خانه » مصاحبه » سبک زندگی اسلامی » بررسی سبک زندگی اسلامی

بررسی سبک زندگی اسلامی

توضیح: متن زیر حاصل مصاحبه‌ای مکتوب است که با موضوع «سبک زندگی دینی»  با استاد فلسفیان انجام شده است. بدین وسیله از ایشان که قبول زحمت فرمودند و به سؤالات ما پاسخ دادند، تشکر می‌کنیم.

 

لیله القدر: لطفا ابتدا معنای سبک زندگی و سبک زندگی اسلامی را توضیح دهید.

در توضیح سبک زندگی و سبک زندگی اسلامی باید عرض شود که همه انسان ها زنده هستند و در زنده بودن مشترک اند ولی همه مثل هم زندگی نمی کنند و هر کسی زندگیش را بر اساس نوع نگاه و زاویه دید و تلقی که از خودش و اطرافش دارد شکل می دهد و به این نوع از زندگی که در قالب خاصی ریخته شده و بر اساس نگاه خاصی نظم داده شده و راه خاصی را در پیش گرفته ، سبک زندگی گفته می شود که به آن روش زندگی یا اسلوب زندگی یا سیره زندگی نیز اطلاق می شود.

به بیان دیگر سبک زندگی در حقیقت انعکاس تفکر و تلقی و نگاه فرد است که در عمل تبلور پیدا می کند و در کوچکترین رفتار تا بزرگترین آن اثر می گذارد و  شکل و قالب و جهت آن رفتار را مشخص می کند. بنابرین در سبک و روش زندگی هم آگاهی و تفکر مطرح است و هم اهداف و آرمان و مقاصد مدّ نظراست. شاید با این تعریف نه توان به هر زندگی، اطلاق سبک کرد و تعبیر روش و اسلوب را به کار گرفت. نهایت باید گفت زندگی حیوانی یا زندگی مقلدانه و میمونی.

در سبک زندگی دو عنصر آگاهی و انتخاب نقش کلیدی دارد  که حیوان و یا هر کسی که از آن دو محروم است ّ فاقد سبک زندگی است.

چنانچه به هر کسی که شعر می گوید نمی گویند دارای سبک شاعری است بلکه آنکه سبک دارد کسی است که رفتار های شعری زیادی را در قالب خاص و با هدفی خاص و نظم ویژه ای ارائه می دهد.

سبک زندگی دینی از این تعریف جدا نیست و عبارت است از نوع زندگی که بر اساس تفکر دینی شکل گرفته است و تلقی صاحب آن نسبت به خود و جهان و هستی تلقی برخاسته از نوع نگاه دین به انسان و هستی است.

به بیان دیگر سبک زندگی دینی، روشی است که در آن دین در حوزه رفتار شخص تجلی و تبلور پیدا کرده و انعکاس یافته است که هر مقدار این تجلی جلوه بیشتری یافته یاشد فرد دین دارتر محسوب می شود و سبک زندگی او دینی تر است.

سبک زندگی دینی دو عنصر کلیدی دارد: اول، فقه و فهم مقاصد دین؛ و دوم جریان یافتن این فقه و فهم در ساحت ها و ابعاد مختلف زندگی.

لیله القدر: سبک زندگی اسلامی با کدامیک از مفاهیم و اصطلاحات دینی قابل تطبیق است و اساسا آیا چنین مفهومی در فرهنگ دینی ما وجود دارد؟

با بیانی که از تعریف سبک زندگی دینی ارائه شد روشن می شود که منظور از آن همان روش و شیوه  زندگی است که برخاسته از نگاه دینی و منطبق با تمامی دین است و در گذشته از آن به سیره تعبیر می شد و گفته می شد سیره پیامبر و اهل بیت و سیره علماء یا سیره مسلمین و دأب و دَیْدَن آنها چرا که سیره بر وزن فِعله به نوع خاصی از سیر و حرکت انسان در زندگی اطلاق می شود که با تعبیر سبک همخوانی دارد. همچنین واژه دأب  که  وجه غالب یک زندگی را می گویند که به معنای عادت و منش ترجمه می شود و قرآن در باره آل فرعون و اقوام نوح و عاد و ثمود و  دیگرانی که به گونه آنها مشی و حرکت می کردند این تعببر را به کار برده است؛ چرا که دأب به معنای استمرار در عمل و سیر و حرکت مستمر در یک جهت خاص است.

به معنای دقیق کلمه سبک زندگی دینی بر همان «تفقّه در دین» با توضیحی که دادیم و توضیح بیشتر آن خواهد آمد، منطبق است که تمامیت آن در «حیات طیّبه» تحقق پیدا می کند و کسی که به این حیات برسد، سبک زندگیش تماما دینی است؛ همان حیات طیبه ای که امام سجاد در دعای عرفه خود آن را اینگونه تفسیر می کند: فَأَحْیِنِی حَیَاهً طَیِّبَهً تَنْتَظِمُ بِمَا أُرِیدُ، وَ تَبْلُغُ مَا أُحِبُّ مِنْ حَیْثُ لَا آتِی مَا تَکْرَهُ، وَ لَا أَرْتَکِبُ مَا نَهَیْتَ عَنْهُ، وَ أَمِتْنِی مِیتَهَ مَنْ یَسْعَى نُورُهُ بَیْنَ یَدَیْهِ وَ عَنْ یَمِینِهِ؛ حیات طیبه آن زندگی است که همه چیز در آن بر اساس نگاه دینی چنان تنظیم شده  است که حتی یک مکروه  و یک امر مورد کراهتِ معبود حاکم بر زندگی در آن صورت نمی گیرد؛ چه رسد به اینکه فعل خلاف میل حق را صاحب چنین زندگی مرتکب شود. حیاتی که به دنبال خود مرگی را می زاید که تماما نور و روشنایی است؛  یعنی حیات طیبه ای که با مرگ تمام نمی شود بلکه سازنده یک حیات طیبه ی دیگری در دنیای بزرگتر است. به بیان دیگر، امام از تأثیر چنین حیاتی بر صاحب  آن و کیفیت و چگونگی و خصوصیت این حیات می گوید و می فرماید:  حَیَاهً طَیِّبَهً فِی أَدْوَمِ السُّرُورِ وَ أَسْبَغِ الْکَرَامَهِ وَ أَتَمِّ الْعَیْش‏‏؛  حیات طیبه ای در ظرف سرور و سر مستی دائم و کرامت و عزّت فراگیر و تمامیت و سرشاری زندگی  که استاد به زیبایی این سه خصوصیت از حیات طیبه را  در نامه ی سوم از نامه های بلوغ بیان می کنند که می توانید مراجعه کنید یا در ذیل بخوانید.

لیله القدر: پرداختن به مسأله سبک زندگی دینی چه ضرورتی دارد ؟

با بیان سابق ضرورت پرداختن به این مسئله بسیار روشن است زیرا سبک زندگی به این معنا که گفته شد  یعنی به معنای تفقّه در دین یعنی فهم مقاصد دین و جریان دادن آن در وجود خویش و ساختن زندگی بر اساس آن و در نهایت رسیدن به آن حیات طیبه و زندگی پاک، امری واجب و ضروری است تا جایی که امام صادق می فرماید: «لوددت ان أصحابى ضربت رؤسهم‏ بالسیاط حتى یتفقّهوا؛ دوست دارم حتّی به زور شلاق هم شده یاران و پیروانم را به تفقه در دین وادار کنم.

بی شک اگر انسان بخواهد سلوکی را برگزیند که نهایت به سوختن و از دست رفتن نینجامد چاره ای ندارد که به دین روی بیاورد و زندگی اش را بر اساس آموزه های دینی بسازد  و حیات طیبه ای را تجربه کند. پدر مرحوم  استاد در کتاب افکار و آرزوهایش – که اکنون در دست تحقیق است تا آماده چاپ شود- می نویسد که من به حیات طیب رسیده ام که اگر بلاها بر من ببارد من را غمی نیست.

لیله القدر: سبک زندگی دینی به چه شکل است و چه تفاوتی با سایر سبکهای زندگی دارد؟

 روشن است که سبک زندگی دینی  بر اساس آموزه های دینی شکل می گیرد و با نوع برنامه ای که دین به انسان دین دار می دهد از سایر سبک های زندگی متفاوت و متمایز می گردد؛ هم در انگیزه ها و اهداف و هم در سنت و منش و هم در اهمیت ها و اولویت ها از دیگر سبک ها جدا و ممتاز می شود. تفصیل و تشریح این سبک زندگی را باید در نگاه امیر المؤمنین در خطبه متقین مشاهده کرد که امام وقتی با جماعتی برخورد می کند که مدعی شیعه او هستند و خود را پیرو علی می خوانند، به آنها خطاب می کند که من در شما این نشانه را نمی یابم و اینجاست که همّام صحابی ارزشمند امام با اصرار از او می خواهد که ویژگی شیعه بودن را به او بشناساند که امام در جواب درخواست او این خطبه نورانی را ایراد می کنند و با محوریت و مرکزیت قرار دادن این عبارت «عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِم» به معرفی شیعه می پردازد و از جمله می فرماید: «مَنْطِقُهُمُ الصَّوابُ وَ مَلْبَسُهُم الْاقْتِصادُ وَ مَشْیُهُمُ التَّواضُعُ». آنها کسانی هستند که اندیشه شان به حق و صواب است و پوشش مقتصدانه و معتدل و روش و منش متواضعانه دارند که توضیح تمام خطبه را می توانید در شرح آن به نام «نقش انسان در هستی» ببینید.

برای نمونه یک جلوه از این سبک زندگی همین اقتصادی بودن است که شیعه علی با توجه به امکانات محدود و نیازهای گسترده به اقتصاد به معنای بهره برداری زیاد از امکانات کم روی می آورد و به مصرف کم و تولید زیاد آراسته می شود که همین امام وقتی ویژگی یکی از اصحابش را به نام صعصعه بن صوحان  به او گوش زد می کند،  می فرماید: «أنت قَلِیلَ‏ الْمَئُونَهِ کَثِیرَ الْمَعُونَه» هزینه ات کم و عون و کمکت زیاد است. و به تعبیر لطیف استاد، مسلمان کسی است که به اندازه جوکی هندی مصرف می کند و به اندازه یک یهودی تولید می نماید. وقتی امام صادق به حمام عمومی می رود حمامی به او می گوید اجازه بده حمام را برای تو قرق کنم امام عین همین عبارت را می فرماید: «المؤمن قَلِیلَ‏ الْمَئُونَهِ کَثِیرَ الْمَعُونَه». به همین جهت امیرالمؤمنین   حیات طیبه  را به قناعت تفسیر کرده و فرموده‌اند: «کَفَى بِالْقَنَاعَهِ مُلْکاً وَ بِحُسْنِ الْخُلُقِ نَعِیماً وَ سُئِلَ(ع) عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاهً طَیِّبَهً فَقَالَ هِیَ الْقَنَاعَه.

 ویژگی‌ای که جامعه ما با آن فاصله زیادی دارد و در نقطه ضد آن است؛ مصرف زیاد و تولید کم است. آمارها نشان می دهد که مصرف سرانه ما چند برابر مصرف سرانه استاندارد جهانی است و همین است  که مجبور می شویم در فضای بین المللی امتیاز بدهیم و کند شویم و ازاهداف کوتاه بیاییم.

 و آنان که در دوره سازندگی به مصرف گرایی تشویق می کردند اکنون باید تاوان بدهند و از اهداف عقب نشینی کنند.

لیله القدر: باتوجه به اینکه اصطلاح «سبک زندگی» به تازهگی مطرح شده است، آیا میتوان در نوشتههای استاد صفایی مطلبی در این زمینه پیدا کرد؛ یا بر اساس مبانی استاد، به نظر ایشان در این زمینه دست یافت؟

آنچه در این مصاحبه گفته شد در حقیقت بضاعت مزجاتی بود که بنده از نگاه ایشان گفتم؛ ولی باید بگویم که استاد قبل از این که از سبک زندگی دینی بگویند با این سبک، زندگی کردند و نه تنها با حرف و عمل که با تمام زندگیشان سبک و سیره پیامبر و آلش را انعکاس وانتقال دادند و مصداق کامل «کُونُوا دُعَاهً لِلنَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ؛ لِیَرَوْا مِنْکُمُ الِاجْتِهَادَ وَ الصِّدْقَ وَ الْوَرَع» بودند که در همان شرح خطبیه متقین به هر ویژگی که پرداخته‌ایم برای نشان دادن نمونه عینی آن در عصر حاضر به جلوهای از زندگی ایشان اشاره شده است.

لیله القدر: آیا مدرنیته و جهان مدرن با مشخصه‌های خاصش سبک زندگی خاصی را می‌طلبد؛ یا می‌توان در عین مدرن بودن، اسلامی هم زندگی کرد؟ 

نوشته ای را شروع کرده  که از خدای رحمان توفیق اتمام آن را دارم  به نام «مدرنیته و زندگی پیامبرگونه» که کتابی است در شرح حال استاد که دقیقا  به این پرسش پاسخ می دهد که می توان با الگوگرفتن از پیامبر رحمت در عصر  صنعت و فرا صنعت و مدرنینه و پست مدرنیزیم و موج سوم آنگونه زندگی کرد که حاکم  هستی و دین و پیامبرش از تو می خواهند و می پسندند و بهترین دلیل بر امکان شیئ وقوع آن است که زندگی استاد نمونه روشنی از این واقعیت است.

مدرنیته و یا هر عصر دیگر تنها شرایط خاصی است که با داشتن کوثر و موضعگیری مناسب که استاد در تفسیر سوره کوثر و نصر به آن اشاره دارد، می توان به بهترین وجه با آن تعامل داشت و از آن بهره جست و اسیر آن نگردید. عزّت مومن که از آن نام برده می شود، همین تسلط بر قدرت و بر شرایط پیچیده است و این تفاوت را با انسان مدرن امروز دارد که انسان امروزی اگر چه قدرت دارد، ولی اسیر آن است؛ نه امیر آن.

 

 

 

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا