خانه » خاطرات » «انا للّه» و «انا الیه راجعون»

«انا للّه» و «انا الیه راجعون»

بعد از سال‌ها استفاده از وسایل من، حالا که رفته بودم سراغش امروز و فردا مى‌کرد و یواش یواش منکر همه چیز شد که: نه، اصلاً کى گفته اینها مال تو هست؟

من که دیگر تحمل نداشتم، دو سه تا شاهد هم براى چیزى که خودش خبر داشت به شهادت گرفتم و گفتم: خب، این هم شاهد، دیگه چى مى‌گى؟!!

گفت: اصلاً مى‌دونى چیه؟ من کلّى براى اون‌ها خرج کردم حالا هم اگه اون‌ها رو مى‌خواى ضرر من رو مى‌دى بعد با هم صحبت مى‌کنیم.

من از شدت عصبانیّت رفتم که با او گلاویز بشوم اما دوستان جلویم را گرفتند و نگذاشتند.

به خانه برگشتم و سفره دلم را براى حاج آقا باز کردم، که :

حاج آقا، مى‌بینى چه دوره زمونه‌اى شده؟! سه چهار سال هر چى مى‌خواسته از وسایل من استفاده کرده حالا هم جواب سر بالا تحویلم مى‌ده!

حاج آقا که ناراحتى و به هم ریختگى‌هاى من را دیده بود، گفت :

من نمى‌دونم حرف اون چیه! شاید غافل باشه یا… ولى تو با این حال‌ات انگار مطمئن هستى که حساب و کتابى نیست، خدایى نیست و رسمآ منکر خدا هستى …!

با حالتى حاکى از تعجب و چشم‌هایى از حدقه بیرون زده در حالى که مى‌دیدم هم اموالم را از دست داده و هم محکوم شده‌ام، گفتم : حاج آقا! اون مال و اموال منو بالا کشیده، من منکر خدا هستم؟!!!

ـ اگه معتقد هستى و واقعا به وجود و بازگشت به سوى او اعتقاد دارى پس چرا این قدر ناراحتى؟ چرا این قدر به هم ریخته‌اى؟! چیزى که دیر و زود داره ولى سوخت و سوز نداره، این همه به هم ریختن نداره!

 

در این مرحله، مصیبت‌ها و فشارهایى که بر مرکب سرکش و انشعاب طلبِ تو مى‌آید، مطلوب توست و تو نه تنها جزع و ناراحتى ندارى و نه تنها صبورى و شکیبایى، که طالبى و مى‌خواهى تا این سرکش مزاحم را آرام سازند و رهوار سازند و آنچه به تو صبورى مى‌دهد، همین دو نکته است: «انا للّه» و «انا الیه راجعون».

     «تطهیر با جارى قرآن(1)، ص: 238»

 

      ساختن و پرداختن / جبهه دوم: عشق / 

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
Scroll to Top