خانه » فعالیت و برنامه‌ها » نشست‌های علمی » جلسات تبیین و نقد آثار استاد- انسان شناسی استاد

جلسات تبیین و نقد آثار استاد- انسان شناسی استاد

این جلسات که با حضور برخی اساتید مؤسسه لیله­ القدر و دانشجویان و طلاب علاقه­ مند به معارف دینی برگزار می گردد، سلسله نشست­هایی شامل پرسش از سرفصل­های مهم و مبنایی در آثار استاد صفایی می باشد. در این جلسات ابتدا یکی از حضار به تقریر و جمع بندی مبحث انتخاب شده می­ پردازد و سپس پرسش ­هایی مطرح و هر کدام از دوستان حاضر اظهار نظر کرده و در نهایت نکات قابل استفاده در گفتگوها خلاصه و بازگو می­شود.

ایجاد فضای گفتگو و بازخوانی انتقادی آثار استاد و به تبع آن، مراجعه و طلب پاسخ از شاگردان ایشان، از دستاوردهای این جلسات بوده که انشاءالله با پیگیری و ورود دوستان نکته­ سنج، فرهیخته و البته منتقد، به این جلسات، بهره ­اش روزافزون  گردد.

 


  • جلسه چهارم

طرح موضوع:

استاد به صراحت بر این نکته تأکید دارند که: «تا انسان معلوم نیست، اسلام معلوم نخواهد شد». فهم این که نوع انسان شناسی استاد چیست و انسان­شناسی ایشان چگونه است، ما را به کلیدی ­ترین مبانی اندیشه­ های ایشان راه می­ برد که مباحث زیر مقدمه­ ای است در همین راستا.

استاد صفایی شناختی از«ترکیب استعداد»های انسان را در آثارش مطرح می­ نماید، و به دلیل دارا بودن همین استعدادها، «نقش» او را در هستی «حرکت» می­داند. پس از شناخت ترکیب انسان و به تبع آن کار او در هستی، ضرورت راهی برای ادامه سیر این انسانِ متحرک، او را به مکتب و مذهب می­رساند چرا که طبیعتا وقتی انسان و کار انسان معلوم گردید، وقت انتخاب راه است، راهی که متناسب با این دارایی ­ها و استعدادها و جواب­گوی نیازهایی باشد که در طول حرکتش با آن روبرو می­شود.

این «انسان­ شناسی­» معیار انتخاب مذهب و مکتب می­شود. و اینگونه است که با معلوم شدن انسان، اسلام هم معلوم می­شود، چرا که اسلام تنها مذهب اصیل و پاسخ درخور برای انسان عظیم و بزرگ­تر از هستی است.

پرسش اول:

با توجه به جایگاه استعداد و ترکیب­های مختلف آن در انسان، استاد چه استعدادهایی را برای انسان می­شناسد؟

پاسخ­های ارائه شده:

با نگاهی به آثار استاد می­توان شانزده استعداد مختلف را در انسان شناسایی کد که تعدادی از آن­ها مشترک با حیوان،تعدادی اختصاصی و تعدادی در مراحل عالی بروز می­یابد که عبارت اند از: 1- اعضاء و جوارح 2- حواس پنجگانه 3- احساس و عاطفه 4- هوش 5- حافظه 6- غریزه 7- اختیار و آزادی و اراده 8- توهم 9- تخیل 10- تدبر 11- تفکر 12- تعقل 13- قلب 14- روح 15- وجدان و خودآگاهی 16- فرقان. (اولا هر کدام از این استعدادها نیاز به تعریف و بیان نقاط اشتراک و افتراق با یکدیگر و با تعاریف دیگر و دیگران دارند و ثانیا چرایی و چگونگی و نتایج ترکیب این استعدادها چیست؟ پرداختن به این مباحث موضوع جلسات آینده قرار گرفته است.)

پرسش دوم:

چه چیزی «انسان­ شناسی» صفایی را به «اسلام­ شناسی» او پیوند می­زند و اگر کار و نقش انسان را حرکت بدانیم، ملاک انتخاب راه، و مذهب و مکتب هماهنگ با ترکیب و نقش انسانی چیست؟

پاسخ­های ارائه شده:

از شناخت و ترکیب استعدادها نقش انسان معلوم می­شود که حرکت است و این حرکت نیاز به 1- جهت  2- راه نزدیک­تر  3- مرکب  4- راهبر  5- منازل  6- روش   را مطرح می­کند.

دستاورد و جواب دین و مذهب اصیل به این نیازها هم شامل:

1- جهت حرکت: الله

2- نزدیک­ترین راه: صراط مستقیم؛ توحید و عبودیت و اتباع

3- مرکب­ها: فکر/عقل/عشق و ایمان/فشار و بلا/عجز/اعتصام

4- راهبر: رسالت و امامت

5- منزل­ها: رحم/دنیا/بهشت(که بهشت هم مقصد نیست که منزل است)

6- روش حرکت: شرایع و احکام/نظام­ها و قانون­ها.

و اینگونه با شناختن و معلوم شدن استعدادها و نیازهای انسان، جایگاه و ارزش اسلام هم معلوم می­شود. و با همین ملاک هم می­توان مکاتب و مذاهب و به طور کل، سیستم­ها، فلسفه­ ها و عرفان­ های دیرپا و یا نوظهور را که مدعی شناخت و راهبری انسان هستند تحلیل و نقد نمود که تلقی­ شان از انسان چیست و چه امکانات و برنامه ­ای برای او به ارمغان آورده­ اند.

 

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا