خانه » مقالات » تحقیق موضوعی آثار استاد » آیه های تلاوت شده- قسمت پانزدهم

آیه های تلاوت شده- قسمت پانزدهم

اساس کار در این نوشته گفتگو از آیاتی است که مرحوم استاد صفایی در گستره نوشته های خود به غیر از نوشته های تفسیری – مانند تطهیرها- آنان را تلاوت کرده است. توضیحات بیشتر را در اینجا ببینید. 

شتاب و سبقت

 

وَ لِکُلٍّ وِجْهَهٌ هُوَ مُوَلِّیها فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمیعاً إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ (148)

تربیت دینی بر حوزه های مختلف معرفت و احساس و عمل اثر گذار هستند و همه این حوزه ها را دگرگون می کنند و همزمان با اثر گذاری آفت های هر حوزه را شناسایی و مداوا می کنند ؛ از جمله در حوزه عمل برای اینکه انسان گرفتار استکثارو غرور یا یأس و سرخوردگی نشوند باید به نسبت های عمل توجه نموده و عمل را با جایگاهش مقایسه کند و به تلاوت این آیه گوش فرا دهد که استاد می گویند :در طول تاریخ خیلى‏ها از حسین یاد کردند و خون هم دادند. بعد از عاشورا چهارهزارخون از توابین بر روى زمین ریخت. ولى این خون‏ها چه کرد؟ قطره‏هاى بنزین اگر در جایگاه خودش بنشیند حرکت ایجاد مى‏کند، اما خروارها بنزین آزاد، جز حرارت اثرى ندارد. این مهم است که عمل را بازمان و مکان خودش بسنجیم و شتابکنیم. فقط به عمل و اقدام قانع نباشیم که:سارعوا الى مغفره»، «1» «فاستبقوا الخیرات». «2» باید شتاب داشت و مسابقه داد و کار را در زمان و مکان مناسبش ارائه داد.[1]

 

عشق شدیدتر

 

وَ الَّذینَ آمَنُوا اشَدُّ حُبّاً للَّهِ(165)

براى تربیت انسان، براى ساختن بشر باید در او عشقى آفرید که از تمام غریزه‏ها نیرومندتر باشد و باید در او نیرویى گذاشت که تمام زنجیرها را با خود بردارد و تمام نگهبان‏ها را همراه بکشد.و مادام که این عشق عظیم و این نیروى بزرگ در انسان نیاید و پا نگیرد، براى انسان حرکتى نخواهد بود و از بند اسارت‏ها نجاتى نخواهد یافت.

قرآن مى‏گوید: «وَ الَّذینَ آمَنُوا اشَدُّ حُبّاً للَّهِ»؛ آن‏ها که به سوى حق گرویده‏اند و به سوى «اللَّه» آمده‏اند، از عشق، از محبت شدیدترى نسبت به حق برخوردارند.

ما از محبوب‏هاى خود به خاطر محبوب‏ترى چشم مى‏پوشیم و خوب را فداى خوب‏تر مى‏کنیم و آنچه با اهمیت‏تر است انتخاب مى‏کنیم. با آن که پول را دوست داریم مى‏دهیم تا به آنچه بیشتر مى‏خواهیم برسیم. با آن که جان خود را دوست داریم از جان خودمى‏گذریم تا به آزادى دست یابیم. عشق شدیدتر و حب «اللَّه» ما را از اسارت غرایز و حب نفس و حب دنیا آزاد مى‏کند. ابراهیم با آن که اسماعیل را دوست دارد و خیلى هم دوست دارد، در راه حق و به خاطر دستور او قربانى مى‏کند.[2]

وَالّذینَ آمَنْوُا اشَدُّ حُبّاً للَّهِ.

 آنچه ما را از خویشتن مى‏رهاند و از اسارت‏ها آزاد مى‏کند، یکى شناخت عظمت ماست و دیگرى عشق بزرگ‏تر. و این است که مؤمن از عشق بزرگ‏ترى سرشار است.[3] 

جهاد با دشمن خارجی

 

قاتِلُوهُمْ حَتّى‏ لاتَکُونَ فِتْنَهٌ(193)

جهاد باکفار و چشم پوشان، پس از تبیین ارزش‏ها و صف‏بندى گروهها، مطرح مى‏شود و در این مرحله براى رفع و نفى فتنه و فریب، قتال و جنگ ضرورت مى‏یابد. که: «قاتِلُوهُمْ حَتّى‏ لاتَکُونَ فِتْنَهٌ .[4]



[1] – انسان در دو فصل، ص: 76

 

[2]  – مسئولیت و سازندگى، ص: 55

 

[3]  – مسئولیت و سازندگى، ص: 172

 

[4]  – چهل حدیث از امام حسین(ع)، ص: 56

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا