خانه » خاطرات » اگه وقتش را دارى گوش کن

اگه وقتش را دارى گوش کن

موسیقى اصیل و قشنگى بود. تمام تار و پود و تخیلاتم را نوازش مى‌داد و با هر فراز و نشیب آن لذت مى‌بردم.

در همین حس و حال بودم که صداى پایى رشته احساسم را پاره کرد. با خودم گفتم: حتمآ باید حاج آقا باشه که این موقع شب پایین مى‌آد.

دستم را آرام به طرف ضبط بردم و آن را خاموش کرده و با عجله دستى به سرو روى اتاق کشیدم.

حاج آقا وارد شد و من سلام کردم، جوابم را داد و گفت: راحت باش بشین انگار امشب تنهایى؟!

ـ آره، نمى‌دونم بچه‌ها کجا رفتن.

نشست و من با چایى پذیرایى مختصرى کردم و شروع به صحبت کردیم. گرم صحبت بودیم که متوجه شدم به گوشه اى خیره شده. نگاه کرده و دیدم دارد به ضبط و نوارهاى پخش و پلایى که دور و بر ضبط ریخته نگاه مى‌کند.

در همین حال با اشاره سر به طرف نوارها گفت: اهل دل هم که هستى!

من که خجالت مى‌کشیدم، گفتم: چى مى‌شه کرد حاج آقا!

از خواننده مورد علاقه‌ام سؤال کرد و بعد از شنیدن جواب من گفت:ها… همونى که …

وقتى اطلاعات ایشان را شنیدم، با خودم گفتم: اى بابا، ما خیلى از قافله عقب هستیم! حاج شیخ اطلاعاتى داره که ما توى خواب هم نمى‌بینیم و وقتى دیدم خیلى راحت تاریخچه آن خواننده را برایم مى‌گوید پیش خودم گفتم: بد نیست نظرشان را درباره موسیقى بپرسم.

وقتى نظرش را خواستم گفت: من نمى‌خوام حکم شرعى بگم که مثلا اگه نمى‌دونم قِر توى کمرت بیاد یا فلان بشه و…، گوش دادن حرومه و اگه این جورى نشد حلاله. من مى‌گم :

ببین اگه وقتش رو دارى گوش کن.

 

آخر براى سازندگى افراد به دستک و دفتر نیاز نیست و روده درازى نمى‌خواهد.

رسول اکرم(ص) در یک برخورد و حتى با چند نگاه استعدادها را مى‌ساخت و حتى در نگاه اول مى‌توانستند به سه مرحله دست بیابند.

الف) آن‌ها مى‌توانستند عظمت خود را ببینند و کسى که عظمت خود را شناخت از قناعت‌ها آزاد مى‌شود و از اسارت‌ها مى‌رهد…

ب) آن‌ها مى‌توانستند وسعت راه را بیابند… و کسى که وسعت راه را شناخت از رکود و ایستایى جدا مى‌شود

ج) آن‌ها مى‌توانستند پس از شناخت خود و راه… محبوب و معبود خود را انتخاب بنمایند. «مسئولیت و سازندگى، ص: 128»

 

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
Scroll to Top