خانه » مقالات » آثار شاگردان استاد » اندیشه‌های پنهان15(صفات خدا: بی‌نیازی)

اندیشه‌های پنهان15(صفات خدا: بی‌نیازی)

بـىنیازى

دومین خصوصیت ما محکوم‌ها این است که ما به خاطر مرکّب بودنمان، سراپاى وجودمان فقر و نیاز است. هم نیاز به اجزا داریم، هم نیاز به ترکیب، هم به قانون (قانونى که اجزاى ما طبق آن با هم ترکیب شده باشند و با هم رابطه برقرار کرده باشند) و هم به قانون‌گذار؛ زیرا قانون که در هوا به وجود نمى‌آید، بلکه باید کسى آن را به وجود آورده باشد و وضعش کرده باشد.

هم‌چنین به حدّ و مرز و نیز به حادّ و محدود کننده نیاز داریم؛ زیرا هر محدودى به این همه، نیاز دارد. بنابراین حاکم و مبدأِ ازلى به خاطر عدم ترکیبش و به خاطر احد بودنش، نه اجزایى دارد و نه این اجزا رابطه‌اى دارند و نه این رابطه‌ها، ضابطه و قانونى دارند، و نه حدّى دارد.

در نتیجه نه نیازى به اجزا دارد نه به ترکیب، نه قانون و نه قانون‌گذار و نه نیازى به حدّ و مرز و نه نیازى به حادّ و محدود کننده‌اى، پس ناچار پُر و سرشار و بى‌نیاز است و صمدیّتِ او مفهوم مى‌گردد؛ به همین خاطر در ادامه‌ى (قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ)، (اللّهُ الصَّمَدُ) آمده است؛ یعنى خدا پُر و سرشار و بى‌نیاز است.

خدا هیچ گونه نیازى ندارد، نه به خودش، نه خدایى دیگر و نه به خلقش. نیاز، نتیجه‌ى ترکیب است. او ترکیبى ندارد و این است که نیازى ندارد.

این سؤال که خدا را چه کسى آفریده، از این جا برخاسته است که ما از خدا برداشتِ موجود مرکّب و نیازمند داریم. اگر او را مرکّب و وابسته نمى‌شناختیم، این سؤال را مطرح نمى‌کردیم.

و این سؤال که خدا براى چه آفرید، مگر نیاز داشته، همین جا جواب مى‌گیرد که او بى‌نیاز کننده‌ى نیازهاست. اگر او نیازمند مى‌بود، محکوم مى‌شد، نه حاکم هستى و نه بخشنده‌ى وجود.

نیز این سؤال که آیا خداوند ستمگر نیست، بى‌اساس مى‌شود، که او براى چه ستم کند هنگامى که نیازى ندارد و ترکیبى ندارد و وابستگى ندارد.

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا