خانه » مقالات » تحقیق موضوعی آثار استاد » ترکیب و تضاد،عامل آزادى از جبرها

ترکیب و تضاد،عامل آزادى از جبرها

 

 این درست است که انسان همراه و گرفتار جبرهایى هم از درون و هم از بیرون مى‏باشد. این صحیح است که رابطه این جبرها یک رابطه متقابل است دو طرفه، نه یک طرفه و مکانیکى، ولى آن چه عامل آزادى انسان از جبرها است، ترکیب و تضادّ همین جبرهاست.

 توضیح این که آدمى با جبرهایى از درون)جبر غریزه، فکر، عقل، بهترطلبى( و بیرون)جبر تاریخ، محیط، وراثت، تربیت، طبیعت( همراه است. او با همه این جبرها همراه است. با درگیر شدن)تضاد( و هماهنگ شدن)ترکیب( همین جبرها او به آزادى مى‏رسد.

 انسان با حرکت جبرىِ فکر که از ادراکات حسّى‏اش نتیجه‏گیرى مى‏کند و با تعمیم و تجرید به شناخت‏هاى تازه‏ترى مى‏رسد، مجهولات را کشف مى‏کند. این حرکت فکر، یک حرکت و عمل جبرى است و بدون اختیار. ولى مهم این است که تنها کار به همین حرکتِ جبرىِ فکر ختم نمى‏شود و انسان در همین حد متوقف نمى‏گردد؛ که با حرکتِ جبرىِ عقل نیز به راه خود ادامه مى‏دهد. عقل با حرکت جبرى‏اش این شناخت‏ها و معلومات جدید را با یکدیگر مى‏سنجد و بر آنها نظارت و کنترل دارد؛ یعنى عقل با توجه به راه‏ها و معلوماتى که فکر به او داده است، این داده‏ها و راه‏ها را با هم مى‏سنجد.

 استاد در این باره مى‏فرماید:

 از آنجا که فکر تحت تأثیر عوامل محیط، تربیت، وارثت، تلقین و تقلید و تاریخ قرار مى‏گیرد، ضرورت نقد و سنجش و تعقل نمودار مى‏شود. این شناخت ابتدایى هم محکوم این عامل‏هاست و هم محدود و یک جانبه وبسته. درست است که فکر راه‏هایى را طرح کرده و از تجربه‏ها و با کمک حواس، مجهولاتش را به دست آورده، اما خود این راه‏ها محتاج سنجش و نظارت و نقد هستند. و اگر بدون این نقّادى و سنجش، راهى شروع شود و کارى دنبال گردد، درست این کار همانند کار دوربینى خواهد شد که یک نقطه را نشانه مى‏گیرد و از یک زاویه عکس برمى دارد. و در نتیجه این عکس‏بردارى و شناختِ یک بعدى و سطحى، باعث درگیرى‏ها و محرومیّت‏ها خواهد شد.

 پس شناخت‏ها و راه‏هاى به دست آمده از فکر، محتاج نظارت و سنجش عقل‏اند. و این جاست که باید بهترین‏ها انتخاب شوند. جالب این است که کار به همین جا هم ختم نمى‏شود و انسان در همین حد، باز متوقف نمى‏ماند. در این هنگام غریزه بهترطلبى(حبّ الخیر) وارد میدان مى‏شود و پس از نظارت و سنجش جبرى عقل، به طور جبرى و غریزى بهترین را انتخاب مى‏کند. در نتیجه انسان حرکت خویش را آغاز مى‏کند و از آن چه با آنها بوده آزاد مى‏شود و به انتخاب و آزادى مى‏رسد.

 عقل با توجه به آن چه از فکر به دست آورده و آن چه از خود دارد، به نقد و سنجش و مقایسه آنها رو مى‏آورد و بهترین را مشخص مى‏کند. با تعیین بهترین، غریزه حبّ الخیر و طلب(بهترطلبى)، در نهاد آدمى شعله‏ور مى‏شود و شدّت مى‏یابد و او را آرام نمى‏گذارد و رو به سوى بهترین مى‏آورد و آن را انتخاب مى‏کند. و در نتیجه این وجود طالبِ ناآرام، از حرکت‏هاى جبرى سابق خود آزاد مى‏شود و به راه مى‏افتد و حرکت تازه‏اى را آغاز مى‏کند.

 این چنین حرکت‏هاى جبرى با تضادّ و درگیر شدنشان با یکدیگر، به هماهنگى و ترکیب مى‏رسند و از درگیرى و هماهنگى همین جبرهاست که انسان به آزادى و انتخاب مى‏رسد؛ چون همان طور که دیدید، آدمى تنها از یک جبر برخوردار نبود. تنها یک بُعد و یک پا نداشت. تنها از یک استعداد و یک نیرو برخوردار نبود؛ تا محکوم باشد و مجبور.

 درست است که آدمى کلکسیونى از جبرهاست، ولى تعدّد همین جبرها و درگیر شدن همین علیّت‏هاى متضاد، در نهایت به ترکیب و هماهنگى و ارتباط بین اینها مى‏انجامد. و آدمى را از تمامى آنها آزاد مى‏سازد.

 درست است که آدمى هم در استعدادهایش و اندازه آنها(تقدیر) و هم در آزادى و اختیارش(ترکیب)مجبور است؛ چون که او نمى‏تواند که آزاد نباشد. نمى‏تواند از خود اختیار نداشته باشد. درست است که در تمامى اینها نقشى نداشته، ولى آن چه مهم است این است که این استعدادها تنها یک مصرف ندارند و تنها یک راه برایشان وجود ندارد؛ که آدمى مى‏تواند به آنها جهت دهد و آنها را در راه‏هاى جدیدترى به کار گیرد و آنها را به سمت و سویى برتر و جهتى عالى‏تر هدایت نماید.

 و این اختیار و انتخاب و آزادى نیز، نتیجه ترکیب جبرهاى درونى اوست که باعث کشف قانون‏هاى حاکم بر طبیعت و تاریخ و محیط و … شده است و او را به علومى رسانده که باعث تسخیر و سپس تغییر جبرهاى بیرونى از خود نیز گشته است. از هماهنگى و ترکیب همین جبرهاى درونى است، که به حکومت و تسلط بر جبرهاى بیرونى رسیده است.

 نکته مهم این است که عامل این آزادى ترکیب خاصّ انسان است. ترکیب استعدادهاى اوست. و همین ترکیب، در او خودآگاهى مى‏آورد و او را به علوم و شناخت‏ها مى‏رساند. نه این که این آزادى، از درک ضرورت‏ها و جبرها و به خاطر علم و آگاهى و از علوم و شناخت‏ها مایه گرفته باشد. همان طورى که بعضى معتقدند آدمى مجبور است و به خاطر شناخت هایى که در رابطه با تولید و ابزار تولید شکل مى‏گیرند، به آزادى مى‏رسد. خیر، شناخت عامل آزادى نیست که نتیجه آزادى است.

 این درست است که شناخت‏ها و علوم، آدمى را از جبرهایى آزاد مى‏کنند، ولى همین شناخت‏ها، خود از آزادى انسان مایه گرفته‏اند و این آزادى از ترکیب خاص او که در آفرینش و خلقتش ریشه دارد. اگر آدمى از این ترکیب برخوردار نبود، آزاد نبود. و اگر آزاد نبود، حرکتى را آغاز نمى‏کرد و به شناخت هایى نمى‏رسید، که قبلاً به این آیه اشاره شد: «قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا للَّه مثنى و فرادى ثم تتفکروا»، که اول قیام و آزادى، سپس تفکّر و شناخت.

 و نکته مهم‏تر این که نقش مربى همین است که آدمى را با راه‏هاى تازه همراه کند و او را در زمینه تضادها بگذارد تا او خود، راهش را انتخاب کند. مسئولیت مربى همین آزادى دادن و آدمى را در تضادها گذاشتن است تا فکر او را از جبرها و اسارت‏ها و از سلطه محیط و جبر روابط تولیدى حاکم آزاد سازد. نه تنها آزاد سازد، بلکه کنترل و رهبرى نماید.

 روش تربیتى که رسول از آن برخوردار است، آزادى دادن و به آزادى رساندن است تا افراد خود حرکت کنند و به پا خیزند. تا افراد خود انتخاب کنند و تصمیم بگیرند. نه این که آنها را بغل کند و به دوش گیرد. نه این که آنها را با شعارها و تلقین‏ها داغ کند. و نه این که آنها را در سطح به جریان اندازد و به آنها شاخ و برگ دهد.

 پس با درگیرى این عوامل جبرى که گذشت و با تضاد و رقابت این علیت‏هاى حساب شده و دقیق انسان به قلّه آزادى مى‏رسد. هم چنان که در جبرهاى دیگر نیز با همین تضاد و رقابت و با همین ترکیب و هماهنگ شدن، به آزادى راه مى‏یافت.

 این جاست که آدمى دیگر محکوم و محصور شرائط و محیط قرار نمى‏گیرد، که متأثر از آنهاست. و نه متأثر و منفعل که حاکم و مسلط بر آنها خواهد بود. و این جاست که خود را عامل اساسى جرم هایى مى‏داند که در محیط و شرائطش واقع مى‏شود. نه این که آنها را به گردن این و آن و شرائط و محیط خارجى و جامعه و فلان و بهمان بیندازد. و این جاست که دیگر خود را تبرئه نمى‏کند و آن چه به او مربوط است، به بیرون از خود نمى‏افکند. بلکه مقصّر مى‏داند و باید جواب‏گو باشد.

 

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
Scroll to Top