خانه » مقالات » تحقیق موضوعی آثار استاد » اصول اساسی در پرورش اخلاقی – تربیتی انسان با تاکید بر دیدگاه استاد صفایی (6)

اصول اساسی در پرورش اخلاقی – تربیتی انسان با تاکید بر دیدگاه استاد صفایی (6)

10 اصل تفاهم :

در پرورش اخلاقی و تربیتی، اصل، زمینه خوب شدن را فراهم کردن است نه الزاما خوب شدن همه آدمها.

« خیال می کنیم اگر حرکتی را آغاز کردیم و برنامه ای را شروع کردیم حتما باید به نتیجه مورد نظر برسد و همه آدمها، آدمهای خوبی شوند. خیال می کنیم مقصود این است که آدم ها در عمل حرکتی داشته باشند این توقع، ما را بسته و زنجیره کرده در حالی که مقصد این نیست؛ مقصد تفاهم است نه توافق. هدف این است که زمینه خوب شدن افراد فراهم شود نه اینکه همه خوب شوند چرا که عمل، مربوط به انتخاب و اختیار آنهاست و می خواهند عمل کنند یا نکنند آنچه مطلوب است تفاهم هاست نه توافق ها، فهم است نه عمل.

آنچه مهم است فهم در برخوردهاست و عمل وابسته به شخص است می خواهد خوب شود یا نشود. مقصود این نیست که همه ابوذر شوند مقصود این است که همه شکل بگیرند یا ابوذر شوند و یا ابوجهل. بیش از این توقعی نیست که پیامبران نیز زمینه انتخاب انسان را فراهم می کردند تا آنهایی که زنده شدند با آگاهی برای زندگی آماده شده باشند و آنهایی که به هلاکت رسیدند با آگاهی و در روشنی هلاکت را انتخاب کرده باشند پس در پرورش اخلاقی، کار مربی، زمینه انتخاب فراهم کردن است نه الزاما اصلاح کردن و خوب شدن.

11- اصل تدرج :

 یکی از اصول تربیتی، اصل تدرج در تربیت است. تربیت امری تدریجی و مرحله به مرحله است که بر اساس توانایی و جایگیری و ثبات صورت می پذیرد و استعدادهای هیچ انسانی جز بر اساس توانایی هایش و جز با حرکتی تدریجی، در جهت کمال مطلق شکوفا نمی شود و این اصل، یعنی تدرج، اصلی حاکم در تربیت است و در مسیر تربیت، چنان که مقتضای حکمت و عنایت الهی این است که هر موجودی به غایت و کمال خود برسد انسان با صیرورتی تدریجی، استکمال می یابد و در این سیر، تفاوت مراتب وجود دارد و اگر مساله تدریجی بودن در امر تربیت آسیب ببیند. آسیب های جدی به ساختار تربیتی فرد و جامعه وارد می‌شود. قاسبی از دانشمندان مسلمان معتقد است که معلم باید مراحلی را برای آموزش در نظر بگیرد و تا مرحله ای به پایان نرسیده به مرحله بعدی نپردازد.

اصل تدرج ، گشاینده درهای تربیت است و مانع به بن بست کشیدن برنامه های تربیتی. زیر پا گذاشتن این اصل در تربیت و خلقیات سبب زدگی متربی از اصول و مبانی تحمیل شده می شود و آثار وخیمی را به بار می آورد.

« گاهی داستان انسان، داستان چوپانی است که از یک طرف به گوسفندش پوست خربزه می دهد و از طرفی دنبه اش را وزن می کند تا ببیند چاق شده یا نه . ما می خواهیم اگر امروز بر خورد می کردیم فردا به نتیجه برسیم در حالی که این شتاب و عجله در هیچ موقعیتی بهره نمی دهد حتی غذا هم بلافاصله به رگها  و سلولها منتقل نمی شود بلکه بارها و بارها کنترل می شود. یا بذری که امروز کاشته می شود بعد از ماه ها سر از خاک بیرون می آورد و پس از مدتی دراز ریشه می دواند تا بار دهد تا سنبله شود، شکست های ما در بحث رشد و پرورش خود یا دیگران از اینجا شروع می شود که می خواهیم در یک برخورد و در یک روز، خودمان و تمام خلق را بسازیم در حالی که در تاریخ می بینیم که انبیا سال ها نالیدند و نتیجه ای نگرفتند ولی مایوس هم نشدند. » (کتاب حرکت ).

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا