خانه » مقالات » آثار شاگردان استاد » اندیشه های پنهان.5(طرح کلی دین اصیل)

اندیشه های پنهان.5(طرح کلی دین اصیل)

دین اصیلِ اسلامى، نظام‌مند است. طرح کلّى دین اصیل اسلامى عبارت است از :

1. آزادى قبل از تفکّر :

ما در قدم اوّل باید ذهن خود را خالى از هر موضع‌گیرى و خالى از هر عقیده‌اى کنیم تا بتوانیم به حقیقت برسیم.

قطب نماى فکر ما مى‌تواند جهت حرکت ما را نشان بدهد، به شرط این که گرفتار آهن رباهاى هوىها، سودها، تعصّب‌ها، عادت‌ها وتقلیدها نشده باشد. وگرنه این قطب نماى منحرف به جاى این که ما را به مقصد برساند، در دریا غرق مى‌کند.

راستى آن کس که تفکّر ندارد به نجات نزدیک‌تر است تا کسى که تفکّراتش را به انحراف کشیده‌اند. این است که قرآن نخست ما را فقط به یک چیز وعظ کرده است:

(إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَهٍ أَنْ تَقُومُوا لِلّهِ مَثْنى وَفُرادى ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا)[1] .

پیشنهاد و طرح رسول این است که فقط شما را بهیک چیز وعظ مى‌کنم، این که نخست از سر هر عقیده‌اى و موضع‌گیرى‌اى، براى حق و حقیقتى که در نهاد و فطرت خویش طالب او هستید، قیامى کنید و از عقیده‌ها آزاد شوید، چه در جمع باشید و چه در تنهایى؛ تنهایى، عذر ماندن نباشد، چون جمع‌ها را همین فردها ساختند. سپس به تفکّر بپردازید.

درباره‌ى آزادى قبل از تفکر، به خاطر اهمیّت خاصّى که دارد، در صفحات آینده به تفصیل سخن خواهد آمد.

2. تفکّر :

کار فکر، پس از آزادى این است که چند معلوم را کنار مجهولى قرار مى‌دهد و آن مجهول را کشف مى‌کند. پس کار فکر این است که ما را به شناخت‌ها و علم و آگاهى مى‌رساند. در حدیث داریم: «لا عِلْمَ کالتَّفَکُّر»؛ هیچ علمى مانند تفکّر نیست.

به عنوان مثال، حلّ مجهول در معادله‌هاى ریاضى کار فکر است؛ مانند 7 = x + 2 که فکر کشف مى‌کند 5 = x است.

3. شناخت :

گفته شد که شناخت، نتیجه‌ى فکر است.

  4. احساس :

انسان فطرتاً عاشق خوبى‌ها و بهترین‌ها است؛ بنابراین اگر شناخت‌هاى ما نخست از نیازهاى خودمان باشد، سپس شناخت چیزى که نیاز ما را برآورده مى‌کند، خود به خود احساس عشق و گرایش نسبت به آن چیز در ما شکل مى‌گیرد.

5. عقیده :

عقیده از کلمه‌ى عقد به معناى گِرِه گرفته شده است. و عقیده یعنى گره خوردن شناخت با احساس ما.

6. نظامها :

نظام‌ها در دین اصیل اسلامى، از نظام تربیتى آغاز مى‌شوند. سپس به ترتیب به نظام‌هاى معرفتى، اخلاقى، اجتماعى، سیاسى ـ حکومتى، اقتصادى و در پایان به نظام حقوقى ـ قضایى ـ جزایى مى‌رسند.

7. احکام و دستورالعملها :

نظام‌ها همچون رشته‌اى هستند که احکام را در خود مى‌گیرند. این نظام‌ها، از نظام تربیتى شروع مى‌شود. در این نظام تربیتى، ما همراه کلیدها و روش‌ها و ملاک‌ها به معارف و عقیده‌ها و اخلاق مى‌رسیم. پس از نظام تربیتى، نظام معرفتى و
سپس نظام اخلاقى و… مطرح مى‌شود و همراه این نظام‌هاست که احکام اخلاقى و احکام سیاسى و احکام اقتصادى و احکام قضایى و جزایى بدون هیچ مسأله‌اى، مى‌تواند جریان بیابد.

کسانى که مى‌خواهند احکام اسلامى را بدون نظام اسلامى و نظام‌ها را بدون زیربناى معرفتى و عقیدتى و این دو را بدون نظام تربیتى اسلام و روش خاص قرآن پیاده کنند، فقط خود را به زحمت انداخته‌اند و دُم به دست آن‌هایى داده‌اند که دین را از سیاست جدا مى‌دانند و اسلام را غیر قابل اجرا.



[1] .سبأ،46.

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
Scroll to Top