خانه » سخنرانی شاگردان » اصحاب الحسین(ع) – 3

اصحاب الحسین(ع) – 3

خلاصه سخنرانی(شب سوم)

خلاصه نکات شب اول را در اینجا ببینید.

خلاصه نکات شب دوم را در اینجا ببینید.

تیپ سوم: عابس و شوذب


عابس

از قبیله بنی شاکر بود قبیله ای که از مخلصین به ولایت امیرالمومنین بودند. حضرت علی ( ع ) در جنگ صفین در وصف آنها فرمودند: اگر این گروه هزار نفر بودند خداوند به حق عبادت می شد.

ویژگیهای عابس

1:از بزرگ مردان شیعه بود.
2: بزرگ قبیله بود.
3: از دلاوران در جنگ بود.
4: خطیب و سخنران بود.

آشنایی و ظهور او در واقعه کربلا از خانه مختار است بعد از آنکه مسلم نامه ی امام را برای مردم می خواند عابس می گوید: مسلم من از مردم به تو خبر نمی دهم و نمی دانم چه در سر دارند و تو را در مورد وفاداری آنها به اشتباه نمی اندازم. امّا والله از خودم خبر می دهم که اجابت می کنم هنگامی که دعوتم کنی و با دشمنان آنقدر می جنگم تا ملاقات کنم پروردگار را و چیزی نمی خواهم غیر از آنچه که نزد پروردگار است.

نکته: عابس یکی از کسانی بود که نامه ی مسلم را به امام حسین( ع ) رساند.

شوذب

شوذب با پدر بزرگ عابس پیمان حمایتی داشت.

ویژگیهای شوذب

1:از آبروداران شیعه بود.
2: از جنگاوران به حساب می آمد.
3: از حفاظ حدیث و علماء زمان بود.

ویژگیهای مشترک

یکی از ویژگیهایی که این دو داشتند تا در زمره شهدای کربلا باشند این است که از خاندان های متفاوتی هستند. خاندان هایی که هر از چند گاهی از میان آنها دسته گل هایی بروز می کنند. مانند خاندان آل زراره ( آل اَعیَن ) که بزرگترین خاندان علمی تشیع هستند که از سالها قبل روی آنها سرمایه گزاری شده تا بعد ها بار بدهند.
خداوند در قرآن می فرماید: کسانی که در راه خدا انفاق کنند « خودشان » مانند یه حبه اند که تکثیر می شوند تا هفتصد تا حبه ها از دل آنها بیرون می آید. قصه این نیست که عمل هاشان تکثیر شوند نه خودشان حبه اند و تکثیر می شوند.

آنهایی که زندگی و علم و آبرویشان را در راه خدا خرج می کنند که آدم ها راه را پیدا کنند، حاصلش این می شود که از این زندگی گل ها و سنبله هایی سبز می شود که خود این ها هم حبه اند و ظرفیت تکثیر دارند.
عظمت این ها در این است که اگر شروعشان از ام اسود و ابوخالد(که آدم های معمولی بودند) است اما در نهایت به جایی می رسند که دسته گل هایی چون عابس و شوذب را تحویل می دهند.

شهادت

شوذب ابتدا به میدان می رود و به شهادت می رسد و سپس عابس می آید و از امام اذن می گیرد.
جملات عابس به امام بسیار عاشقانه است و عینا نقل می کنیم:
حسین جان! به خدا قسم نه نزدیکی نه دوری روی زمین هیچ کس به اندازه تو برام عزیز نیست و هیچ کس رو به اندازه تو دوست ندارم و اگه می تونستم این رنج رو با چیزی عزیزتر از جونم از تو دفع کنم بخدا این کارو می کردم…

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا