خانه » مقالات » تحقیق موضوعی آثار استاد » آیه های تلاوت شده- قسمت یازدهم

آیه های تلاوت شده- قسمت یازدهم

 اساس کار در این نوشته گفتگو از آیاتی است که مرحوم استاد صفایی در گستره نوشته های خود به غیر از نوشته های تفسیری – مانند تطهیرها- آنان را تلاوت کرده است. توضیحات بیشتر را در اینجا ببینید.

انتظار بدون آمادگی

 وَ لَمَّا جاءَهُمْ کِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ وَ کانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذینَ کَفَرُوا فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَهُ اللَّهِ عَلَى الْکافِرینَ (89)

انسانى که با خودش کار نکرده و ظرفیتش را به اندازه‏ى همتش بالا نبرده، در مرحله‏ى حرف و پیش از عمل، طالب و مشتاق و آماده‏ى نعمت‏هایى است که در مرحله‏ى عمل، تحمل و پذیرش آن را از دست مى‏دهد و در برابر آن مى‏ایستد و با آن مى‏ستیزد.

بسیار آدم‏ها که به انتظار نعمتى، دوستى و کارى هستند، ولى همین که با خودش روبرو مى‏شوند فرار مى‏کنند و یا آن را کنار مى‏گذارند و نفى مى‏کنند.

این داستان شاید از محدودیت محاسبه‏ى انسان مایه بگیرد، که در صورت حسابش، تمامى رقم‏ها را ملاحظه نکرده و به حساب نیاورده است. انسانى که شهادت ندارد و تمام ابعاد را در نظر نمى‏گیرد، امروز به دنبال کارى مى‏افتد و همین که سر و کله‏ى کارش پیدا شد، وحشت مى‏کند و مى‏گریزد و یا مى‏ماند و در را بر روى خویش مى‏بندد.

داستان رسالت محمد از همین نعمت‏هاست که اهل کتاب و مشرکین مکه، هر دو طالبش بودند؛ و کانوا من قبل یَستفتحون على الذین کفروا فلمّا جائهم ما عرفوا کفروا به فلعنه اللّه على الکافرین.

 اینها، این اهل کتاب از پیش کافرها را با محمد مى‏ترساندند که ما با او به پیروزى مى‏رسیم و با همدستى او شما را مى‏کوبیم، اما همین که محمد آمد، محمدى که او را از پیش شناخته بودند و با او استفتاح مى‏کردند، همین که محمد آمد، کفروا به؛ به او کافر شدند و این است که نفرین و لعنت بر آنهاست.

در تاریخ است که از شب تولد رسول، عده‏اى از دانشمندان اهل کتاب، به مکه آمدند و از افراد قریش که در کنار کعبه نشسته بودند، پرسیدند که آیا دیشب در خانواده‏هاى شما در مکه پسرى متولد شده است؟

آنها گفتند: نه، در ما تولدى نبوده.

فریاد خوشحالى دانشمندان بالا رفت که براى همیشه نبوت در خاندان اسراییل ماند. مشرک‏هاى قریش که حرفى تازه مى‏شنیدند به جوش آمدند و برخاستند تا تحقیق کنند و با تحقیق بدست آوردند که در دامن آمنه از عبدالله، پسرى طلوع کرده است.

هنگامى که یهود و دانشمندان این خبر را شنیدند، با انکار پرسیدند که این‏  تولد پس از گفته‏ى ما بوده یا دیشب به دنیا آمده است؟

قریش با تأکید گفتند و با خوشحالى توضیح دادند که، نه همان دیشب به دنیا آمده است.

یهود خواستند تا نوزاد را ببینند و دیدند و حتى در میان شانه‏اش خالى را که مهر نبوت مى‏گفتند دیدند و بیهوش افتادند. و قریش سرشار که افتخارى بدست آورده‏اند، ولى شنیدند همین فرزند، همین که خوشحالتان کرده تمامى‏تان را به خاک مى‏نشاند و به خون مى‏کشد.

در آن آیه هم هست که آنها به انتظار رسول بوده‏اند و بشارت او را از پیش شنیده بودند؛ مبشراً برسول یأتى من بعدى اسمه احمد.   و همانطور که فرزندان خود را مى‏شناختند، او را مى‏شناختند؛ یعرفونه کما یعرفون أبنائهم. «2»

این قریش مشرک و آن هم یهود و نصارى که همگى با هم متحد شده بودند تا رسول بر آنها طلوع کند و به سوى آنها بیاید.[1]

و این زنگ خطر برای کسانی است که بدون آماده گی در انتظار ظهور هستند و شعار  عجّل علی ظهورک را سر می دهند غافل از اینکه اگر آماده نبود و  ظرفیت نداشت، خود او اول کسی است که در برابر ولی می ایستد و به کمتر از خون ولی قانع نمی شود که علاوه بر تنزیل آیه در مورد رسول نمونه های دیگری چون صفین و کربلا دارد که چگونه دوستان و شیعیان علی و حسین در برابر آنها ایستادند و ارکان هدایت را شکستند و سرزمین طف را از خون حسین رنگین کردند همان ها که به خود می بالند و دیگران را تهدید به فتح و پیروزی می کردند؛ إِنَّ أَمْرَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَب‏……….[2]



[1]  – تطهیر با جارى قرآن(3)، ص: 147

[2]  – خظبه :189

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
Scroll to Top