خانه » مقالات » آثار شاگردان استاد » تطهیر با جاری آیه ها(2)

تطهیر با جاری آیه ها(2)

 سوره اسراء:15

مَنِ اهْتَدى‏ فَإِنَّما یَهْتَدی لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما یَضِلُّ عَلَیْها وَ لا تَزِرُ وازِرَهٌ وِزْرَ أُخْرى‏ وَ ما کُنَّا مُعَذِّبینَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً (15)

 

واژه ها

 

اهْتَدى:

هدی : هدى رهنمود، ارشاد، بیان. هدى در قرآن به سه صورت استعمال شده: با «لام»، مثل‏ «یَهْدِى لِلْحَقِ‏[1]»، با «إلى»، مثل‏ «اهْدِنَا إِلَى‏ سَوَآءِ الصّراطِ[2]» و بدون واسطه مثل‏ «اهْدِنَا الصّراطِ[3]» و شاید بتوان از مورد بدون واسطه و یا با واسطه «لام» معناى ایصال و رساندن و همراه «إلى» معناى ارائه و نشانى دادن را به دست آورد، به خصوص آنجا که لام بر سر مهدى الیه درآمده‏ باشد؛ مثل‏ «یَهْدِى لِلْحَقِّ» نه مثل (مهدی)‏ «هُدىً لِلنّاسِ» یا «هُدىً لِلْمُتَّقِینَ».( در این موارد لام به معنی الی می آید)[4]

اهتدی پذیرش «هدی الی…» است یا پذیرش هدی بدون الی؟ ارجح، بودن اهتدی مطاوعه هدی با الی هست آنجا که ارائه طریق می شود و زمینه انتخاب فراهم می شود آنان که می پذیرند مهتدی می شوند.

ضَلَّ: ضلال به معناى گمراهى نیست؛ اگر با سبیل همراه بشود؛ مثل «ضل‏ السبیل» یا «ضل عن السبیل»، به معناى گمراهى است. به تنهایى، مجهول بودن، مبهم بودن و گم‏ بودن را مى ‏رساند. سردرگمى و حیرت را با خود دارد. و این حالت انسان و موقعیت اوست و با هدایت و خودآگاهى و درک انسان از قدر و ارزش و اندازه خودش، از این سردرگمى و حیرت نجات مى ‏یابد و جایگاه خویش و نقش و طرح و عمل‏ خود را مى ‏شناسد. و سرپرستى این وجود فقیر و محتاج را عهده‏دار مى ‏شود. و در رابطه با نیروها و استعدادهاى خویش و در رابطه با اشیاء و در رابطه با افراد، مى ‏آموزد و آگاه مى ‏شود و بى ‏نیاز مى ‏گردد و دیگران را به بى ‏نیازى و غنا مى ‏رساند.[5]

ضلال و گم‏ شدن دو مرحله دارد: یکى ضلال و گم شدن خود انسان است و دیگرى گم شدن سعى او که در این آیه آمده است: «الَّذِینَ ضَلَ‏ سَعْیُهُمْ».[6] منافق هم خودش گم است و هم سعیش را از دست داده و آنچه را که به دست آورده، دیگران برده ‏اند: «ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ».[7]

ذکر و هدایت، شما را از سردرگمى و گم‏ شدگى مى‏ رهاند؛ چون گم ‏شدن آدم‏ ها باعث مى ‏شود که به هدف‏ هاى حقیر دل ببندند و هدف‏ ها را گم کنند و در نتیجه‏ راه‏ را و روش‏ را گم کنند و در نتیجه‏ سعى و تلاش‏ خود را گم کنند، که‏ «ضَلُّوا السَّبِیل‏[8]» و «ضَلَ‏ سَعْیُهُمْ‏[9]» نتیجه این ضلال و سردرگمى است. ضلال را به گم شدگى و سردرگمى‏ ترجمه کن، نه به گمراهى؛ که گمراهى نتیجه گم شدن هدف و نتیجه گم‏شدن آدمى است.[10]

ضلال به معناى گمراهى نیست، که: «ضَلَ‏ السَّبیلُ» و «ضَلَ‏ سَعْیُهُم» و «ضَلَّ مطلبُهم» و «ضَلَّ قَدرُهم»، با اضافه کلمه ‏ها و به معناى گمراهى و سعى گم‏ شده و هدف گمشده آمده است. ضلال؛ یعنى سرگشتگى؛ یعنى گم‏شدگى. و این ضلال است که منشأ تمامى گمراهى ‏ها و از دست رفتن‏ ها و کفرها و نفاق‏ هاست. آدمى که خود را باخت، آدمى که خود را گم‏ کرد، آدمى که خود را ندید و به حساب نیاورد، این چنین گمشده سرگشته ‏اى را، هر کس به هر طرف مى‏ برد؛ که فرعون ‏ها، همین‏ گونه آدم ‏ها را با پوک کردن و خالى ساختن، به اطاعت مى ‏کشیدند: «فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَاطاعُوه». این استخفاف و سبک کردن است، که باعث استثمار و استضعاف و اس اس‏هاى دیگر[11]

وِزْرَ: وزر: کوه. پناهگاه[12]. بار سنگین، گناه. وزیر از همین واژه است؛ چون بار سنگین را به دوش مى ‏گیرد.[13] و بارهاى سنگین و کمرشکن‏[14]شاید به جهت سنگینی کوه بر زمین به آن وزر اطلاق شده که پناهگاه بویژه هنگام زلزله و طوفان است.

أُخْرى: آخِر:  و بر وزن فاعل در مقابل اوّل؛ یعنى انتها و پایان و نهایت. واحد غیر اولى که بعد از آن هیچ چیز دیگرى نیست. مؤنث آن آخرت است. و تأخیر در مقابل تقدیم عقب انداختن و اوّل نیاوردن.

  بر اساس معنای لغت و موارد استعمال معلوم می شود که آخرت به معنای ادامه و نهایت اول است. و در نگاه قرآنی ادامه دنیاست با این تفاوت که دنیا دار مجاز است است و آخرت دار قرار . و دار آخرت چه در قالب اضافه یا وصف حکایت از منزلی بعد از منزل دنیا دارد و از آیات قرآنی و اکثر روایات استفاده می شود که ظرف بهشت است و با قیامت و ساعت متفاوت است . اگر چه آخرت به تنهایی نهایت را معنی می دهد     

مُعَذِّبینَ:

عذاب: عذب؛ گوارا. و تعذیب؛ سلب عذوبت و منع گوارایی بسیار و ایجاد محرومیت. و عذاب سلب مصدر  و سلب گورایی. واین ازخواص باب‌های ثلاثی مزید است.[15]

نَبْعَثَ: بعث‏: به معناى برانگیختن، بر پانمودن، در این(آیه: ثُمَّ بَعَثْنَاکُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُون‏)[16] انگیزه دادن پس از رهایى از عادت ‏ها و غریزه ‏ها است.

بعث‏: برانگیختن. از یک جمع، از یک زمینه، تحولى پدید آوردن.[17]

   پرسش های ترکیبی

منفصل آمدن آیه از آیه قبل می تواند بدل و یا عطف بیان بودن آن را از دو آیه قبل توضیح دهد.

ماضی آمدن اهْتَدى و مضارع آمدن یَهْتَدی و همچنینن ضَلَّ و یَضِلُّ هر کدام پذیرش و استمرار را نشان می دهد.

وازِرَهٌ به چه اعتبار مؤنث آمده؟ به اعتبار نفس مؤنث است و نکره بودن آن در سیاق نفی عمومیت و شمول آن را می رساند.

ما کُنَّاماضی استمراری و حکایت از یک سیره مستمر دارد. و ما کان برای نفی ثبوت خبر برای مبتدأ و این است که به جای ما نحن معذبین آمده است که حکایت از دأب و دیدن خداوند بر عدم تعذیب حتی در گذشته های دور دارد.

آمدن ضمیر متکلم مع الغیر به جای متکلم وحده برای تعظیم است یا برای تعدد؟

 

 

پرسش های ارتباطی و تفسیری

چگونه مضمون این فقره از آیه که می فرماید: «وَ لا تَزِرُ وازِرَهٌ وِزْرَ أُخْرى» با آیه لِیَحْمِلُوا أَوْزارَهُمْ کامِلَهً یَوْمَ الْقِیامَهِ وَ مِنْ أَوْزارِ الَّذینَ یُضِلُّونَهُمْ بِغَیْرِ عِلْمٍ أَلا ساءَ ما یَزِرُونَ‏ [18]و با سخن پیامبر که می فرماید: وَ مَنْ‏ سَنَ‏ سُنَّهً سَیِّئَهً کَانَ عَلَیْهِ وِزْرُهَا وَ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ، [19] جمع می شود؟آیا به دو اعتبار و دو حیثیت است و در عین حالی که وزر ضالین هست وزر مضلین نیز می باشد به ویژه اینکه در جانب مثبت آن در ذیل روایت آمده: مِنْ غَیْرِ أَنْ یُنْقَصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَیْ‏ءٌ [20]؟

تعبیر از رسول به جای نبی نشان می دهد عذاب دائر مدار رساندن پیام توسط رسول است.

ما کُنَّا مُعَذِّبینَ یعنی عذاب جایز نیست یا عذاب واقع نمی شود؟

آیا قبح عقاب بلا بیان از این آیه استفاده می شود؟

 مَنْ‏ سَنَ‏ سُنَّهً حَسَنَهً، فَلَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلى‏ یَوْمِ الْقِیَامَهِ مِنْ غَیْرِ أَنْ یُنْقَصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَیْ‏ءٌ».

قَوْلِ النَّبِیِّ ص‏ مَنْ سَنَّ سُنَّهً حَسَنَهً کَانَ لَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ وَ مَنْ‏ سَنَ‏ سُنَّهً سَیِّئَهً کَانَ عَلَیْهِ وِزْرُهَا وَ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ.

چگونه مضمون این فقره از آیه که می فرماید: «وَ لا تَزِرُ وازِرَهٌ وِزْرَ أُخْرى» با آیه 25 نحل لِیَحْمِلُوا أَوْزارَهُمْ کامِلَهً یَوْمَ الْقِیامَهِ وَ مِنْ أَوْزارِ الَّذینَ یُضِلُّونَهُمْ بِغَیْرِ عِلْمٍ أَلا ساءَ ما یَزِرُونَ‏  جمع می شود؟

عطف وَ ما کُنَّا مُعَذِّبینَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً به وَ لا تَزِرُ وازِرَهٌ وِزْرَ أُخْرى چه توضیحی دارد؟ به این معناست که بهره گیری از هدایت و عقاب و عذابی که متوجه انسان ضالّ و صاحب وزر است بعد از مرحله تبیین و ارسال رسل هست و قبل از آن نه هدایتی هست و نه عذابی و وزری که به شهادت آیه 213 بقره انسانها امت واحدی هستند که زیر سقف کوتاه دنیا می لولند و در تاریکی محض می زیند و با آمدن انبیاء تحول پیدا می کنند و به مهتدی و ضالّ تقسیم می گردند 

فضای آیه

در هدایت پذیری منتی بر خدای سبحان نیست چنانچه قرآن از قول عده ای نقل می کند، یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا در حالی که این خداست که باید منت بگذارد و بگوید:قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلامَکُمْ‏ بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَداکُمْ لِلْإیمانِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ[21]

چرا که هدایت پذیری و ضلالت نفع و ضررش به خود انسان برمی گردد و حتی وزر و سنگی گناه و عمل آدمی بر دوش صاحبش برداشته نخواهد داشت اگر چه اثر وضعی آن دیگران را  نیز گرفتار می کند ولی این گرفتاری با اهتدی دفع خواهد شد؛ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ لا یَضُرُّکُمْ‏ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُم‏[22]

 تلاوت آیه

و این عذاب در آیه اعم است از این که به دست خدا باشد و یا دست مؤمنین باشد. و این نکته در وسائل، جلد 11[23]، باب 10، ص 30 آمده است که« لا تُقاتِلَنَّ احَداً حَتّى‏ تَدْعُوا الى‏ السَّلام»[24] و در باب 11 چگونگى این دعوت مشخص شده است.[25]

 «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْانِ مَا هُوَ شِفآءٌ وَ رَحْمَهٌ لِلْمُؤمِنِینَ وَ لا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَاراً».[26]

ما از قرآن آنچه شفاء و رحمت است فرو آوردیم و براى ستمگران جز خسارت و زیان زیادت نمى ‏کند.

و این زیادتى خسارت، در همان اتمام حجّت و نشان دادن نمونه ‏هاست. با این توجه احسان و خوبى وابستگى به خوبى طرف و بدى طرف ندارد، وابستگى به بازگشت نتیجه به شخص نیکوکار ندارد، که در نیکوکارى، سازندگى و تأثیر حتى به اتمام حجّت و در دراز مدت و آن هم براى دیگران و بیگانگان کافى است، چون ارتباط جمع و جامعه یک خوبى را در یک محدوده نگاه نمى ‏دارد که با توجه به روابط این فضا و این زمینه حتى شخص نیکوکار را در بر مى ‏گیرد و این اثر وضعى خوبى و یا بدى است.

 اگر در روایات آمده که خوبى و یا بدى تو به فرزندان و بستگان تو باز مى ‏گردد[27]، این در مورد بدى ‏ها به این معنا نیست که دیگران وِزر و گناه تو را جریمه مى ‏دهند و ظلم تو را مکافات پس مى‏ دهد بل به این معناست که با بدى تو بذر بدى کاشته مى ‏شود و این رفتار، توسعه مى ‏یابد. با نگاهى که تو آغاز کردى و با رابطه فسادى که تو بر قرار نمودى، فسادى شکل مى‏ گیرد که دامن‏ گیر تو خواهد شد و بستگان تو را در خود خواهد برد و این میکروب عفونت و گند، بر همه دامن خواهد گسترد و این اثر وضعى بدى و یا خوبى مى ‏تواند باشد.[28]



[1] یونس، 35 .

[2] ص، 22 .

[3] فاتحه، 6.

[4] تطهیر با جارى قرآن، ج‏3، ص: 17

 [5] تطهیر با جارى قرآن، ج‏1، ص: 347

[6]   کهف، 104

[7]   حرکت، ص: 163

[8]  فرقان، 17 .

[9]  کهف، 104 .

[10] تطهیر با جارى قرآن، ج‏3، ص: 347

[11] نامه هاى بلوغ، ص: 200

[12]  – َکلَّا لا وَزَرَ. إِلى‏ رَبِّکَ یَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ قیامت: 11 و 12

[13]  – تطهیر با جارى قرآن، ج‏2، ص: 74، سوره انشراح

[14]  – درسهایى از انقلاب (انتظار)               95       ظرفیت روحى …..  ص : 93

[15]  – وحکی الخلیل :عذبته تعذیبا أی فطمته ،وهذا من باب الامتناع من المأکل والمشرب …ویقال الفرس وغیره عذوب إذا بات لا یأکل شیئا ولا یشرب . لأنه ممتنع من ذلک.اگر چه بعضی تشنگی شدید وبی خوابی وشکنجه معنی کرده اند فالتعذیب فی الأصل هو حمل الإنسان أن یعذب أی یجوع ویسهر.وقالوا عجمت الکتاب ،فجاءت فعلت للسلب أیضا،کما جاءت أفعلت.وله نظائر1ونظیره تأئم …

قال سیبویه أمرض الرجل جعله مریضا ومرضه تمریضا قام علیه وولیه فی مرضه وداواه لیزول مرضه جاءت فعلت هذا للسلب وإن کانت فی اکثر الأمر إنما تکون للإثبات  لسان العرب،ج7،ص:231

 مانند کلمه اعذر در بیان امام حسین(ع): وَ أَعْذَرَ فِی‏ الدُّعَاءِ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیک‏ … امام در دعوتش از همه سلب عذر کرد و حجت را بر همه تمام نمود و جای عذری برای کسی باقی نگذاشت.

[16]  –  بقره:56

[17]  – تطهیر با جارى قرآن، ج‏3، ص: 230

[18]  – 25 نحل

[19]  – قَوْلِ النَّبِیِّ ص‏ مَنْ سَنَّ سُنَّهً حَسَنَهً کَانَ لَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ وَ مَنْ‏ سَنَ‏ سُنَّهً سَیِّئَهً کَانَ عَلَیْهِ وِزْرُهَا وَ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ.

[20]  – مَنْ‏ سَنَ‏ سُنَّهً حَسَنَهً، فَلَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلى‏ یَوْمِ الْقِیَامَهِ مِنْ غَیْرِ أَنْ یُنْقَصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَیْ‏ءٌ».

[21]  – حجرات:17

[22]  – مائده: 105

[23]  – وسائل الشیعه چاپ اهل البیت سی جلدی، ج‏15، ص:45

[24] عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ بَعَثَنِی رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَى الْیَمَنِ وَ قَالَ لِی یَا عَلِیُّ لَا تُقَاتِلَنَ‏ أَحَداً حَتَّى تَدْعُوَهُ وَ ایْمُ اللَّهِ لَأَنْ یَهْدِیَ اللَّهُ عَلَى یَدَیْکَ رَجُلًا خَیْرٌ لَکَ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَیْهِ الشَّمْسُ وَ غَرَبَتْ وَ لَکَ وَلَاؤُهُ یَا عَلِیُّ.  19953- 1-[24] مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمِنْقَرِیِّ عَنْ سُفْیَانَ بْنِ عُیَیْنَهَ عَنِ الزُّهْرِیِّ قَالَ: دَخَلَ رِجَالٌ مِنْ قُرَیْشٍ عَلَى عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع- فَسَأَلُوهُ کَیْفَ الدَّعْوَهُ إِلَى الدِّینِ فَقَالَ تَقُولُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ أَدْعُوکَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِلَى دِینِهِ وَ جِمَاعُهُ أَمْرَانِ أَحَدُهُمَا مَعْرِفَهُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْآخَرُ الْعَمَلُ بِرِضْوَانِهِ وَ إِنَّ مَعْرِفَهَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یُعْرَفَ بِالْوَحْدَانِیَّهِ وَ الرَّأْفَهِ وَ الرَّحْمَهِ وَ الْعِزَّهِ وَ الْعِلْمِ وَ الْقُدْرَهِ وَ الْعُلُوِّ عَلَى کُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ أَنَّهُ النَّافِعُ الضَّارُّ الْقَاهِرُ لِکُلِ‏ شَیْ‏ءٍ الَّذِی لَا تُدْرِکُهُ الْأَبْصَارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصَارَ وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَنَّ مَا جَاءَ بِهِ هُوَ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَا سِوَاهُ هُوَ الْبَاطِلُ فَإِذَا أَجَابُوا إِلَى ذَلِکَ فَلَهُمْ مَا لِلْمُسْلِمِینَ وَ عَلَیْهِمْ مَا عَلَى الْمُسْلِمِینَ.                                وسائل الشیعه، ج‏15، ص: 45

[25]  تقیه،ص:89

[26] اسراء، 82.

[27] أَحْمَدُ[27]، عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ، عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ، عَنْ عُبَیْدِ بْنِ زُرَارَهَ:عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ، قَالَ: «کَسْبُ‏ الْحَرَامِ‏ یَبِینُ‏ فِی‏ الذُّرِّیَّهِ».

[28] چهل حدیث از امام حسین علیه السلام، ص: 115

 

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
Scroll to Top