خانه » سخنرانی شاگردان » تاریخ امام هادی – جلسه دوم

تاریخ امام هادی – جلسه دوم

عناوین بحث شده در این جلسه؛


– گفتگو از تغییر پایتخت عباسیان به سامراء و تأثیرات حاصل از این جابجایی؛

– توضیحی درباره شهر سامراء و بافت اجتماعی این شهر؛سامراء یک شهر تازه تأسیس و از پی ورود ترکان به حکومت عباسی ایجاد شده است.این شهر شهری است مملوّ از ترکان و نیروهای مسلح و به همین جهت یک موقعیت ویژه ای را از حیث سیاسی ایجاد می کند.به این معنی که تا هنگامه ی قدرت خلیفه و سیطره ی او بر پایتخت،اوضاع به وفق مراد حکومت پیش می رود،ولی از هنگامی که قدرت خلیفه به زوال و سستی بگراید،همین گروهی که پایتخت را اشباع کرده اند،زمام امور را به دست می گیرند.که در دوران عباسی همین اتفاق می افتد.فلذا بعد از متوکل تا دوره الموفق بالله و المعتز بالله زمام امور جامعه ی مسلمین در دست ترکان است.

– متوکل برای سه پسر خود-المنتصر بالله،المعتز بالله،الموید بالله-ولیعهدی صادر کرد و بیعت گرفت.ولی المنتصر بالله پدر را به جهت اختلافی که داشتند و کینه ای که از پدر به جهت تحقیر او در مجالس مختلف داشت،کشت و دو برادر را خلع کرد و به خلافت رسید.او در مدت شش ماهه ی خلافتش رفتار خوبی با هاشمیان صورت داد.

-بعد از المنتصربالله،ترکان برادرزاده ی المتوکل را به نام احمدبن محمدبن معتصم را که المستعین بالله نامدندش،بر سر کار اوردند.در این دوره باز ترکان بر امر بیش از پیش مسلط گردند.در این مقطع به جهت اختلافات و اضطرابات موجود در پایتخت،ایرانی ها سربلند کرده و با ترکان درگیر شدند،ولی از انها شکست خوردند و در ایران هم حکومتشان رو به ضعف گرایید. 

-به تدریج دربار خلیفه به جهت ضعف خلفای عباسی محل کشت و کشتار شد و بسیاری از نزدیکان دربار را به امر خلیفه کشتند.و ارتش خلیفه در مناطق مختلفی از رومیان شکست خوردند.و در همین ایام به تدریج علویان سربراوردند و قیامهایی از سوی علویان شکل گرفت.

– در سال 252 دوباره خلافت به نسل متوکل برگشت،و المعتز بالله فرزند دوم متوکل به خلافت رسید،او دوباره سنت پدران را احیاء کرد،ولی او چون در قدرت ترکان به حکومت رسیده بود،در نتیجه نتوانست با این اقدامات کاری از پیش برد و بعد از چهارسال با فشار ترکان از خلافت کنار کشید و برادرش به خلافت رسید.در میانه ی حکومت او امام هادی(ع) به شهادت می رسند.

-این دوران اوج اشفتگی حکومت عباسیان است.به طوری که خلیفه بی اختیار ترین فرد دربار است.در این دوره سرداران ترک جدیدی به کار می ایند،که قدرتی عمیق تر از خلیفه دارند.و در همین دوره حکومت های کوچکی  در گوشه و کنار مثل صفاریان در ایران قدرت می گیرند.

شروع در گفتگوی از زندگانی امام هادی

– امام هادی در سن 7 سالگی به امامت می رسند.چون امام قبل هم در همین سنین به امامت رسیده بودند،دیگر تشنج و اضطرابی را از این جهت در شیعیان نمی بینیم.و به راحتی امامت از امام جواد به امام هادی منتقل می گردد.

– امام هادی(ع) همچنان آن احترام و عزتی که برای امام جواد(ع) بود را دارند.او را هم ابن الرضا(ع) می خوانند.او پسر داماد خلیفه و نوه ی ولی عهد یعنی حضرت رضا(ع) بوده است.به همین جهت برخورد معتصم با او برخورد محترمانه ای است.

– در دوره ی امام هادی به طور طبیعی سازمان وکالت گستره ی خاصی می یابد.این سازمان از یک دوره و فرایند تکاملی گذشته و به پختگی خوبی رسیده است.فلذا در این دوره فتنه هایی مثل “فتنه ی وقف” دیده نمی شود.ولی باز به جهت حصری که بر امام پیش می اید،امکان انحراف زیاد می شود.ولی با این حال انحراف ویژه ای به چشم نمی اید.و اگر هم چیزی بوده با دقت چینش سازمان به خوبی دفع می گردد.

– نکته ی مهم این است که سیاست خلفای عباسی در این دوره که امام در مدینه هستند،تا دوره ی متوکل،سیاست مأمون است.فلذا فشاری بر امام نیست.و امام در این دوره بسیار با شیعیان ارتباط دارد.و احادیث زیادی از حضرت نشر داده می شود.البته این سخنان و این رفت و امدها بسیار بی نام و نشان است.اکثر روایات حضرت با عنوان “الرجل” و یا “ابوالحسن” که کنیه ی امام رضا(ع) بوده است نشر داده می شده.

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا