خانه » مقالات » آثار شاگردان استاد » آیه های تلاوت شده – قسمت 54

آیه های تلاوت شده – قسمت 54

استغفار ما و شفاعت رسول

نساء: 64

وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللَّه‏

وَ لَوْ انَّهمْ اذْ ظَلَمُوا انْفسَهُمْ، جاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّه وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً». (64)

بررسی واژ ها

رسول:

کسی که بار رسالتی را بدوش می کشد و از غیر مرسِل و فرستنده منقطع است و اساسا شرط رسالت عبودیت و انقطاع از غیر است

ظلم:

ظلم در مقابل نور. تاریکی.[1]  ظلم کردن چیزی را در تاریکی گذاشتن  و در نتیجه در غیر جایگاه خودش قرار دادن است. و ظلم به نفس یعنی قدر او را نشناختن و حق او را ندادن و حرمت او را نگه نداشتن وو اینها یعنی خروج از نور و فرو رفتن در ظلمت. و ظلم عظیم بودن شرک از این جهت است که از جهت اصلی که نور حق است منحرف شدن و جهات متعددی را برگزیدن و در تاریکی فرورفتن .

جاء :

آمد . آمدن با قصد رسیدن به نتیجه.[2] با «باء» متعدی می شود و باب افعال آن به چیزی چسپیدن و به آن پناه آوردن؛ فَأَجاءَهَا الْمَخاضُ إِلى‏ جِذْعِ النَّخْلَهِ …[3]و اتی آمدن به سهولت بدون قصد حصول نتیجه است. جمله با جاء تمام است ولی با اتی تمام نیست و احتیاج به قید دارد.[4]

 غفر:

پوشاندن چیزی و حبس آن تا از یک طرف  آثارش ظاهر نشود و گسترش پیدا نکند و از طرف دیگر تبعاتش برداشته شود و تحت تعقیب قرار نگرید بنابرین استغفار و طلب غفران ذنوب یعنی جلوگیری از گسترش اثز گناهان و حبس و حصر آنها و دوم جلوگیری از تعقیب و عقاب آنها [5]چنانچه گفته شده: غَفِرَ الثَّوبُ، إذا ثارَ زِئبِرُه. لأنَّ الزِّئبِر یُغطَّى وجهَ الثَّوب  و زئبر همان زبری و درزها و زشتی لباس است که ثوره و برعکس شده و مخفی می شود. و یقال: اصبُغْ ثوبَکَ بالسواد فإنه‏ أَغْفَرُ للوسخ: أی أَغْطَى له.[6] رنگ کردن لباس باعث چرک تابی آن است.[7] و گفته می شود:  غفرتُ‏ المَتاع، إذا جعلته فی وعاء؛ حبس کالا در ظرف

وجدوا:

وجد یافتن چیزی بر صفتی. به این جهت دو مفعولی و از افعال قلوب است. و گاهی مفعول دوم آن با واسطه می آید که نمونه هایش در استعمالات قرآنی زیاد است.

رحیما: در رحمت سه عنصر عنایت، رأفت و بخشش نهفته است

 

پرسش های ترکیبی و ارتباطی

 

آمدن جمله در قالب حصر مستثنی در مستثنی منه هدف از رسالت را نشان می دهد یا غایت رسالت را بیان می کند که فلسفه ارسال رسل وقتی تحقق می یابد که آنچه رسولان آورده اند اطاعت شود و گرنه بشر به غایتی که برای آن خلق شده که همان عبودیت باشد نمی رسند. پس رسول باید اطاعت شود و هر رسولی در هر دوره ای واجب الاطاعه هست و اطاعتش نیز به اذن و اجازه و رخصت حق است که اصل اطاعت برای خدای سبحان است که همه لله و برای او هستند و در مرحله بعد اطاعت کسانی که او اذن داده است و چنین اذنی اگر مطلق باشد عصمت آنها را ثابت می کند که در آیه 59 گذشت و تأکید آیه در اینجا بر غایت ارسال پیامبران است.

رسولان در گام اول وظیفه ابلاغ و تبین را دارند این است که با بینات همراه می شوند و بعد از این مرحله انسانها قدرت انتخاب پیدا می کنند که حیاتشان در استجابت و پذیرش دعوت رسول است که در این مرحله کتاب و میزان مطرح می شود و در مرحله سوم که گروهی در برابر دعوت ایستادند و اطاعت نکردند مرحله انزال حدید و جنگ و قتال مطرح می شود  

آمدن «لو» به جای «اذا» و «ان» چه نکته ای دارد ؟ یعنی آمدن آنها پیش رسول ممتنع است و هرگز نمی آیند یا «لو» در اینجا به معنای «ان» هست؟ پاسخ به پرسش بعد جواب را روشن می کند.

مراد از «هم» در « وَ لَوْ انَّهمْ» چه کسانی هستند؟ همان کسانی که در مسئله اولو الامر آیه 59 اختلاف کردند و رسول را در این امر مهم اطاعت نکردند و زیر بار دستور روشن رسول نرفتند اگر برگردند -که تعبیر به لو نشان می دهد که ممتنع است برگردند- و اسغفار کنند و از رسول هم بخواهند … چنانچه برادران یوسف بعد از ظلمی که به او کردند برگشتند و از یعقوب طلب استغفار کردند و گفتند: قالُوا یا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا کُنَّا خاطِئینَ [8]و یعقوب در جواب فرمود: قالَ سَوْفَ‏ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ 

کاف ضمیر در « جاءُوکَ» چه محلی از اعراب دارد؟اگر مجرور به الی هست چرا حذف شده آیا این حذف اشتیاق خدا و رسولش را نشان نمی دهد که بی صبرانه رسول منتظر بازگشت آنهاست .

تعبیر « جاءُوکَ» چه بار اضافی و نکته ای دارد که بدون آن آیه لنگ می زند و بیان نارسا می گردد؟

آیا آمدن نزد رسول اختصاص به حیات دنیوی او دارد یا شامل بعد از رحلتش می شود ؟

آیا امروز رسول سفر کرده برای دیگران می تواند استغفار کند یا ارتباطش با این عالم سفلی قطع شده است؟ از آیه  105 سوره توبه که آمده :«وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» به دست می آید که رسول و مومنین که همان اولوالامر باشند به تدریج که اعمال صادر می شود آنها را می بینند و با توجه به آیه «وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّهً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهیدا»[9] بر آنها شهادت می دهد. و لازمه شهادت رسول حضور و وقوف او بر امت هاست هر چند حضور فیزیکی و حیات دنیوی نداشته باشد.که ادای شهادت متوقف بر حمل شهادت است و حمل هم متوقف بر حضور و رؤیت رسول است.

 

 

ظلم به نفس به چه معناست و چه مصادیقی دارد؟ از آیاتی از قرآن استفاده می شود که ظلم به غیر نیز ظلم به نفس است مانند: وَ مَنْ یَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ‏ نَفْسَه‏. تجاوز از حدود الهی یا از جهت جهل به اقدار است و یا کفر به اقدار چرا که هر چیزی قدر و اندازه ای دارد و برای این قدر حدی در نظر گرفته شده که این حد برای آن قدر حقی را ایجاد می کند که اگر انسان بر حدود بایستد و حد هر چیزی را رعایت کند و آنرا در جایگاهش قرار دهد، حقش را ادا کرده است و گرنه به او ظلم کرده است. و اثر این ظلم به خود ظالم برمی گرددچنانچه امام صادق می فرماید:

 

چرا در آیه دو استغفار مطرح است؟ آیا یک استغفار کفایت نمی کرد به ویژه اگر رسول برای آنها استغفار کند؟ دو استغفار در کنار هم نشان از عمق و وسعت ذنب و جرم و گناه دارد که استغفار آنها به تنهایی کفایت نمی کند و استغفار رسول نیز به تنهایی بدون استغفار و طلب و لیاقت آنها ضرب در عدد صفر است. شفاعت و توبه و استغفار دیگران در صورتی کار ساز است که با لیاقت تائب همراه باشد.

و جهت دیگر استغفار رسول این می تواند باشد که در حقیقت ظلم به یوسف سوختن دل یعقوب است و یعقوب نگران انقطاع رسالت و رسول نگران انقطاع امامت و مرگ امت در جاهلیت و به هدر رفتن همه زحمات او و سایر انبیاء می باشد. وقتی شاهد پشیمانی و استغفار آنها باشد می پذیرد که او پیامبر رحمت است حتی مانند یعقوب نمی گوید: سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیم‏[10]

  التفات از خطاب به غیبت و گفتن« اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ» به جای استغفرت  چه نکته ای دارد[11]  

تلاوت آیه

 نقش استغفار در هستی

هنگامى که بر خود ستم مى‏‌کردند، استغفارشان و استغفار رسول مى‌‏توانست آنها را به رحمت و بازگشت خدا راه بدهد، که او مى‌‏تواند گندى را که تو بار آورده‏‌اى پاک کند و نظامى را که راه انداخته نگهدار باشد و میان تو و ذنب تو ساتر باشد و فاصله بیندازد؛ چون همان‏طور که بارها اشاره شده، ما در دنیاى رابطه‏‌ها هستیم. ما در میدان علیت‏ها و پیوستگى‌‏ها زندگى مى‏‌کنیم. یک عمل هنگامى که در جاى خود ننشست و در مسیر خود نیفتاد، فسادها به بار مى‌‏آورد؛ حتى بر زمین و دریا اثر مى‏‌گذارد، که: «ظَهَرَ الْفَسادُ فِى البَرّ والبَحْرِ بِما کَسَبَتْ ایْدى‏ النَّاس»  

 و همین است که در آثار گناه‏ها مى‏‌بینیم که با باران و طوفان و قحطى و بلا و گرفتارى‏‌ها رابطه هست که: «تُغَیُّر النِّعَمَ»، «تُنْزِلُ البَلاء»، «تَحبِسُ الدُعاء».

استغفار این رابطه‌‏ها را تنظیم مى‏‌کند و این آثار را مى‏‌شوید و این است که آسمان مى‌‏بارد و زمین مى‌‏روید و نسل بارور مى‏‌شود و ثروت‏ها سرشار مى‌‏شوند. و این همه از آثار استغفار است.[12]

اسغفار برای گناه کارها

تسبیح این بود که تویى که کمبودها را دیده‏‌اى، خداى را مقصر و منشأ ندانى و به پاکى و وفا و عنایت او معتقد باشى. این تسبیح است.

و تجلى این تسبیح حمد است. اقدام توست. عهده دارى و مسئولیت توست. و همین است که حمد، مرز میان آدمى و حیوان است و ادامه‏‌ى تسبیح و حمد، استغفار است که تو پس از اقدام‏هایت از او هم کمک بخواهى و از او هم غفران بخواهى؛ گرچه تو مقصر نیستى و گناهى ندارى که تو مى‌‏توانى براى گناهکارها استغفار کنى، که به رسول این دستور اشاره شده است:[13]

 «وَ لَوْ انَّهُمْ اذْ ظَلَمُوا انْفُسَهُمْ جاؤُوکَ فَاسْتَغْفَروُا اللَّهَ وَ اسْتَغفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً».



[1]  – أحدهما خلافُ الضِّیاء و النور، و الآخر وَضْع الشَّى‏ء غیرَ موضعه تعدِّیاً. مقایس اللغه

[2]  – مفردات راغب

[3]  – مریم:23

[4]  – الفروق فی اللغه ؛ ص305

[5]  – و الْغُفْرَانُ‏ و الْمَغْفِرَهُ من اللّه هو أن یصون العبد من أن یمسّه العذاب. مفردات راغب

[6] ازهرى، محمد بن احمد، تهذیب اللغه – بیروت، چاپ: اول.

[7]  – مفردات راغب

[8]  – (یوسف:97)

[9]  – بقره : 143

[10] – یوسف : 98

[11]  – تذکّر: استغفار حضرت رسول‏صلی الله علیه و آله و سلم برای شخص گنهکار به شکل کامل برتر از استغفار خود گنهکار است و برای رعایت همین نکته عبارت آیه مورد بحث از ضمیر به اسم ظاهر تبدیل، در نتیجه التفات از خطاب به غیبت پدید آمد، وگرنه مناسب بود گفته شود ﴿… جاؤوک فاستغفروا الله واستغفرت لهم﴾ ولی گفته شد:﴿واستَغفَرَ لَهُمُ الرَّسول﴾. تسنیم ج:19،ص:357

[12]  – تطهیر2،ص:234

[13]  – تطهیر2ص:254

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا