خانه » سخنرانی شاگردان » استقامت دین و استقامت در دین- 2

استقامت دین و استقامت در دین- 2

گزیده ای از سخنرانی

 – جامع بین اهدافی که برای حرکت امام حسین(ع) بیان شده است، احیای دین و بعثت علوی است.

– آن چیزی که عاشورا را تابلویی زیبا و ابدی کرده این است که به مردم یاد داده است که چگونه زندگی کنند و چگونه بمیرند.

– جای جای این حرکت بیانگری است، مایوس نشدن است، دوباره روییدن است، امتثال امر است.

تا نباشد ابتلائات و تا نباشد زینت های دنیا شمر از حر شناخته نمی شود. اصلا کار دین همین است. تا نور نباشد سیاهی از سفیدی مشخص نمی شود.

حد فاصل بین بودن ما و شدن ما را این بزرگواران باید نشان دهند.
 حضرت در مسیر یکی از یاران صفین را دیدند و او را خواستند، او نیامد. حضرت خودش به خیمه او رفت و اتمام حجت کرد. حضرت می فرماید ما داریم می رویم و می خواهم بیایی کمکم کنی. چه بهتر از این که حجت خدا وارد خیمه ات بشود؟ او جواب داد من که نمیتوانم بیایم پیرم ولی اسبی دارم که مرا در جنگهای زیادی یاری کرده است. حضرت می گوید:  من خودت را می خواهم نه اسبت را.

حضرت موانع را برمی دارند راه را برای شیعیانش هموار میکند.

مَّا کَانَ اللّهُ لِیَذَرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى مَآ أَنتُمْ عَلَیْهِ حَتَّىَ یَمِیزَ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ وَمَا کَانَ اللّهُ لِیُطْلِعَکُمْ عَلَى الْغَیْبِ وَلَکِنَّ اللّهَ یَجْتَبِی مِن رُّسُلِهِ مَن یَشَاء فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَإِن تُؤْمِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَلَکُمْ أَجْرٌ عَظِیمٌ  سوره آل عمران. ﴿179﴾
درست است منافقین با مؤمنین قاطی می شوند اما خدا ما را مبتلا می کند تا خودت را ببینی. تا حد ایمانمان و حد نفاقمان را به ما نشان دهد. با نعمت ها، با بلاها، با زینت ها.

– درجات ما در بهشت به تعداد محکی است که در دنیا  می خوریم. حشر با محمد و آل محمد این ابتلائات را می خواهد. یکی از رفع موانع تمحیص است.
و تو باید تمام مواد داخل خود را به فعلیت برسانی، به تمامیت برسانی. اشک، دعا، خیالات، فکر، توجه و … همه را به تمامیت برسانی.

– دین قیم است روی پاهای خودش ایستاده و از دیگر جاها نگرفته، نه از عرفان و نه از فلسفه دیگران، محتاج نیست نه در موادش و نه در طرحش، چون مطابق خلقت است. هم باید روی پاهای خودش بایستد و هم تدبیر همه امور ما را بکند.
« ان الحکم الا الله »، قانون، قانون گزاری اجرای همه برای خداست. دین تزلزل نداشته باشد، قیم باشد چون کتابش قیم است. دین یعنی روش. روش تاکِی؟ تا لقاءالله. کتاب دارد چه صامت و چه ناطق.

– من چه را فروخته ام؟ خودم را؟ بهشت نقد را؟ هدایت را؟ چه خریدم؟ ضلالت را؟ گناه غرامت است یا غنیمت؟ اگر غرامت است خدا می گوید نکن ، دلت را هدر نده. آنچه باعث سلامت روح و ارتقای وجودی توست را برایت قرار داده ام. ملائکه را هم خادم و مستغفر ما قرار داده. تو صادرات و وارداتی بر دلت داری را کنترل کن. بَوّاب باش.
« القلب حرم الله فلا تسکن فی حرم الله الا الله ». روح تو امانت خداست و با آن است که زندگی می کنی. گناه کثافت است. اگر گُل بود ما هم می خوردیم!
گناه روحت را می سوزاند. چیزی که روحت را می سوزاند را چکار می کنی؟ دین می گوید شادی را روح درک می کند. قلبت بهشتی می شود. گناه پای آخرتی ات را قطع می کند. راه نمی رود. دل را تاریک می کند. دل که سنگ شد رویش ندارد.

خلاصه: حضرت به خاطر این که این بعثت جدید را ایجاد کنند و این حیات جدید را و این بعثت علوی را ایجاد کنند، باید این موانع را بردارند. حیرت ضلالت را رفع کنند. حیرت ضلالت با جهالت است. در جهالت است که شیطان ما را می خرد و بالاترین جهالت آن است که خودت را کم بینی: « ان لا یعرف قدره ».
بنابراین اهل بیت، اول به انسان و زندگی اش معنا می دهند. به او هویت می دهند. الگو می دهند و راه را به او نشان می دهند. او را عاشق لقاء الله می کنند. می گویند: هرکس می خواهد پرواز کنند و کوچ کنند با ما بیایند…

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
Scroll to Top