خانه » مقالات » بررسی نظام فکری استاد » استناد در اندیشه استاد – قسمت اول

استناد در اندیشه استاد – قسمت اول

مقدمه

امروز از اندیشه­ ای سخن می­ گوییم که از شروع انتشار آن حدود چهل سال گذشته و پس از فراز و فرود­ها و پس از رحلت صاحب اندیشه اکنون مورد استقبال قرار گرفته است. آنچه امروز شاهدیم پذیرش این تفکر نه فقط از سوی نسل نو بلکه از سوی کسانی است که در زمان حیات مرحوم استاد به این اندیشه به دیده تردید و حتی انکار می­ نگریستند.

توجه روز افزون نسل امروز به آثار استاد حکایت از ارتباط مناسبی دارد که نوشته­ ها و گفتارهای او با مخاطب امروز برقرار کرده است. این ارتباط مناسب حاصل توجه و وقوف این اندیشه به مشکلات امروز ما بوده و در این میان نثر قوی و اثر گذار صاحب این اندیشه بر قوت این ارتباط افزوده است.

اما امروزه و در دوره استقبال با سؤالات تازه­ و پرسش­ های متفاوتی نیز روبرو می­ شویم که پرداختی تازه به این تفکر را      می­ طلبد. در میان این سؤالات آنچه بیشتر مطرح می­ شود میزان قوت این اندیشه از حیث اتکاء بر استدلال و استفاده از متون دینی است.

نکته کلیدی در کتب استاد استفاده ایشان از نثری تأثیر گذار برای القاء مطالب خویش است که البته با هدف ایشان یعنی ایجاد حس و حرکت در مخاطب کاملاً سازگار می­باشد. اما این نثر تأثیر گذار و این شیوه در بیان که مزایای برهان و خطابه را در خود جمع کرده می­تواند آسیب­های را هم به دنبال داشته باشد.

گزینش این نثر برای بیان مطالب گذشته از تناسب آن با مباحث اخلاقی و تربیتی نوعی پاسخ­گویی به نیاز روانی مخاطب نیز بوده و می­تواند با خواننده ارتباطی قوی بجای گذارده و لطافت بیان ماندگاری و اثر گذاری دراز مدت آن را تضمین می­کند.

اما این بیان برای خواننده دشواری­ هایی را نیز ایجاد می­کند. اولین مشکل صعوبت در دریافت دقیق استدلال­ های استاد و فهم ساختار فکری ایشان است. بیان شفاف و استدلالی بار فهم را بر خواننده سبک کرده ولی آنجا که برهان و خطابه به هم ­       می­ آمیزد،درک دقیق استدلال­ها و استخراج آن از متن دشوار خواهد بود.

البته دقت در نوشته­ های استاد ما را به این نکته واقف می­کند؛که رویه ی نوشتاری آن مرحوم ارائه یک بیان شفاف و استدلالی در آغاز بحث است و در ادامه به تبیین و توضیح و استفاده بیشتر از بیانات تأثیر گذار  می­پردازد. این حد از تفکیک اگر چه در صورت توجه خواننده از صعوبت کار می­ کاهد،ولی آنچه عملاً شاهد آن هستیم نیاز مبرم خوانندگان نوشته­ ها به توضیح ساختار استدلالی سخن استاد است.

آسیب دیگری که در این شیوه می­ تواند رخ بنماید،فاصله گرفتن از فضای تدقیق و نقد و اکتفا به نوعی اقناع حسی ، عقلی است. در این فضا دیگر به سخن نویسنده سخت­گیرانه نگریسته نشده و سخن بدون توجه کافی و ارزیابی درست از ادله پذیرفته می­ شود.آسیبی که در میان بسیاری از دوست­داران این اندیشه می­توان یافت.

این شیوه در ارائه مطالب از سوی استاد موجب شده تا برخی این نوشته­ ها را “خطابی” تلقی کرده و لااقل آنها را فاقد استدلال و “ذوقی” و من عندی بدانند. اگر چه صاحبان این ادعا بر خود زحمت تحلیل و فهم عمیق متن را نداده و بدون دریافتی درست از ساختار استدلالی کتب و اندیشه استاد به نقد آن پرداخته­­ اند.

شاید بیراه نباشد که “ذوقی” و “من عندی” خواندن امروز این نوشته­ ها و سکوت و بی­ توجهی عامدانه­ ی دیروز و هجوم­ها و اتهام­ های گذشته­ ها را در یک چیز همسان می­توان دید و آن نبریده گز کردن و نخوانده نقد کردن است.

آنچه شیوه­ ها را در برخورد متفاوت کرده نه انصاف بیشتر ناقدین امروز بلکه فضای متفاوت پریروز و دیروز و امروز است و در حقیقت این تغییر فضا است که شکل بی­ انصافی­ و کم توجهی را متفاوت کرده است.

دوستانی که تا دیروز به عنوان احتیاط کم لطفی­ها و نامردی­ها را به نوعی تقریر می­کردند اکنون با مشاهده­ ی رشد طبیعی و استقبال فزاینده از این فکر و با رحلت استاد و رفع دغدغه­ ی طرح شخصیت او ، همچنان بجای برخورد شفاف و نشان دادن ضعف­ ها و قوت­ های این اندیشه با تعابیری مبهم عملاً راه را بر استفاده درست و کامل از این تفکر می­ بندند.

این حد از احتیاط آن هم در شرایطی که از گزینه­ های بسیار محدودی در عرصه اندیشه برخورداریم و نسل امروز در غرقاب شبهات و سؤالات غوطه ­ورند،چه توجیهی دارد؟ و چگونه بجای تحقیق و تعیین نقاط ضعف و قوت یک اندیشه، با القاء این نوع بیانات به دست اندر کاران عملاً همچنان راه را بر استفاده ی کامل از این تفکر می­بندیم؟؛آن هم در شرایطی که متفکرین مورد اعتماد ما در اساس تفکرات شان از ابتکارات و ذوقیاتشان بهره برده و بر منابع استناد چندانی ندارند.

در این مقاله کوشش بر این است که ساختار استدلالی اندیشه مرحوم صفایی در مهم­ترین کتاب تربیتی او یعنی مسؤولیت و سازندگی تبیین شود تا بتوان در مورد میزان استدلال و استناد اندیشه­ های آن مرحوم به قضاوتی درست رسید.

البته این تلاشی است که پس از وفات استاد و برای ترسیم ساختار استدلالی کتب استاد سال­ها ­است که آغاز شده و در قالب تدریس کتب استاد به طلاب و دانشجویان عرضه گردیده است.

راهی که امروزه باید رفت نه صرف تکریم و تقدیس شخصیت­ ها است و نه با احتیاط  و جهل بی­ بهره ماندن. آن که از نعمت موجود بهره نمی­ برد چگونه توقع ازدیاد آن را از خدا دارد.؟ باید از همه­ ی چشمه­ های علم نوشید و در قید هیچ یک نماند. عبور از این اندیشه هم ممکن و هم به یک معنا لازم است اما عبور پس از فهم درست و مشخص شدن ابهام­ ها و ضعف­ ها و ناگفته­ ها میسور می­ گردد.

در این نوشته ابتدا از سؤالات و ابهامات در خصوص استناد در اندیشه مرحوم استاد گفتگو می­ شود؛ سوالاتی که بررسی و پاسخ به آن­ها این مقاله را پدید آورد. برای مشخص شدن موضوع گفتگو و تعیین معیار ما در حکم به استناد یا عدم استناد یک نوشته ناگزیر از آنیم که در آغاز به بحث از استناد پرداخته و از معنا، ضرورت، اهداف آن سخن گفته و عرصه­ ها و شیوه­ های رایج و مقبول آن را تعیین کنیم.

در ادامه مروری بر کل کتاب مسؤولیت و سازندگی شده و از ساختار مجموعه­ ی فصول این کتاب بحث خواهد شد و سپس ساختار استدلالی و استنباطی تک تک فصل­ها ترسیم می­ گردد و بر پایه مبنای پذیرفته شده در فصل استناد و با توجه به نتایج حاصله در ترسیم ساختار استدلالی و استنباطی مطالب  می­ توان در نهایت به قضاوت درستی در خصوص میزان استناد در اندیشه استاد در کتاب مسؤولیت و سازندگی دست یافت و از بررسی این کتاب به عنوان نمونه به ارزیابی میزان تلاش استاد برای استناد مطالب پرداخت.

 

سؤالات و ابهامات در خصوص استناد در اندیشه­ های استاد

1. بسیاری از بحث­ های موجود در کتب آن مرحوم خطابی بوده و مطالب  عمدتاً خالی از استدلال و استنباط از ادله است.

2. مجموعه­ ی ادله ارائه شده در کتب استاد برای مباحث گوناگون بسیار کم و نا­متناسب با اهمیت مباحث است. مثلاً در بحث کلیدی تفکر یا بحث از محبت خدا منابع روایی سرشار از مطالب­­اند و کتب تربیت و اخلاقی موجود،حاوی روایات بسیاری در این موضوعات هستند. این فرودستی کتاب از قلّت تتبع مؤلف حکایت کرده و اتقان کتاب را زیر سؤال می­برد.

3. استدلال بر آیات و روایات بر روال متعارف و پذیرفته شده در فضای استنباط از قرآن و روایات نیست و نمی­توان نظرات مطرح شده را حجت دانست. البته مرحوم مؤلف خود به حجیت این مطالب قائل بوده و از این جهت بر این ایشان اشکالی وارد نیست. در هر صورت بسیاری از مطالب برداشت و دریافت مؤلف بوده و مستند به شرع نبوده و حجیتی ندارد.

4. در کتاب مسؤولیت و سازندگی طرح­های متعددی مورد توجه قرار گرفته که برخی فاقد استنادات کافی هستند. مانند طرح جهان بینی اسلامی و طرح نظام اخلاقی اسلام و حتی خود موضوع اصلی کتاب یعنی نظام تربیتی اسلام نیز مبتلای به همین مشکل هستند.

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
Scroll to Top