خانه » مقالات » تحقیق موضوعی آثار استاد » آیه های تلاوت شده – قسمت سیزدهم

آیه های تلاوت شده – قسمت سیزدهم

اساس کار در این نوشته گفتگو از آیاتی است که مرحوم استاد صفایی در گستره نوشته های خود به غیر از نوشته های تفسیری – مانند تطهیرها- آنان را تلاوت کرده است. توضیحات بیشتر را در اینجا ببینید.

که عشق آسان نمود اول، ولى افتاد مشکل‏ها

 

لنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَى‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْامْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَرات.( 145)

 براى رسیدن به عبودیت و توحید، با فکر و ارزیابى و با سنجش و انتخاب و با عشق و ایمان شروع مى‏کنیم.

و با این ایمان است که انسان به راه افتاده. و این عشق است که مشکل‏ها را آسان نموده و گذشتن‏ها را سهل کرده است. و با این ایمان است که رسیدن به عبودیت و صراط مستقیم امکان گرفته است  عشق به راه مى‏اندازد، اما در راه مشکل‏ها شروع مى‏شوند. تا کسى راه نیفتاده، رنجى ندارد و مانعى ندارد. تا هواپیما برنخاسته کششى را احساس نمى‏کند.

با شروع حرکت، مشکل‏ها شروع مى‏شوند و این است که عشق آسان نمود اول، ولى افتاد مشکل‏ها.آنها که راه مى‏افتند تازه به خطرها مى‏رسند و آنها که شتاب بر مى‏دارند، باید حتى لرزش‏ها را کنترل کنند؛ چون در سرعت‏هاى زیاد یک دهم ثانیه انحراف، سى هزار کیلومتر انحراف است. و این است که یک کبر، یک حرص، یک بخل و یک حسد و یک شتاب، شیطان و آدم و پسر آدم و یونس را از عظمت‏هاى زیاد به تبعیدها و زندان‏ها گرفتار نمود. اما ما با این که جامع الشرایط هستیم و تمام اینها را با هم داریم، هنوز زندانى شکم ماهى‏ها نگشته‏ایم. تفاوت در همان سرعت و شتاب است. در سرعت‏هاى زیاد، انحراف‏ها ضریب برمى‏دارند و کوچک‏ها بزرگ مى‏شوند و این است که با ایمان و عشق، با حرکت و سرعت، تازه مانع‏ها و خطرها و مشکل‏ها سبز مى‏شوند.

در این مرحله بت‏ها نمودار مى‏گردند. در این مرحله سنگ‏ها جلوگیر راه مى‏شوند. هوس‏هاى دل و حرف‏هاى خلق و جلوه‏هاى دنیا، جاذبه‏هایى پیدا مى‏کنند.

و این است که باید ضربه‏ها شروع شوند و جام بلا سرشار شود، که:

جام بلا

لنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَى‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْامْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَرات. 

ترس‏ها و گرسنگى‏ها و کمبودها،

در ثروت‏ها،

و در جان‏ها،

و در میوه‏ها و نتیجه‏ها شروع مى‏شوند، گاهى درخت تو را مى‏گیرند این مسأله‏اى نیست. اما آنجا که درخت‏ها بارور شده‏اند و بار گرفته‏اند ودست‏ها براى چیدن میوه‏ها دراز شده و دهان‏ها آب انداخته، در این مرحله که ثمرات را مى‏گیرند و نتیجه‏ها را مى‏ستانند، فشارها شدید مى‏شوند. و این فشار، براى آنها که حرکت را طالب هستند و در راهند، سرعت مى‏آفریند. گرچه براى آنها که در بن‏بست هستند، مرگ بیاورد و آنها را بشکند. آنها که در راهند و سنگ‏ها جلوگیر آن‏هاست و جاذبه‏ها و کشش‏ها مانع راهشان است، باید از تمام مانع‏ها و بت‏ها ضربه بخورند تا جدا شوند و راه خویش را بیابند و در راه نمانند پس از این مرحله و پس از دیدار ضربه‏ها و گرفتارى‏ها، عجز روى مى‏نماید. و این عجز مى‏شود زمینه‏ى طلب و پاى حرکت ‏[1]

بلا شرط عبودیت

 براى رسیدن به عبودیت، پاى ایمان کافى نیست. ایمان مثل موتورى بود که روشن شده بود، اما از آنجا که سنگ‏ها و بت‏ها در راه است باید ضربه‏ها و بلاها پیش بیابد تا سنگ‏هاى راه و بت‏هاى دل، بشکند. [2]

با این بلاها و صدمه‏هاست که انسان به عجز مى‏رسد و در نتیجه به اعتصام و استعانت، وَ ایَّاکَ نَسْتَعین. استعانت پایى است که ما را به صراط

مى‏رساند، البته پس از آنکه از فکر (ارزیابى) و عقل (سنجش) و ایمان و بلاء بگذریم و به مرحله‏ى عجز برسیم، نه عقل و نه عشق، بل عجز است که مى‏رساند و بااین مرکب به صراط رسیده‏اند[3]

ریاضت های آسمانی

بلاء و ضربه پس از مرحله‏ى عشق و ایمان است. هر کس عاشق‏تر است، جام بلایش سرشارتر.

هر که در این بزم مقرب‏تر است‏جام بلا بیشترش مى‏دهند

کسى که سلامت را نمى‏خواهد، دواء را تحمل نمى‏کند و بلا را نمى‏فهمد. ماشینى که راه را نمى‏خواهد و حرکتى را نمى‏طلبد، به جاذبه‏اى نیازش نیست و فشارى و محرکى لازم ندارد.

این است که ریاضت‏ها را از بالا اندازه مى‏گیرند. و همین است که ریاضت‏هاى خود ساخته و ورزش‏هاى محرومیت، گرچه مؤثر باشد، مفید نیست.

آن اثر و قدرتى که از این ریاضت بدست مى‏آید، خود، هدف مرتاض مى‏شود و بت او و در نتیجه قتلگاه دلش. مادام که شناخت و عشق در دل خانه نگیرد، این تلقین‏ها و ریاضت‏ها جز مسخ و نفى انسان و جز خستگى و بت پرستى او، بهره‏اى نخواهند داشت.

عرفانى که با ذکر بدون فکر و با تلقین بدون شناخت و با ریاضت بدون عشق و ایمان بدست مى‏رسد، خود نردبان قدرت و تسخیر است و دستاویز بت سازى و بت پرستى.

آنجا که فکر و شناخت و عشق در انسان مایه گرفت. دیگر ضربه‏ها و بلاها از بالا حواله مى‏شوند و این آیه؛ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَى‏ءٍ مِنَ الْخَوفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْامْوالِ وَ الْانفُسِ وَ الثَّمَرات، ریاضت‏هایى را وعده مى‏دهد که‏ سازنده است و مفید. بت شکن است و راهساز. این ریاضت‏هاى آسمانى است که کمال را بهره مى‏دهد و انسان را نگه مى‏دارد.[4]

مراحل ابتلاء

در این آیه هم مراحل ابتلا توضیح داده شده: « وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَىْءٍ مِنَ آلْخَوْفِ وَ آلْجُوْعِ وَ نَقْصٍ مِنَ آلاَْمْوَالِ وَ آلاَْنْفُسِ وَ آلثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ آلصَّابِرِینَ [5] ». مرحله اوّل، ترس است؛ ترس از این که چه مى‌شود!

یکى از رفقا مى‌گفت: کسى که بیست سال در صف ایستاده و سلوک و فعّالیّتى داشته است، خودش مى‌گفت که به حالتى رسیده‌ام که حدود شش ماه است ترس‌هاى عجیبى مرا فرا گرفته است؛ ترس از این که نکند چه بشود یا نکند که نتوانم فلان کار را بکنم!

ما گام اوّل بلا را تحمّل نمى‌کنیم، که:

گام اوّل، خوف است؛ «وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَىْءٍ مِنَ آلْخَوْفِ». همه ما با خوف زمین مى‌خوریم! آن هم نه خوف مستمر، که کمى از خوف ـ بِشَىْءٍ مِنَ آلْخَوْفِ ـ ما را بیچاره مى‌کند. ترس از این که آینده چه مى‌شود، بچّه‌هامان چه مى‌شوند، خودم چه مى‌شوم…، آن چنان به انسان فشار مى‌آورد، که او را به جنون مى‌کشد.

من بچّه‌هایى را دیده‌ام که پانزده سال مقیّد بودند، حتى ریاضت مى‌کشیدند، عبادت داشتند، تحت برنامه بودند، مرشد داشتند… ولى وقتى که بلا به سراغ‌شان آمد، تمامى آن بافته‌هاشان به هم ریخت! خوف از این که نکند فلان روز، در فلان جا، فلان کس حرفى را بزند، همین خوف، او را ملتهب کرده است.

گام دوّم و مرحله بعدى جوع(گرسنگى) است؛ «وَ آلْجُوْعِ».

پس بعد از خوف، مرحله جوع و بعد هم، نقص در اموال و در اَنْفُس و در ثمرات است. این‌ها بلاست.

گام‌هاى بعدى، گرفتارى‌هایى است که مى‌آید؛ «وَ نَقْصٍ مِنَ آلاَْمْوَالِ وَ آلاَْنْفُسِ وَ آلثَّمَرَاتِ»؛ گرفتارى‌هایى که براى جان و مال و ثمرات انسان به وجود مى‌آید.

و این ثمرات، از همه مهم‌تر است؛ چون آدمى یک عمر فعّالیّت کرده، درختى را کاشته و میوه داده، همین که مى‌آید میوه‌اش را بچیند یا خودش را و یا آن را مى‌برند و ثمره‌هاى دلش را مى‌گیرند. انسان سال‌هایى را گذاشته، نیروهایى را خرج کرده و به کسانى دل بسته؛ فرزندى، دوستى و… این‌جاست که میوه‌هاى دلش را مى‌گیرند، ثمرات را مى‌گیرند، که خدا، خداى رندهاست و مى‌داند که کجا دست بگذارد!

فتنه‌ها هم زن است، زیبایى است، پول است، عناوین دنیاست. حال ما چقدر مى‌ایستیم؟! خیلى از ما در برابر شکنجه و زندان، در برابر مصیبت‌ها صابر بودیم و توانسته بودیم که فقر را تحمّل کنیم، ولى در برابر زن و لذّت و قدرت و ثروت و اختلاس و… دیگر از پا افتادیم. باید آماده این آفت‌ها باشیم. خوب دقّت کنید! که دردها این است.

فتنه دیگرى هم که باید به آن توجّه داشت، براى کسانى است که وقتى مى‌بینند رفیق‌هاشان از پا در آمدند، وقتى مى‌بینند آن‌هایى که واکسینه نشده‌اند و آفت‌ها در آن‌ها نفوذ کرده، از همه چیز برمى‌گردند. این‌ها به جاى این که بروند و خود را واکسینه کنند، بروند و خود را در برابر این فتنه‌ها آماده کنند، از دین برمى‌گردند و مى‌گویند: بابا! همه‌اش دروغ بود. نه، همه‌اش دروغ نبود، که تو شکاف‌ها را در نظر نگرفته بودى، تو آن‌ها را نبسته بودى، تو مُسدَّد نشده بودى و شکاف‌ها و سوراخ‌ها را محکم نگرفته بودى.[6]

 



[1]  – نقد3ص:83

[2]  – الْبَلاءُ لِلْوِلاء. آنها که به ایمان مى‏رسند، به گرفتارى خواهند رسید، انّ أشَدَّ النّاس إِبْتِلاءً أَلأَنْبیاء ثُمّ الأَمْثَل فَالأَمْثَل. کافى، ج 2، ص 252.

[3]  – روش برداشت از قرآن، ص: 95

[4]  – روش نقد جلد3، ص: 89

[5] ـ بقره، 155.

[6]  – فوز سالک،ص:84

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا