خانه » مصاحبه » مناسبت ها » بررسی فلسفه و شیوه قیام حضرت زهرا(س)(2)

بررسی فلسفه و شیوه قیام حضرت زهرا(س)(2)

توضیح: متن زیر حاصل مصاحبه‌ای مکتوب است که  با حجت الاسلام و المسلمین پارسا درباره حضرت زهراء سلام الله علیها انجام شده است. بدین وسیله از ایشان که قبول زحمت فرمودند و به سؤالات ما پاسخ دادند، تشکر می‌کنیم.

قسمت دوم:

لیله‌القدر: فلسفه قیام حضرت زهراء سلام الله علیها بعد از فوت پیامبر”ص” چه بود؟

    اهل بیت علیهم السلام به عنوان جانشینان بر حقّ پیامبر صل الله علیه و آله موظف بودند به مقتضای زمانشان از مرزهای دین پاسداری نموده ، مردم را از ظلمت ها به سوی نور دین هدایت کنند. از این رو چه مردم آنها را خانه نشین می کردند و چه به آنها حکومت می سپردند براساس وظیفه الهی ای که بر شانه خود احساس می کردنداز هدایت جامعه به سوی دین فرو گذار نمی کردند، پس از رحلت رسول خدا صل الله علیه و آله اهل بیتش مأمور بودند در برابر این انحرافِ بزرگِ پدید آمده در رهبری أمّت پیامبر عکس العمل نشان داده مردم زمان خود و نسل های آینده را از این انحراف آگاه نمایند. بدیهی است به دلایلی که در ادامه بدان اشاره خواهد شد گرفتن قدرت از دست خلفا و به خلافت رساندن امیرمؤمنان علیه آلاف التحیه و الثناء میسّر نبوده و آن حضرت به خاطر حفظ اساس اسلام مأمور به سکوت بوده است. امام حسن و امام حسین علیهما السلام نیز سنین کودکی را سپری می کردند، در این میان تنها حضرت زهراء سلام الله علیها بود که می توانست در این میان فریاد برآورده و انحراف پدید آمده در امّت پیامبر را به حق طلبان زمان خود و آینده متذکر شود. علت انتخاب حضرت زهرا سلام الله علیها برای این مأموریت را می توان در سه امر خلاصه کرد:

1-تعاریف پیامبر(ص)

 «فاطمه بضعه منّی فمن آذاها فقد آذانی و من أحبّها فقد أحبّنی و من أبغضها فقد أبغضنی»[1]« فاطمه پاره تن من است، پس هر کس او را آزار دهد مرا آزار داده است و کسی که نسبت به او محبت ورزد نسبت به من محبّت ورزیده است، هرکس نسبت به او دشمنی کند با من دشمنی کرده است.

و سخنانی از این دست که به طور مکرر و به صورت های گوناگون از زبان رسول خدا خطاب به اصحاب بیان شد. اعتبار ویژه ای به حضرت زهراء سلام الله علیها بخشید. بطوری که مخالفت های او با یک فرد یا جریان می توانستند حقّانیت آنرا زیر سؤال ببرد.

2-عدم وجود حساسیت قبایل نسبت به حضرت زهرا (س)

 قبایلی که در جنگ های بدر و أحد و أحزاب و حنین و غیره از شمشیر أمیرمؤمنان زخم خورده بودند کینه آنحضرت را به دل گرفته بودند بطوری که حتی پس از پذیرفتن اسلام نیز این کینه پایمال نشد. ولی در مورد حضرت زهراء چنین حسّاسیّتی وجود نداشته است.

3-تداعی خواسته ها ودیدگاههای پیامبر (ص)

حضرت فاطمه سلام الله علیها تنها یادگار پیامبر صل الله علیه و آله به شمار می آمد و خواسته های او خواسته های پیامبر را تداعی می کرد. از اینرو اعتراض او نسبت به خلفا برای آنان گران آمده و اعتبار و مقبولیت و مشروعیت شان را لکه دار می کرد.

لذا بهترین گزینه برای  پاسداری از اسلام و ولایت و ایستادن در مقابل انحراف امت پدرش ، پیامبر اسلام ، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بودند.

 

لیله‌القدر: شیوه حضرت زهراء سلام الله علیها در این مبارزه چه بود و قیام ایشان در چه شکلهایی صورت گرفت؟

 آن حضرت برای اعلان عدم مشروعیت ابوبکر  از هر فرصت مناسبی  استفاده می‌کرد:

1-اعلام نارضایتی از خلفا

ایشان در موقعیتهای مختلف نارضایتی خود را از دستگاه خلافت به مسلمانان نشان ‌می‌دادند. به عنوان نمونه، خلیفه اول و دوم وقتی ازحضرت زهرا اجازه عیادت خواستند، آن حضرت نپذیرفتند؛ به ناچار امیرمؤمنان (ع) را واسطه قراردادند؛ حضرت به خاطر موقعیت خاص خود ترتیب عیادت آنها را داد؛ ولی وقتی آنها خدمت حضرت زهرا)س) رسیدند. ایشان روی خود را به طرف دیوار برگرداند، ابوبکر شروع به صحبت کرد، گفت: «ای حبیبه رسول خدا ! قسم به خدا، نزدیکی کسی به شخص رسول الله نسبت به نزدیکی به خودم، ‌برایم محبوبتر است، شما نزد من از عایشه دخترممحبوبتر هستید. دوست داشتم روزی که پدرت مُرد من هم می‌مردم و پس از او باقی نمی‌ماندم که در عین اینکه شما را می‌شناسم و فضل و شرفتان را می‌دانم و شما را اگر حق و میراثت از رسول خدا محروم ساخته‌ام به خاطر آنست که از پدرت رسول خدا شنیده‌ام که می‌گفت: «لانورث ما ترکنا فهو صدقه، ما چیزی به ارث نمی‌گذاریم و آنچه از ما باقی می‌ماند صدقه است».

 ولی زهرای اطهر (س) عذرشان را نپذیرفت بلکه با جملاتی حسابشده و تند نارضایتی خود را نسبت به آنها اعلان کرد و نگذاشت این جلسه به عنوان جلسه عذر خواهی و صلح و آشتی جلوه کند؛ فرمودند: «اگر حدیثی از رسول خدا برای شما بگویم آن را به گوش گرفته و بدان عمل می‌کنید؟» گفتند: بلی، فرمود: «شما را به خدا قسم آیا از رسول الله نشنیده اید که می‌فرمود: رضایت فاطمه، رضایت من و غضب فاطمه، غضب من است، پس هر کس فاطمه دخترم را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر کس فاطمه را خشنود سازد مرا خشنود ساخته و هر کس فاطمه را غضبناک کند مرا غضبناک کرده است؟» گفتند: آری ما از رسول‌خدا آن را شنیده‌ایم. حضرت فرمود: «من خداوند و ملائکه‌اش را شاهد می‌گیرم که شما دو نفر مرا غضبناک کرده اید و مرا خشنود ننموده اید اگر با پیامبر ملاقات کنم از شما شکایت خواهم کرد…. قسم به خدا در هر نمازی که می‌گذارم بر علیه شما نزد خدا نفرین می‌کنم[2].

    مهمترین ضربه ای که آن حضرت به ابوبکر زد این بود که در روزهای پایانی عمر کوتاهش سفارش نمود کسی در تشییع جنازه اش حاضرنشود و قبرش مخفی بماند. به شوهر بزرگوار خویش فرمود: «تو را وصیت می‌کنم هیچ کس از آنان که بر من ظلم کرده اند و حق مرا غصب کرده اند در تشییع جنازه ام شرکت نکنند زیرا آنان دشمنان من و تو و رسول خدایند و اجازه نده فردی بر من نماز بخواند. مرا شبانه دفن کن آن هنگام که چشم ها آرام گرفته اند و دیده ها به خواب فرو رفته اند[3].

حضرت با این وصیت به مردم زمان خویش و نسلهای آینده برای همیشه نارضایتی خویش را از “خلفا “اعلان فرمودند.

از امام صادق ع نقل شده است که حضرت زهراس در لحظات آخر خطاب به همسر خویش فرمودند: «وقتی فوت کردم به کسی اطلاع نده مگر امّ سلمه و أمّ أیمن و فضّه و از مردها دو پسرم و عبّاس و سلمان و عمّار و مقداد و ابوذر و حذیفه، مرا در شب دفن کن و مکان قبر مرا برای هیچ کس فاش مکن.»[4]

حضرت با این جملات امیر المومنین را به عنوان استوانه رسالت و جایگاه و منزلگاه رفت و آمد جبرئیل معرفی نمود، افزون بر این او را عالمترین فرد برای آبادانی و رشد و تعالی دینی و دنیوی مردم خوانده، ازهمه مهمتر فلسفه مخالفت های برخی از اصحاب را با آن حضرت افشا کرد، شاید آن روزها بسیاری از اصحاب و تابعین و کسانی که تازه به شرف اسلام در آمده بودند، نمی‌توانستند باور کنند کسانی که علی ع را کنار زده اند، ‌از سر هوا پرستی چنین جنایتی را مرتکب شده اند، چرا که آنها سال ها در کنار پیامبر ص بودند و در رکاب نبی اکرم ص شمیشر زده بودند، به علاوه جزء فقها و علما به حساب می‌آمدند،  کسی جرأت نمی‌کرد درباره آنان گمان عصیان گری نسبت به مسائل اساسی دین به دل خود راه دهد. از این رو بسیاری از تازه مسلمانان از ریشه دشمنی های مخالفان علی ع بی خبر بوده اند و یا جرأت بیان و نقل آن را برای دیگران نداشتند. ولی زهرای أطهر (س) با کمال شجاعت برای اولین بار دلیل کینه ورزی های آنان را در ملأ عام افشا کرد و ریشه نزاع های موجود با علی ص را بیان فرمود تا حق طلبان زمانش و آینده از حیرت در آیند و حق و باطل را تشخیص دهند. مبادا کسی خیال کند صحابی بودن مساوی عادل بودن است.

این اقدام غیر مترقبه و شکننده فاطمه (س) ضربه سنگینی بر پیکر خلافت وارد ساخت ضربه ای که تا قیام قیامت استمرار خواهد داشت. مسلمین همواره این پرسش جدی و بی پاسخ را در نهان خانه وجدان خود دارند که خلفا و بیعت کنند گان با آنها چه مشکلی داشته اند که زنی وارسته و متقی و پارسا چون فاطمه س که تنها یادگار پیامبرص به شمار می‌آمد، از آنها ناراضی بوده تا حدی که اجازه نفرمود کسی از آنها در تشییع جنازه‌اش شرکت کنند و یا بر مزارش حاضر شوند.

2-اثبات حقانیت حاکمیت علی ع

امیر مؤمنان ع در دوران خلفا به شدت مظلوم واقع شده بودند، ‌به طوری که زمینه اعتراض و درگیری برای احقاق حق مسلّمش از بین رفته بود. در چنین شرایطی روز به روز شخصیت حقیقی آن حضرت به فراموشی سپرده می‌شد و زمینه جولان داد سایران فراهم می‌گردید. حضرت زهرا (س) با توجه به شناخت عمیق خود از جو حاکم بر جامعه و پیامدهای آن، معرفی شخصیت واقعی و ممتاز علی را در سرلوحه حرکت مبارزاتی خود قرار داد و در عمل و زبان به دفاع از امیرمؤمنان ع برخاست. یکی از شیوه های آن حضرت برای روشنگری این بود که فضائل امام را یاد آوری می‌کرد و چهره ایشان را به یاد اصحاب و تازه مسلمانان میآورد. به عوان نمونه خطاب به مها جران و انصار می‌فرمود:

«هر گاه آتش جنگ بر افروختند، خدا خاموش کرد یا هر گاه شاخ شیطان سر برآورد یا اژدهائی از مشرکین دهان باز کرد، رسول خدا ص برادرش علی بن ابی طالب را درکام اژدها و شعله های فتنه ها افکند و علی باز نمی‌گشت مگر آنکه سر سرکشان را پایمال شجاعت خود می‌گردانید و آتش آنها را با آب شمشیرش فرو می‌نشاند. علی فرسوده ازتلاش فراوان در راه خدا، کوششگر خستگی ناپذیر در امر خدا، نزدیک و خویشاوند رسول خدا،  سیّد و بزرگی از اولیای خدا، همواره دامن به کمر زده، نصیحت کننده در راه خداست، که در راه خدا از سرزنش سرزنش کنند گان پروائی نداشت.[5] »

   حضرت با این سخن، کمالات و مجاهدت های چشمگیر مولا را به رخ کسانی که در حق آن بزرگوار ظلم کرده و با دیگری بیعت کردند، کشاند و به آنان فهماند کسی را که آنان خانه نشین کرده اند پس از رسول خدا ص بیشترین حق را در احیای پرچم اسلام داشته است؛ به طوری که هرگاه حکومت اسلامی‌به خطر می‌افتاد نبی اکرم ص بدست او و با شمشیر او اسلام را از خطر نجات می‌داد. به آنان فهماند شخصیتی را کنار زده اند که تنها برای خدا نه برای نام و نشان خود جهاد می‌کرد به طوری که در راه خدا تنی خسته و فرسوده داشت.

و یا در جمع زنان مهاجر و انصار که برای عیادتش آمده بودند در مورد مظلومیت مولا فرمود:

«وای بر آنها ! چرا نگذاشتند ( حق در مرکز خود قرار گیرد) ؟! و خلافت بر پایه های نبوت استوار گردد؟ آن را از خانه ای که جبرئیل در آن فرود می‌آمد به خانه دیگر بردند واز دست کسی که عالم بر امور دین و دنیاست، گرفتند. بدانید که این زیانی بزرگ و آشکار است! چرا و به چه علت از ابوالحسن انتقام گرفتند وکینه توزی کردند؟ قسم به خدا به خاطر اینکه تیغ شمشیرش سوزناک بوده و در مقابل دشمنانش به از دسترفتن جانش بی اعتنا بود و بر آنها سخت می‌تازید و عقوبت می‌کرد و وقتی به حقوق الهی می‌رسید خشمگین می‌شد، از او انتقام گرفته و بدو کینه ورزیده اند[6]

در آن زمان که خواص، منحرف و عوام مبتلا به جهالت شده بودند، حضرت زهراء با بیان فضائل علی ع و انتقاد به مخالفانش نگذاشت شخصیّت امیرمؤمنان در دل تاریخ دفن شود، به علاوه به آیندگان وحق طلبان عصرش اعلان نمود، اصحاب بزرگ پیامبر ص پس از رحلت آن بزرگوار دچار لغزش شده اند و رأی مردم آن هم مردم مدینه را برای مشروعیت خلافت کافی دانسته اند و حال آنکه از دیدگاه پیامبر ص ملاک مشروعیت حکومت، انتصاب آسمانی است نه انتخاب زمینی.

3-محکوم کردن تساهل خواص

یکی از اقدامات مهم حضرت زهراء این بود که با توبیخ مهاجران و انصار و محکوم کردن سکوت و سستی آنان و سرزنش و ملامتشان نگذاشت رضایت ناشی از سکوتشان موجب قداست حکومت ابوبکر شود. حضرت با این مجاهدت خود قداست اجماع خواص اصحاب بر حمایت ابوبکر را از بین برد و به شیعیان علی ع جرأت داد تا رأی اکثریت صحابه را باطل بشمارند.

زهرای اطهرس با این اقدام، منطق عدالت صحابه را محکوم نمود و اجماع اهل حلّ و عقد برای تشخیص حق و باطل را مردود و نادرست شمرد و همین امر یکی از ممیّزات اعتقادات شیعه نسبت به اهل سنّت گردید؛ وگرنه اگر اندیشه عدالت صحابه همگانی می‌شد، اثبات حقانیت علی ع و عدم مشروعیت خلافت ابوبکر و عمر و عثمان بسیار دشوار می‌شد.

حضرت فاطمه س درخلال خطبه های حماسی خویش، گاه کل مهاجران و انصار را که آنروز تماشاگر حوادث شده بودند، مخاطب خود قرار می‌داد و آنها را به شدّت توبیخ و سرزنش می‌کرد. یک بار پس از بیان مجاهدتها و خدمتهای علی ع به اسلام، رو به اصحاب کرد و فرمود:

«شما درحال رفاه زندگی می‌کردید و درخوشی و امنیت بسر می‌بردید و منتظر فرصت بودید تا مگر روزگار برضد ما دگرگون شود، گوش به زنگ اخبار بودید و به هنگام کارزار پشت کرده از جنگیدن فرار می‌کردید.»

و در مورد دیگر فرمود:

«و هنگامی‌که خداوند خانه پیامبران و آرامگاه برگزیدگان را برای پیامبرش برگزید، خار و خاشاک نفاق در شما ظاهر شد و جامه دین کهنه گردید و سکوت گمراهان به سخن در آمد، و افراد پست و بی ارزش با قدر و منزلت شدند و شتر ناز پرورده اهل باطل به صدا در آمد، وارد خانه شما شد. و شیطان سر خویش را از محفل بدر آورده شما را فرا خواند، دید که پاسخگوی دعوت باطل او هستید. و برای فریب خوردن آمادگی دارید، خواست بر ضد حق برخیزید، شما را آماده این کار یافت و شما را گرم و آماده نمود. و دید غضبناک شدید، پس بر غیر شتر خود داغ و نشان زدید. و بر آبی که حق شما نبود فرود آمدید.

در حالیکه هنوز از عهد و قرار شما [بیعت در غدیر خم دو ماه قبل] چیزی نگذشته بود. و شکاف زخم عمیق بود و دهانه زخم هنوز بهم نیامده، بهبود نیافته بود و پیامبر ص هنوز دفن نشده بود، که هر چه خواستید کردید. و بهانه آوردید که از فتنه می‌ترسیم؛ اما در آتش فتنه سقوط کردید، و راستی که جهنّم برکافران احاطه دارد؛ شما کجا و فتنه خواباندن کجا ؟[7]»

حضرت زهراء(س)بی پرده به آنها فرمود مواضع سیاسی و اجتماعی شما دراین روزها از سر دین داری و مصلحت اندیشی نیست بلکه محصول ضعف ایمان و پیروی از وساوس شیطان است. چراکه اگر از روی درد دین بود هرگز حاضر نمی‌شدید عهدی را که در دیر با رسول خدا بسته بودید شکسته و هنوز جنازه مطهر رسول خدا دفن نشده سراغ تعیین جانشین بروید:

«چرا بیراهه می‌روید؟ در حالی که کتاب خدا در میان شماست، مطالبش روشن است، و احکام آن درخشان، ونشانه های هدایت آن آشکار، و نهی و هشدار های آن روشن و اوامرش واضح است، اما شما به قرآن پشت کردید، و از آن روی گردان شدید، آیا به قرآن میل و رغبت دارید؟ یا داوری جز قرآن می‌گیرید ؟‌… و هر کس غیر از اسلام دینی برگزیند از او پذیرفته نیست. و در آخرت از زیانکاران خواهد بود. سپس آنقدر درنگ نکردید که دل رمیده آرام گیرد، و مهار کردن آن آسان گردد. پس آتش گیره ها را بر افروختید، و به آتش فتنه ها دامن زدید. تا آن را شعله ور سازید. و به شیطان گمراه کننده پاسخ مثبت دادید. و برای خاموش کردن نور اسلام آشکارا بسیج گشتید. و به از بین بردن سنّت های پیامبر برگزیده، روی آوردید و حرکتهای منافقانه آغاز کردید. و برای نابودی اهل بیت او در پشت تپه ها و درختان کمین کردید. و ما در برابر مصیبت هایی که چونان خنجر برّان یا فرورفتن سنان در شکم است چاره ای جز صبر نداریم»

دختر گرامی‌پیامبرص با افشا کردن تغییر هویت دینی و استحاله فرهنگی اصحاب، پس از رحلت پیامبرص ریشه های انحراف و سکوت خواص را مشخص نموده و زوایای مبهم تحلیل حوادث صدراسلام را روشن ساخت و با شکستن هیبت خواص منحرف، راه گذر از اصحاب متساهل را باز کرد. این عمل بزرگ موجب گردید فلسفه سیاسی اسلام از خطر تحریف مصون بماند و خط ولایت و خلافت آسمانی در نظر حق طلبان تاریخ هویدا گردد. البته عدّه زیادی در طول تاریخ بر اثر تغافل و تجاهل چشم خویش را از مشاهده حقایق بسته و خود را به خواب زده اند و علی ع را به عنوان خلیفه چهارم دانسته اند. اما با مجاهدت های زهرای أطهر(س) راه شناخت حق و باطل باز گردید و مسائل شفاف شد. نه تنها انحراف مسیر خلافت فاش گردید، بلکه اساسا صلاحیت خلفا و رأی دهندگان به آنان یعنی کسانی که با علم به مفضولیّت آنها به آنان رأی داده بودند زیر سؤال رفت.

 

 



[1]– صحیح البخارى کتاب فضائل الصحابه، ب 12 ـ(ص 710، ح 3714)  باب مَنَاقِبُ قَرَابَهِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم

[2]الامامه والسیاسه، ج1، ص31

[3]– دشتی، نهج الحیاه، ص33، ح206

[4]– همان، ص328، ح204

[5]– نهج الحیاه، ص108

[6]– همان ‌ص130

[7]نهج الحیاه ص180تا110

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا