خانه » مقالات » تحقیق موضوعی آثار استاد » آیه های تلاوت شده- قسمت هفدهم

آیه های تلاوت شده- قسمت هفدهم

اساس کار در این نوشته گفتگو از آیاتی است که مرحوم استاد صفایی در گستره نوشته های خود به غیر از نوشته های تفسیری – مانند تطهیرها- آنان را تلاوت کرده است. توضیحات بیشتر را در اینجا ببینید.

با همه صداقت با دین در ستیزند!!

 

وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یُعْجِبُکَ قَوْلُهُ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ یُشْهِدُ اللَّهَ عَلى‏ ما فی‏ قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ (204)

  گروه فارغ از دین و سرشار از خصومت که نه تنها على و اهل بیت را، که هرگونه تقدیر و تدبیر و تربیت و تشکل دینى را مزاحم خویش مى‏شناسد که،« وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یُعْجِبُکَ قَوْلُهُ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ یُشْهِدُ اللَّهَ عَلى‏ ما فی‏ قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ ».این‏ها با این‏که حرف‏هاى اعجاب آور و دل‏هاى مشهود و صادقى دارند، به لجاجت و خصومت مى‏رسند، چون هر گونه طرح دینى مزاحم منافع آن‏هاست و هر جریانى که آدمى را براى بیش‏تر از هفتاد سال بخواهد و او را در نور بیاورد و سرشار سازد با این‏ها که او را براى هفتادسال و در تاریکى و پوک مى‏خواهند تا به اطاعت بکشند، درگیر است که فراعنه با موسى سازگار نیستند با آنکه موسى مى‏خواهد بنى اسرائیل را ببرد ولى فریاد مى‏کند که مى‏خواهد شما را از سرزمین خودتان بیرون کند چون مى‏خواهد برده‏هاى شما را با خود ببرد و از استخفاف واستضعاف و استثمار برهاند و با طرح «فاستخف قومه فاطاعوه»، درگیر شود.[1]

تبدیل حب نفس

 وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ (207)

نظام اخلاقى اسلام مبتنى بر دو اصل ترکیب و تبدیل است؛ یعنى اینکه هر گونه تحول و تغییرى در فردى بخواهد ایجاد شود منوط به این دو اصل است‏. و برای تحقق این تبدیل و تصعید چند راه وجود دارد:

راه اول: انتخاب بهتر: هنگامى‏که قدر و اندازه خود و عظمت استعدادهاى خود را مى‏یابیم و به ارزش خود پى مى‏بریم.

راه دوم: تجارت سود آور: با این زمینه‏ها که گذشت انسان مى‏تواند کمتر را بدهد و زیادتر را بدست بیاورد، انسان مى‏تواند تجارت کند و کم‏هاى خودش را زیاد بنماید و چه مشترى بهتر از خدا که مى‏تواند بدهد و حتى دیوار مرگ جلوگیر او نیست «ان اللَّه اشترى من المؤمنین «3». خدا خریدار است و انسان اگر با او معامله نکند و با او کنار نیاید با چه کسى مى‏تواند تجارت کند و بهره‏مندشود؟! «فلیقاتل فى سبیل اللَّه الذین یشرون الحیوه الدنیا»، «1»

 باید زندگى محدودش را با زندگى عظیم‏ترى که استعدادهایش از آن حکایت دارند معامله کند و حب نفس او اینگونه تبدیل شده‏است. «و من الناس من یشرى نفسه ابتغاء مرضات اللَّه «2»»؛ گروهى هستند که خودشان را در طلب خواسته‏ها و رضاى خدا فروختند و به این تجارت روى آوردند تا وجود محدود و محکوم آن‏ها به وسعتى برسد و دیوارهایش بریزد. .[2]

 


[1]  – وارثان عاشورا، ص: 147

[2]  –  نظام اخلاقى اسلام، ص: 24

 

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا