خانه » مقالات » حلقه‌های معرفت » انس با نهج‌البلاغه

انس با نهج‌البلاغه

توضیح :

در ماه رمضان امسال، همچون سالهای گذشته، هر شب شاگردان استاد صفایی در محل اسکان دوستان در حسینیه بحنوردیها حاضر می‌شدند و  هر یک با مطرح‌کردن موضوعی خاص در جمع شرکت‌کنندگان، به مذاکره علم و مباحثه در آن زمینه می‌پرداختند.

امسال البته این جلسات مباحثه نسبت به سالهای قبل از نظم بهتری برخوردار بودند و  موضوعات و اساتید از قبل مشخص شده و اعلام می‌شدند.

متن حاضر چکیده و خلاصه نکات یکی از این گفتگو‌های صمیمی است که تحت عنوان حلقه‌های معرفت، برگزار شده است.

لازم به ذکر است که هدف از ارائه چکیده‌ حلقات معرفت، طرح موضوع مورد بحث به صورت کامل نیست؛ بلکه تنها تعدادی از نکات مورد بحث، با هدفِ اطلاع سایرین از موضوعات حلقات، آشنایی با اساتید مربوطه و نیز آشنایی با سرفصل‌هایی برای مطالعه و پژوهش، عرضه می‌شود.

–        لازمه گفتگو از متون دینی از جمله نهج البلاغه، ضرورت رجوع به آنهاست. اینکه نیازمان به آنها چه باشد، در برخورد با آنها مهم است.

–        زندگی در سطح فردی و اجتماعی نیازی به وحی ندارد؛ ولی اگر ما در سطح هستی، خودمان را می‌بینیم، جلوداری در همان وسعت می‌خواهیم.

–        «الذین یؤمنون بالاخره یؤمنون به »؛ ایمان به قرآن بعد از ایمان به آخرت مطرح است؛ زیرا محدوده 70 سال را به هر حال می‌توان طی کرد.

–        مجموعه وحی، در قرآن و حدیث و سنت خلاصه می‌شود . عقل نهایتا می‌گوید خدایی هست، اما صفات او جز با وحی درک نمی‌شوند.

–        مشکل ما اثبات خدا و مبدا نیست؛ بلکه بحث صفات و خصوصیات است؛ لذا در سوره توحید که این همه توصیه به قرائت آن شده می‌گوید: «قل هو الله احد»؛ «هو» همان مرجعی که همه قبول دارند، احد است، صمد است و…. .

–        ارتباط بین محدود و نامحدود واسطه می‌خواهد؛ لذا می‌گوئیم رسول، پیامبر است، پیام‌آور است. این وحی، واسطه بین من و خداست که مقداری از آن نهج البلاغه است.

–        به نگاه دیگر خداوند جهان را آفریده و آفریده‌ها را برای هدفی آفریده و راه رسیدن به هدف را نیز مشخص کرده است: « خلق کل شیء فهدی ». به یک مورچه برای زندگی، راهها نشان داده شده و می‌داند چگونه باید زندگی کند.

–         انسان نیز همینطور است. برای رسیدن او به هدف خلقتش هدایتی آمده است: «لا یترک سدی»؛ او رها نشده.

–        باید دید کیفیت خلقت انسان چگونه است. خلقت انسان متشکل از مجموعه‌ای از تضادها است که خلقت آزاد انسان را می‌سازد. خداوند انسان را در «احسن التقویم» خلق کرده است و سپس در اسفل السافلین در این ظلمتکده و جهنم و در پایین‌ترین مرتبه قرار داد تا انسان با مجموعه نیروهای خودش به حرکت واداشته شود.

–        حرکت به جهتی باید باشد که او را به خسران یعنی کمتر شدن نکشاند: «انا سمعنا قرآنا عجبا یهدی الی الرشد فآمنا به» ، «ذالک الکتاب انزلناه الیک لتخرج الناس به من الظلمات الی النور باذن ربک الی صراط العزیز الحمید». این دو آیه نشان می دهد که قرآن نوری است در تاریکی برای هدایت به رشد و زیاد شدن که جهت آن خداست. در مسیر مستقیمی که مراد از آن عبودیت باشد: «ان اعبدونی هذا صراط المستقیم»

–        «بعث الی الجن و الانس رسله لیکشفوا لهم الغطاء» پرده‌ها و حجاب‌هایی که بین ما و دنیا است را بر می‌دارند تا واقعیت دنیا نمایان شود. «فبعث الله محمدا بالحق لیخرج عباده من عباده الأوثان ». «من طاعه الشیطان الی طاعته بقرآن قد بینه و اکرمه».

–        پس هدایت انسان بر اساس آموزش است که به وسیله انبیاء به دست می‌آید .اول مربی خداست و بعد انبیاء و بعد اولیاء و اوصیاء. به خاطر همین است که امام در نهج البلاغه می‌فرماید: «أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی قَدْ بَثَثْتُ لَکُمُ الْمَوَاعِظَ الَّتِی وَعَظَ بِهَا الْأَنْبِیَاءُ أُمَمَهُمْ وَ أَدَّیْتُ إِلَیْکُمْ مَا أَدَّتِ الْأَوْصِیَاءُ إِلَى مَنْ بَعْدَهُمْ»؛ من همان گونه که پیامبران، امّت های خویش را پند می‏ دادند، شما را پند دادم و حقایق را از همه سو به گوشتان رساندم و آنچه را جانشینان پیامبران به بازماندگان شان گفتند، به شما گفتم.

–        نهج البلاغه بخشی از کلام امام علی علیه‌السلام است که اکثر آن در فاصله حکومت 4 ساله ایشان بیان شده است.

–        در رابطه با نهج البلاغه دو نکته باید در نظر گرفته و بررسی شود: یکی فضای جامعه حضرت علی؛ دوم شناخت خود حضرت.

–        سه نوع جاهلیت:

1-   جاهلیت قبل از بعثت: بر اثر تجاوزات بیرونی از سوی قیصر و کسری

2-   جاهلیت بعد از رحلت. این نوع جاهلیت، بعد از دعوت رسول و بیداری آدم‌ها  صورت گرفت. جاهلیتی، پیچیده و حساب‌شده که توانست کسی مثل علی را خانه‌نشین کند:

      چو دزدی با چراغ آید         گزیده‌تر برد کالا

3-   جاهلیت سوم، جاهلیتی است که ما در آن فرو رفته‌ایم. دوری از مبانی اصیل دینی

–        در جاهلیت دوم امام کنار گذاشته شد، در جاهلیت سوم دین کنار گذاشته شد؛ لذا نهج البلاغه به جامعه امروز ما بسیار نزدیک است. آنها گفتند: «حسبنا کتاب الله»؛  ما می‌گوییم: «حسبنا انفسنا».

–        استاد صفایی بعد از قرآن بیشتر از هرچیزی نهج البلاغه تلاوت کرده. در شعری که تحت عنوان «تو به من آموختی» سروده، به بهره‌ای که از نهج‌البلاغه برده، اشاره کرده است. مخاطب این شعر او امام علی علیه‌السلام است.

–        برای اینکه راحت‌تر با متن مواجه شوید و ارتباط برقرار کنید، قرائت نهج البلاغه را می‌توان از حکمت ها شروع کرد و بعد نامه‌ها و خطبه‌ها را  هم از آخر خواند.

–        ابتدا قرائت است و بعد حین قرائت تلاوت کلماتی که جالب و مورد نیاز است که می‌توان تحقیقاتی هم نسبت به آنها داشت و بعدها می‌توان کارهای موضوعی نیز کرد.

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا