خانه » مقالات » تحقیق موضوعی آثار استاد » تربیت عقلانی از نگاه استاد علی صفایی حائری(4)

تربیت عقلانی از نگاه استاد علی صفایی حائری(4)

برخی دیگر از عوامل آزادی پس از رسیدن به یک سری از شناخت­ها حاصل می شوند .

شناخت­هایی همچون : شناخت عظمت انسان ، وسعت راه ، رحمت خدا ، دردها و رنج­ها ، مرگ

شناخت عظمت انسان : هنگامی که انسان خودش را بزرگ ببیند اسیر چیزهای کوچک نخواهد شد . بسیاری از تقلیدها ، تعصبها و حتی منفعت طلبی ها ناشی از نگاه حقارت آمیز انسان به خودش است . هنگامی که انسان بداند که می تواند خلیفه خدا در زمین باشد و در هر لحظه منافعی به دست بیاورد که حتی بهشت هم در برابر آن ناچیز است و بداند که می تواند مسجود ملائک شود ، چنین فردی دیگر به این دلیل که آباء و اجدادش از راهی رفته­اند یا استاد و بزرگی سخنی را گفته متاثر نمی­شود . در سیر طبیعی زندگی نیز انسان با همین احساس بزرگی از محبوب­های گذشته­اش چشم می پوشد و بازیچه­های کودکی را فراموش می کند .

     شناخت وسعت راه : اگر انسان به این باور برسد که مرگی در کار نیست و تا بی نهایت ادامه خواهد داشت و بداند که همه عالم تنها همین جایی نیست که می بینیم بلکه عوالم متعددی پیش رو داریم ؛ چنین فردی اصلا نوع حساسیتها و رفتارهایش به کلی تغییر خواهد کرد و زندگی اش به گونه دیگری خواهد شد ؛ زیرا محاسبه های او دیگر در محدوده زندگی دنیوی نیست بلکه بر اساس یک حیات جاودانه برنامه می ریزد و محاسبه میکند . با داشتن این تصویر که در فرصت بسیار محدودی باید برای بی نهایت راه توشه آماده کند این احساس در انسان ایجاد می شود که مبادا تعصبها موجب اشتباه شوند و تقلیدها باعث شوند که تنها مدافع حرفهای دیگران باشد و خود به حقیقتی دست پیدا نکند و با دستهای خالی عازم سفر طولانی خود شود .

         شناخت رحمت خدا : هنگامی که انسان بداند تا به حال چه چیزهایی به او داده شده و چقدر او را تحمل کرده­اند و در آینده چه چیزهایی برایش فراهم کرده اند رفتارش در برابر اینهمه محبت و احسان و بزرگواری تغییر میکند . وقتی که او فهمید هرچه دارد از خداست و دیگران تنها واسطه هستند راحت تر می تواند از تقلیدها وتعصب­ها آزاد شود و از سود­ها و منفعت­های کوچک چشم بپوشد . شکر منعم حالت طبیعی انسان است که در برابر احسان و خوبی به سوی اطاعت و انقیاد می رود.

          شناخت دردها و رنجها : بسیاری از اوقات انسان با تقلید خودش را آرام می کند . انسان راحت تر است که تکیه کند و خودش فکر نکند . در هنگام سختی ها به جای تامل و پیدا نمودن راه حل به استخاره رو می آورد و یا اینکه بر اساس فکر و عقل دیگران حرکت می کند و نام آن را مشورت می گذارد . در حالیکه خداوند ما را مبتلا می کند تا فکر کنیم و روی پای خود بایستیم .

شناخت مرگ : شناخت مرگ و یاد آن یکی از عوامل بسیار قوی در آزادی انسان است . بی جهت نیست که سفارش شده در هنگام شادی زیاد یا غم مفرط به زیارت اهل قبور بروید . یاد مرگ این حالت­ها را تعدیل نموده و انسان را متوجه واقعه­ای می­کند که هر لحظه امکان رخ دادن آن وجود دارد .

       این شناخت­ها می­توانند ما را به آزادی­های عظیم و متنوعی برسانند . زیرا این شناخت­ها تنها انسان را درسطح ذهن و فکر آزاد نمی­کنند بلکه بسیاری از وابستگی­ها و علاقه­های انسان را قطع می­کنند . علاوه بر این آزادیهای متنوعی می­آورند و موجب پختگی­ها و بزرگی­ها و وارستگی­های متنوعی می شوند .

آموزش تدبر و مطالعه :

 ادراکات حسی انسان همراه با تولد و فعال شدن حواس آغاز می­شود در ابتدا چون همه چیز برای انسان تازگی دارد و توجه او را به خود جلب می کند به سرعت شروع به پر کردن خزینه ادراکات حسی می­کند و دائما در حال توجه و دقت است .اما به تدریج حوادث و اشیاء برای او تکراری و طبیعی شده و نسبت به آنها کم توجه یا بی توجه می شود و تنها به چیزهایی توجه می­کند که برای او اهمیت داشته و توجهش را به خود جلب کنند . مربی باید به او بیاموزد که برای برداشت و مطالعه لزومی ندارد که همواره سوژه های بکر و تازه داشته باشیم بلکه با تغییر زاویه دید و ذهنیت خود می­توانیم از حوادث پیش پا افتاده و تکراری مطالب بکر و عمیق برداشت کنیم . همانطور که ابراهیم (ع) از تکراری­ترین وقایع همچون طلوع و غروب خورشید و ماه و ستارگان به توحیدی آنگونه دست یافت و نیوتون از حادثه­ای که برای بسیاری از ما موجب خنده و سرگرمی است (برخورد سیب با سرش) به آن کشف بزرگ رسید و تیمور لنگ از حرکت مورچه ای به پشتکار و استقامت دست یافت .

   برای رسیدن به برداشت­ها و تصویرها از حوادث به چند اصل باید توجه داشت :

1..حادثه­ها و اتفاق­ها ، اتفاق و تصادف نیستند بلکه در ورای آنها تنظیم و تدبیری نهفته است . هزاران عامل دست به دست هم داده­­­اند تا در آن لحظه و درآن مکان  و با آن شرائط خاصی که انسان دارد با آن صحنه مواجه شود .این نگاه باعث می شود که از کنار هیچ حادثه ای به راحتی عبور نکنیم بلکه آن را زیر و رو کنیم .

2. نباید حوادث را در فضای موجود­شان محبوس کرد باید نگاه تاریخی را آموخت و این نگاه تاریخی تنها دیدن گذشته حوادث نیست بلکه گذشته و حال و آینده را یک­جا دیدن است .این چنین فردی دیگر اسیر لحظه­ها و حالت­ها و احساسات نخواهد شد . نگاه واقع­­­­بینانه همین نگاه است . اصل اول نگاه را نافذ و عمیق می کند و اصل دوم وسیع و گسترده .

3. گرچه اصل اول می­گوید که در هر حادثه­ای احتمال درس و نکته­ای هست اما باید توجه داشت که این احتمال در همه حوادث یکسان نیست . باید حوادث و صحنه­ها را بر اساس اهمیت آنها مرتب کرد تا ذهن هم­زمان درگیر چند مساله نباشد که در این صورت عمق و دقت خود را از دست خواهد داد و به جای برداشت­های عمیق و دقیق تصاویر خیالی و موهوم خواهد ساخت .

این نظم و ترتیب به فراغت و خلوتی در درون منجر می شود که نیاز ما را به خلوت­های بیرونی کمتر می­کند تا در آنجا که چنین امکانی فراهم نبود اسیر حوادث بیرونی نباشیم و با شتاب آنها حرکت نکنیم .

علاوه بر در نظر گرفتن این اصول مربی باید در عمل هم کاربرد آن­ها را در ضمن مثال­ها و نمونه­هایی نشان دهد .    

آموزش تفکر و نتیجه گیری :

فکر تلاش ذهن برای کشف مجهولات از طریق ساماندهی و تنظیم معلومات است . این معلومات در واقع به منزله موادی هستند که ذهن آنها را در قالب­های خاصی قرار می­دهد تا به نتیجه مطلوب دست یابد . قالب­های درست برای تفکر توسط قواعد منطق صوری به دست می­آیند . البته این شکل­ها و قالب­ها در ساختمان ذهن تعبیه شده­اند اما در اثر آشنا شدن با منطق صوری و تمرین بیشتر، ذهن به دقت­ها و    ظرافت­هایی دست پیدا می­کند که موجب خطای کمتر و سرعت بیشتری در بکارگیری و تشخیص قالب­های صحیح فکری می­گردد . اما برای تفکر علاوه بر مواد خام و معلوماتی که توسط تدبر فراهم می­شود و قالب­ها و شکل­های فکری که با منطق صوری به دست می­آید نیاز به روش قالب گیری نیز می­باشد . منظور از روش قالب گیری این است که چگونه می­توان معلومات مورد  نیاز را برای قرار­دادن در قالب­ها انتخاب نمود ؟ 

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا