خانه » مقالات » تحقیق موضوعی آثار استاد » اصول اساسی در پرورش اخلاقی – تربیتی انسان با تاکید بر دیدگاه استاد صفایی (2)

اصول اساسی در پرورش اخلاقی – تربیتی انسان با تاکید بر دیدگاه استاد صفایی (2)

2- اصل تفکر و تعقل

انسان اسیر نیروهایی است که هر لحظه او را به خود دعوت می کنند و می فریبند. نیروهایی چون نفس با هوس هایش، شیطان با وسوسه هایش، مردم با حرف هایشان و دنیا با جلوه هایش. این نیروها انسان افلاکی را در زمین خاکی گرفتار و در بند می سازند. برای رهایی از بند و زنجیر این نیروها، به عشقی بزرگتر و قدرتمندتر از همه‌ی این نیروها نیاز است و آن عشق شدیدتر، حب الله است که انسان را از اسارت غرایز و حب نفس و حب دنیا که منشاء تمامی مفاسد اخلاقی است آزاد و رها می سازد. این عشق در سایه شناخت و با تدبر و تفکر و تعقل در معبودها و معشوق ها و مقایسه آنها با قدر وجودی انسان بدست می آید. پس ،‌ تفکر سنگ اول رشد انسان و زیر بنای تربیت او و اصلاح کننده اخلاق فردی و اجتماعی او می باشد.

“ادامه تفکر ، شناخت است و ادامه شناخت، محبت است و ادامه محبت، حرکت و عمل و آزادی و رشد و تکامل و آدم شدن و انسان بودن است. البته برای رشد و پرورش انسان در همه ابعاد فقط تفکر به تنهایی ثمربخش نیست. تفکر احتیاج به تدبرها و مطالعات و مواد خام دارد و این هر دو باز احتیاج به اصل دیگری دارد به نام اصل تعقل و سنجش. شناخت نهایی به مقایسه و سنجش و به نظارت عالی عقل نیازمند است. چون عقل دو نظارت دارد:

یکی بر راه هایی که فکر ارائه می دهد و دیگر بر هدفهایی که فکر نشان می دهد. با سنجش راه ها و سنجش هدف هاست که انتخاب، امکان پذیر می شود. شناخت خوبی ها در انسان، عشق را زنده می کند و شناخت بدی ها، نفرت را. این عشق و نفرت، انسان را به حرکت می اندازد و جلو می آورد و یا فراری می کند.” (کتاب مسئولیت و سازندگی).

انسان از کارهایش به اندازه بصیرتش بهره بر می دارد. ما به اندازه معرفت و محبتی که پیدا می کنیم نسبت به احکام و آداب و حقوق و اخلاق و حتی مستحبات پای بند می شویم.

امام علی(ع) می فرمایند: اندیشیدن همانند دیدن نیست، زیرا گاهی چشم ها دروغ می نمایاند اما آن کس که از عقل نصیحت خواهد به او خیانت نمی کنند. در این سخن، امام علی (ع) در صدد آگاهی دادن بر ضرورت استفاده از فکر و عقل در جایگاه مشاوری امین و ناصحی قابل اعتماد در امور است. ابن سینا نیز مهم ترین و برجسته ترین امتیاز انسان بر حیوان را تصور معانی کلی عقلی و شناخت مجهولات از معلومات می داند.

انسان یک بار از مادر متولد می شود اما بار دیگر باید سعی کند از خودش یعنی از غریزه هایش ، عادتهایش بیرون بیاید و تولدی دوباره پیدا کند چنانچه عیسی(ع) فرمود: کسی که دوبار متولد نشود به ملکوت خدا راهی ندارد. پس تولد دوباره انسان و شروع یک زندگی با اخلاق اسلامی نیازمند تفکر و شناخت می باشد.

3- اصل ایمان به غیب

به اندازه ای که انسان به خدای پنهان آشکار و استمرار در زندگی پس از مرگ ، وحی، نبوت، امامت و … ایمان داشته باشد به همان اندازه با احتیاط و مراقبت و سعی بیشتری حرکت می کند. چنین انسانی را لازم نیست با قانونهای بیرونی و خارجی و یا قراردادها و اهرم های اداری و سازمانی کنترل کرد بلکه این انسان با ایمان راستین به غیب، دارای قدرت مدیریت بر وجود خویش، مدیریت بر فکر و عقل و احساس و رفتار و گفتارش می شود و ثمره چنین مدیریتی، انسان صالح و مصلحی است که علاوه بر اصلاح فردی، به اصلاحات ملی و جهانی دست می زند.

” البته غیب، هم برای انسان اهل دنیا و هم برای انسان سالک الی الله مطرح است. گرچه مفهوم حقیقی غیب برای این دو نوع انسان فرق می کند مثلا نان، غیب انسان گرسنه است و رفاه، غیب انسان گرفتار و ثروت، غیب انسان فقیر و قدرت، غیب انسان ضعیف و همین غیب ها هم برای آن ها که در همین سطح از نیاز و اضطرار هستند عامل حرکت و گرایش است.” (نظام اخلاقی اسلام)

” فعل و حرکت و عمل و احساس و اخلاق آنها از همین غیب منشاء می گیرد. چنانچه برای انسان هایی که از دنیا بزرگتر شده اند، آنها حتی غیب هایشان از بهشت و جهنم و وعده و وعید تا قیام حجت و قیام قیامت بالاتر رفته زیرا همه اینها را با تمام وجود شهود می کنند و می بینند، چنانچه اگر پرده ها کنار برود چیزی بر یقین آنها اضافه نمی شود؛ لو کشف الغطاء ما ازددت یقینا.

چنین انسانی در هر نگاه و تصمیم و هر اقدامش، بهشت و جهنم را به صورت شهودی و ملموس می بیند. پس در هیچ لحظه ای بیکار و آرام و بی تفاوت نمی نشیند و همیشه مشغول است و به بهترین ها و مهم ترین ها هم اشتغال دارد. برای کسی که قانونمندی هستی را شناخته و به غیب و ملکوت هم ایمان دارد، آدم و اشیاء مثل سرزمین های مین گذاری شده هستند که آدم ها با یک کلمه منفجر می شوند. از این رو برای عالم عارف ، حالت دقت و حذر شکل می گیرد که همین دقت و حذر او را رشد می‌دهد و از انسان، آدم می آفریند (نامه های بلوغ).

ادامه دارد…

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
Scroll to Top