خانه » مقالات » تحقیق موضوعی آثار استاد » اثر و نقش تزکیه (آزادى)

اثر و نقش تزکیه (آزادى)

اثر و نقش تزکیه (آزادى)

 آنجا که تو با تزکیه و آزادى، فکر را از سلطه جبرها و کشش هر عقیده و مکتبى رها مى‏ساختى، آنجا که تو با این روش، دل را از جذبه اسارت هر نیرو و محرّکى، آزاد مى‏ساختى، این جاست که تو مى‏توانى نقش ویژه و جایگاه خاص و اثر عظیم آن را دریابى. این جاست که تو مى‏توانى با این روش و با این آزادى وسیع و عمیق، به آرمان‏هایت و به اهدافت، شکل و جهتى بدهى؛ آرمان‏ها و اهدافى از قبیل: لذت و ثروت و قدرت و شهرت، و بالاتر، عدالت و رفاه. مى‏توانى آنها را رهبرى کنى و بر آنها نظارت داشته باشى. این جاست که تو مى‏توانى حتى از اینها بالاتر بیایى و براى خود عبودیت و رشد را هدف قرار دهى: اراد بهم ربهم رشدا.

 این دین و عبودیت است که به تمامى کارهاى تو رنگ خدایى و وجهه الهى مى‏دهد. از خواب و خوراک و پوشاکت گرفته تا لذت و ثروت و قدرت و تا عدالت و رفاهت؛ چرا که عبد کسى است که در وجودش هیچ محرّکى جز اللَّه نباشد و در او غیر خدا حکومت نکند. نه نفس او و نه خلق و دنیا و شیطان.

 این جاست که با عبودیت، تمام رفتار آدمى الهى است، ولو در دنیا باشد. و بدون آن همه‏اش دنیایى است، ولو در عبادت باشد و مشغول آن.

 این جاست که تو لذت را مى‏خواهى، اما نه براى یک محدوده و مقطع که براى تمامى راه. اگر مى‏خورى و لذت مى‏برى، نه از روى هوا و هوس است و شهوت که از روى نیاز است و کمبود؛ چرا که به آزادى و عبودیت حق رسیده‏اى و دیگر دید تو عوض شده است. دیگر از سطح غریزه بالاتر آمده‏اى و از عبودیت نفس، آزاد گردیده‏اى. آن چه را که نیاز دارى و کمبود توست مى‏خورى، نه آن چه را که هوس کرده‏اى و مى‏خواهى.

 این جاست که ثروتت را به جریان مى‏اندازى و حتى از آن به راحتى مى‏گذرى و انفاق مى‏کنى؛ چرا که همراه این آزادى و زهد، دیگر اسیر و ذلیل ثروتت نیستى. این ثروت، تو را جذب نکرده و تو در کام آن نیستى که تو آن را جذب کرده‏اى و از آن کام مى‏ستانى. دیگر آن را به کار مى‏گیرى و از آن برداشت مى‏کنى و توشه برمى‏دارى؛ آن هم نه براى یک محدوده و هفتاد سال دنیا که براى تمامى راهت. براى پس از مرگ و آخرتت. از مَمَرّ خود براى مَقَرّ خود توشه برمى‏دارى.

 این جاست که تو در قدرت و شهرت نمى‏مانى و بازیچه این و آن نمى‏شوى؛ چرا که همراه این آزادى، تو دیگر اسیر و ذلیل قدرت و شهرت نیستى، بلکه امیر و مسلّط بر آنهایى . تو به عزّت مى‏رسى. تو به توانمندى مى‏رسى که عزت، قدرت بر قدرت است. عزّت، توانمندى تو بر قدرتهاست.

 از اینها بالاتر بیا! تو همراه این آزادى، عدالت را تا حدّ قسط، تا حدّ ایثار مى‏خواهى؛ چرا که عدالت در برابر ظلم است و قسط در برابر جور.

 ظلم، حق دیگرى را گرفتن است. پس عدالت؛ یعنى این که تو حقّ دیگرى را به او بپردازى.

 جور، از حقّ خود به دیگران نابرابر دادن است. پس قسط، یعنى این که تو از حقّ خودت به دیگران به طور برابر و مساوى تقسیم کنى.

 تو با این آزادى، نه عدالت را که قسط را مى‏خواهى و از حق خودت مى‏گذرى و به دیگران پرداخت مى‏کنى. تو به ایثار مى‏رسى ولو خودت در سختى باشى: و یؤثرون على انفسهم ولو کان بهم خصاصه.

 باز هم بالاتر بیا! تو با رسیدن به این آزادى، راحت هستى حتى در کنار رنج‏ها، حتى همراه سختى‏ها. با عسر و سختى و همراه آن، نه بعد از آن. تو یسر و راحتى را دارى: ان مع العسر یسرا. این جاست که رفاه هم شکل عوض مى‏کند.

 این تزکیه و آزادى است که در این وسعت، این همه نقش دارد و این همه اثر گذار است.

 تزکیه، در فکر و دل آدمى و در شناخت و عشق او تحوّل آفرین است؛ تحوّلى در معارف و حوزه علوم، تحوّلى در عقائد و حوزه قلوب، تحوّلى که بر اندیشه و گفتارش، بر احساس و علاقه‏اش، بر حرکت و رفتارش تأثیرگذار است.

 تزکیه، در آرمان‏ها و اهداف تو، تحول و دگرگونى مى‏آورد و آنها را از حضیض و ذلت، جدا و تا رفعت و عزت بالا مى‏آورد. تا رشد، تا عبودیت، تا رسالت.

 تزکیه، آزادى آفرین است؛ آزادى‏اى از محرک‏ها و در نتیجه از حالت‏ها، از حرکت‏ها.

 تزکیه، هم آزادى و جدایى را با خود دارد، هم اتّصال و پیوند؛ آزادى از هر چه غیر حق، ارتباط و پیوندى با حق، با شکل و جهتى برتر و عالى‏تر.

 این روش تربیتى اسلام است که همراه تذکر و تعلیم، همراه ذکر و آگاهى، تو را به تزکیه و آزادى مى‏رساند و با همین روش تربیتى است که تو از اسارت به حریّت و از حریّت به عبودیت، به رسالت، به حرکت و عمل و به نور دست مى‏یابى.

 باشد که از این همه بهره‏مند باشى!

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
Scroll to Top