حل دیگرى رفت و اگر رفتیم این دیگر حکومت اسلام و حقیقت اسلام نیست‏…

من در این قسمت همانند کاوشگرى که مى‏داند در اعماق چیزى هست و در نتیجه از شکست‏ها عقب نمى‏کشد کارم را شروع کردم. و براى استفاده از قرآن به کلیدهایى که خود قرآن به دست مى‏داد- و در نوشته‏اى جدا از آن یاد کرده‏ام «1»- روى آوردم، و همین کلیدها بودند که خیلى از درهاى بسته را برایم گشودند و راه‏هاى تازه‏اى پیش پایم نهادند.

امروز مفهوم کلمه‏هایى از قبیل روش تربیتى و سازندگى اسلام و یا حکومت اسلامى و یا جهاد اسلامى و یا روش رهبرى پیامبر و یا ولایت و سرپرستى و یا توحید و رسالت با بارى همراه هستند و با توشه‏اى که مى‏تواند راهى را پشت سر بگذارد و با نشانه‏هایى که مى‏تواند هر طرح دیگرى را از خود جدا کند.»

و با توجه به نوشته ” انسان در دو فصل” که آمده : «در همین نوشته‏ى مختصر (انسان در دو فصل )در رابطه با انسان و تربیت و فلسفه و عرفان و سلوک و اخلاق و فقه و تفسیر و تاریخ حرفهاى بنیادى و اساسى بسیار هست که با تلقى رایج تفاوت اساسى دارد. تا کسى به مجموعه‏ى نظریه‏ها و عقاید موجود از مسلمین و شرق و غرب مسلح نباشد و تا کسى بن‏بست مشکلات را تجربه نکرده باشد و نارسایى‏ها را در عمل ندیده باشد، نه ضرورت طرح این مباحث را مى‏فهمد و نه تفاوت‏ها و ما به الامتیاز و ما به الاشتراک مطالب را، و ناچار بر سطح مى‏لغزد و اگر پیشداورى و قضاوت‏هاى پیش ساخته نداشته باشد و حرف‏ها را به التقاط و انحراف نبندد، ناچار به پرگویى و لفاظى و هیجان پراکنى خواهد بست و دل خویش راحت خواهد داشت.» [1]

با توجه به این نگاه اصیل استاد تصمیم گرفتیم کاری را در اندیشه های قرآنی استاد شروع کنیم تا نشان داده شود که تنها کتاب هدایت و شفا و کتاب زندگی، قرآن است و بس. و حتی می شود تنها با یک آیه آن، یک عمر زندگی کرد.

و از آنجا که استاد مهمترین  مسئله را در شرایط کنونی  تربیت می داند و می فرماید : «جامعه‏ى بشرى نیازمند بقال، بنا، مقنى، نجار، مهندس و طبیب و مربى است. این‏ها همه نیازهاى جامعه است اما شدیدترین آن‏ها نیاز تربیتى است، زیرا صنعت و تکنیک پیشرفته در جامعه‏اى که فقر تربیتى دارد جز به انهدام و نابودى آنان کمک نمى‏کند و همانند تیغ تیزى است که در دست کودکى باشد. هر چه تیغ تیزتر باشد دست کودک زودتر جدا شده و جانش بیشتر در خطر افتاده است» [2].

و برای تربیت نیاز به مربی را مطرح می کند  و در این رابطه می فرماید :  «در آن‏جا که ما هستى را با وسعتى شناختیم که تا بى‏نهایت راه دارد و انسان را به عظمتى شناختیم که این هستى را زیر پا دارد، ناچار انسان به گونه‏اى تربیت مى‏شود که با قانون‏هاى حاکم بر این عوالم درگیر نشود و به گونه‏اى تربیت مى‏شود که استعداد و سرمایه‏هایش در تمام این عوالم کارگشا باشند و با قانون‏هایى دمخور مى‏شود که در تمام این عوالم تجربه‏ شده‏اند و شناخته شده‏اند و وضع شده‏اند و براى مسائلى مى‏کوشد که در این بى‏نهایت فرصت، آمد و شد دارند. و ناچار مربى این انسان عظیم، در این پهناى هستى و این وسعت گسترده، وجودى مى‏تواند باشد عظیم‏تر و وسیع‏تر. وجودى محیط و آگاه و در عین حال مهربان و دلسوز.

وجودى آگاه از ما و استعدادهاى بى‏نهایت ما و آگاه از هستى و قانون‏هاى بى‏شمار آن. وجودى مهربان و دلسوز براى رشد ما و کمال ما و سعادت و بهزیستى ما.

و چه وجودى آگاه‏تر از خداوند هستى و انسان، که انسان را آفرید و هستى را براى انسان آفرید.»[3]

«….. مربى اوست و دیگران باید از او درس تربیت بیاموزند؛ چون مربى باید از استعدادها و از کسرى‏ها و از دردها و درمان‏ها و عوامل تربیتى آگاه باشد و قانون‏هاى مؤثر را بشناسد. مربى مانند طبیب است، باید دردها را بشناسد و داروها را بشناسد و روحیه‏ها را بشناسد؛ چون هر دارویى در هر روحیه‏اى مؤثر نیست.»

 و در توضیح این نکته که دیگرانی که خدا به آنها آموخته تا آنها مربی چنین انسان شوند چه کسانی هستند می گوید : «خداوند هستى و مربى انسان، انسان‏هایى را تربیت مى‏کند «وَ یُذْهِبَ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ یُطَهِّرَهُم تَطْهیراً»»[4]

 و پلیدى‏ها را از آن‏ها مى‏زداید و به وسیله‏ى وَحْى، آن‏ها را با قانون‏ها و دردها و داروها آشنا مى‏سازد و با نورانیت و پاکى و آگاهى، آن‏ها را بر روحیه‏ها و طبیعت‏ها مسلط مى‏نماید و آن‏ها را پیشوا و مربى و آموزگار و مزکّى و مطهّر خلق مى‏سازد[5]؛ «یَتْلُوا عَلَیْهِم آیاتِهِ وَ یُزَکّیهِم وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ.» 

 و این‏ها هستند که در میان خلقِ او به تربیت خلق و شکوفا کردن استعداد و تتمیم اخلاق کریمه همت گماشته‏اند که: «بُعِثْتُ لِاتَمِّمَ مَکارِمَ الاخْلاقِ».[6]

 آنگاه از ویژگی مربی به طور عام سخن می گویند که قطعا باید از چنین انسان های تربیت شده خود خدا، بیاموزند. و به بیان ایشان : «کسانى مى‏توانند مربى انسان‏ها باشند که به دردها و درمان‏ها و به وضع روحیه‏ها آگاهى داشته باشند.

آگاهى از دردها و درمان‏ها را باید از وحى– از کتاب و سنت- بدست آورد؛ چون اوست که از استعدادهاى انسان و قلمرو استعدادهاى او و از قانون‏هاى حاکم بر این دو آگاه است و درگیرى‏ها و دردها و درمان‏ها و راه حل‏ها را مى‏شناسد»[7].

در اینجاست که ایشان تسلط بر وحی را مطرح می کنند تا بتوان با تلاوت آیه ها به درمان و تربیت پرداخت و اینجاست که استاد با تسلطی که بر وحی دارند می توانند مربی انسان باشند و به تلاوت آیه ها بپردازند و جایگاه آیات را به کسانی که این تسلط را ندارند نشان دهند چنانچه خود ایشان می فرمایند : «کسى که مى‏خواهد از قرآن بهره بگیرد، یا باید دیگرى برایش آیه‏ها را تلاوت کند و دارویش را نشانش بدهد و یا خود بر تمام قرآن مسلط باشد و جایگاه‏ها و روحیه‏ها را بشناسد و از آیه‏ى مورد نیاز استفاده کند.»[8]

بنابرین در وهله اول این خداست که آیه هایش را بر رسول تلاوت می کند تا رسول تلاوت کننده آنها بر  مردم باشد و پس از رسول، اهل بیت او هستند که چنین رسالتی را به دوش می کشند تا با تلاوت آیه ها انسان ها را از ظلمت ها به نور خارج کنند و در مرحله آخر این رسالت بر دوش شاگردان اهل بیت گذاشته شده تا با چهار ویژه گی تسلط و تدبر و تفکر و تقرب به مربی عالم؛ خدای سبحان، به تلاوت آیه ها بر توده ها بپردازند که در این میان استاد صفایی از میان شاگردان اهل بیت از جایگاه خاصی برخوردار است زیرا که توانسته با کسب همه توانایی های لازم در این حوزه و با حبس خود براهل بیت طهارت و با تواضع و خشوع در برابر عظمت قرآن و تقرب به حق تعالی به حق جایگاه آیه ها رابشناسد و با شناخت دردها به تلاوت آیه ها بپردازد و دردهای جامعه بشری را درمان کند.

 و این ما هستیم که اکنون در محضر استاد نشسته به تلاوت های دل نشین او گوش جان فرا دهیم تا به حیات قرآنی که همان حیات طیبه است، رسیده  و تولد دو باره خود را جشن بگیریم ؛تربیت شویم و به تربیت نسل نو بپردازیم که تربیت در سایه تلاوت آیه ها میسر است.    

و هدف ما از این نوشته نیز همین مهم است که دیگران در محضر استاد جایگاه آیات را بشناسند و آنگونه که ایشان تلاوت کرده، بهره مند شوند و طرحی نو و اصیل در اندازند.

البته از این نکته نباید غافل شد که منظور ما  از تلاوت آیه ها صرف قرائت و بحث از آیه ها نیست که تلاوت آنگونه که در جای خودش تبین شده[9] خواندن آیه ها در جایگاهش با توجه به نوع مخاطب و نوع درد و مرض و مشکل  است که اگر آیه در جایگاهش خوانده نشود تحریف است. و به همانگونه که تلاوت نور پاشیدن است تحریف انحراف و ظلمت است!!

اساس کار در این نوشته گفتگو از آیاتی است که استاد در گستره نوشته های خود به غیر از نوشته های تفسیری – مانند تطهیرها- آنان را تلاوت کرده که ما بر اساس ترتیب سوره ها آنها را پی می گیریم و آنجا که لازم باشد مطلبی را گوشزد نموده و در موارد خاصی به مقایسه و نقل کلام دیگران روی می آوریم، به این امید که توانسته باشیم گامی هرچند کوچک در راستای خروج قرآن از مهجوریت برداشته و زمینه بهره مندی دیگران را از نور قرآن فراهم کرده باشیم.

قسمت بعدی

 



[1]  – انسان در دو فصل ص :9و 10

[2]  – مسئولیت و سازندگى، ص: 29

[3]  – مسئولیت و سازندگى، ص: 51

[4]  – احزاب 33

[5]  – مسئولیت و سازندگى، ص: 54

[6]  –  مسئولیت و سازندگى، ص: 51

[7]  – مسئولیت و سازندگى، ص: 55

[8]  –  روش برداشت از قرآن ص 27

[9]  – ر.ب.ک.روش برداشت از قرآن از استاد و جزوه همراه روش برداشت از نگارنده 

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
Scroll to Top