خانه » مقالات » مقالات ارسال شده برای همایش » حکومت اسلامی و تعلیم وتربیت (2)

حکومت اسلامی و تعلیم وتربیت (2)

3- ارکان حکومت اسلامی به طور خلاصه

 ارکانی در حکمرانی و تدبیر جامعه باید حفظ و رعایت شود تا حکومت اسلامی تحقق عینی یابد که اگر آن ارکان و مقومات وجود داشته باشد آن حکومت را اسلامی می‌نامیم و اگر کاستی و خللی در آن ارکان و مقومات پدید آید حکومت اسلامی تحقق نخواهد یافت. حال با توجه به اهمیت و نقش حیاتی ارکان و مقومات حکومت اسلامی در شکل‌گیری آن ضرورت دارد که ما به آنها آگاه شویم. چون در این صورت معیار و ملاک اسلامی بودن حکومت را شناخته ایم و قادر خواهیم بود که شاکله و ماهیت حکومت اسلامی را از حکومت غیر اسلامی بشناسیم. این ارکان عبارت است از قوانین الهی در تمام شئون حکومت که به وسیله وحی به پیامبر(ص) اکرم نازل می شود. پس یکی از قواعد و پایه‌های حکومت اسلامی وحی الهی و نقش او در بیان قوانین است و جامعه نیازمند قانون است و این قانون باید مستند به خدا باشد و منظور از این که قانون الهی باشد این است که یا خود خدا قانون را وضع و در قرآن نازل کرده باشد یا به پیامبر (ص) و امام معصوم اجازه وضع آن قانون داده باشد و یا کسانی که از طرف پیامبر (ص) و امام معصوم مأذون هستند مقررات مختلفی را در شرایط متغییر وضع کنند. اما در مورد اجرای قانون، خدا مجری نیست مجری قانون باید کسی باشد که در جامعه حضور داشته باشد و مردم او را ببینند. امر و نهی کند و قوانین را به اجراء در آورد و او در درجه اول پیامبر و امام معصوم است و در درجه دوم کسی که از طرف پیامبر و یا امام معصوم مأذون به اجرا است. ضمنا دستگاه قضایی در واقع جزئی از دستگاه اجرایی است[1]. پس رکن دوم حکومت اسلامی، مجریان قوانین است. البته چنان که قبلا اشاره شد در شرایط کنونی کشور ما، بعضی اوقات، مشکل ما، مشکل طرح و قانون نیست؛ مشکل ما مشکل اجرا است. اگر بهترین قانون هم باشد ولی درست اجرا نشود، مشکل حل نمی شود. پس حکومت اسلامی بدون وجود رهبری آگاه به تمام راه و آزاد از تمام کشش ها که همان ملاک عصمت است امکان پذیر نیست و حضرت امیر (ع) در خطبه معرف خود بنام شقشیقه می فرماید: «اما و الله لقد تقمصها ابن ابی قحافه و انه لیعلم ان محلی منها محل القطب من الرحا ینحدر عنی السیل و لا یرقی الی الطیر[2]. به خدا سوگند او یعنی ابوبکر ردای خلافت را بر تن کرد در حالی که خوب می دانست من در گردش حکومت اسلامی همچون محور سنگهای آسیابم ( که بدون آن آسیاب نمی‌چرخد)، او می دانست  چشمهای (علم و فضیلت از دامن کوهسار وجودم جاری است) و مرغان (دور پرواز اندیشه ها) و افکار بلند من راه نتوان یافت. و با غیبت رهبری معصوم نایب او با آن ادله و شرایطی که ذکر شده مجری قانون الهی می شود البته با نهادهایی که بتواند امور را سامان دهد و با مهره های کارآمدی برای نظارت بر نهادها حتی با گماردن عین بر عین و چشمان تزیین و امین برای پیشبرد حکومت اسلامی.  

 4- اهداف حکومت اسلامی

در منابع دینی ما اهداف متعدد و مقدسی برای حکومت اسلامی ذکر شده که به بعضی از آنها اشاره می کنم:

1- اقامه فرامین الهی:« الذین ان مکنا هم فی الارض اقامو الصلاه و اتو الزکاه و امرو بالعروف و نهی ان المنکر[3]؛ همان کسانی که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم  امر به نیکی ها و نهی از زشتی ها می نمایند»

2- گسستن زنجیره های اسارت انسان و تامین آزادی مشروع او: « ویضع عنهم امرهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیم [4]؛ رسول خدا ( ص) و حکومت الهی اوبارهای سنگین و زنجیرهایی که بر آنها بود از دوش و گردنشان بر می دارد»

3- بر قراری امنیت و گرفتن حق ضعیفان: «و تامن به السبل و یوخذ به للضعیف من القوی [5]؛ جاده ها به وسیله این حاکم اسلامی امن و امان می گردد و حق ضعیفان از نیرومندان گرفته می شود»

4- حفظ حاکمیت سیاسی: «و اعدو لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدو الله و عدوکم [6]؛ هر نیرویی که می‌توانید و در قدرت دارید برای مقابله با دشمن آماده سازید که دشمن طمع نکند و حاکمیت سیاسی شما به خطر بیفتد»

5- عدم سلطه کفار و بیگانگان: «و لن یجعل الله للکافرین علی المومین سبیلا[7]؛ خداوند هرگز کافران را بر مومنان تسلطی نداده»

6- شکوفایی و تکامل اخلاقی: «بعث لاتمم مکارم الاخلاق؛ بعثت من و برانگیخته شدن برای اتمام و شکوفایی عملهای پسندیده بوده»

7- تعدیل ثروت: «خذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزکیهم بها [8]؛ از اموال آنها صدقه ای (بعنوان زکات) بگیر تا به وسیله آن آنها را پاکسازی و پرورش دهی»

8- امن و عدل و رفاه:  امام صادق(ع) فرمود: «ثلاثه یحتاج الناس طرا الیها؛ الامن و العدل و الخِصب؛ سه چیز است که تمام مردم به آنها محتاج هستند: امنیت، رفاه و زندگی راحت برای مردم. اهداف دیگری از قبیل بر پایی حق و از بین بردن باطل، تعلیم، تزکیه و امثال اینها ذکر شده است. لذاحضرت امیر (ع) در نخسین روز حکومت خود فرمود باید غربال و زیر و رو شوید که هرکسی در جایگاه خود قرار گیرد و کسی به نا حق بر مسندی قرار نگرفته باشد و کسی به ناحق تنزل نکرده باشد. فرمود: و الذی بعثه بالحق لتبلبلن بلبله و لتعربلن غربله [9]؛ باید زیر ورو و غربال شوید. حضرت بواسطه سیرت عادله خود قیافه جذاب سیرت پیامبر (ص) را به مردم خاصه نسل جدید نشان داد و با همه گرفتاری ها ذخائر گرانبهایی از معارف الهی و علوم حقه اسلامی را به یادگار گذاشت و گروه انبوهی از رجال دینی و دانشمندان اسلامی را تربیت کرد مانند اویس قرنی و کمیل بن زیاد و میثم تمار و رشید هجری و دیدگاه انبیاء به خصوص پیامبر بزرگ اسلام این است که وظیفه حکومت علاوه بر تامین مصالح و نیازمندیهای مادی تامین مصالح معنوی نیز هست و حتی تامین مصالح معنوی اهم و ارجح و مقدم بر تامین مصالح مادی است. یعنی حکومت باید قانونی را اجرا کند که هدف نهایی اش تامین مصالح معنوی و روحی و اخلاقی و انسانی باشد همان مسائلی که دین آنها را هدف نهایی بشر می داند و کمال انسانی را وابسته به آنها می داند و آفرینش انسان را در این جهان و مجهز شدن او به نیروی آزادی. و انتخاب را برای همین می داند که این هدف عالی را بشناسد که همان قرب خداوند بزرگ است.

 اما کلام استاد: در کتاب بررسی می فرمایند که تمام حکومتها را بر اساس اهدافی که دارند می توان بررسی کرد و تا حال یا در سطح امنیت و پاسداری بوده‌اند و یا در سطح رفاه و پرستاری ولی حکومت تنها آقا بالا سر داشتن نیست حاکم باید نیاز ها را تامین کند و نیاز ها در سطح امنیت و رفاه خلاصه نمی‌شود و انسان گاو نیست و جامعه انسانی دامپروری. انسان از مغز و قلب و عقل و روحی برخوردار است که به آموزش و عشق و یقین نیازمند است. انسان چگونه زندگی کردن را و چگونه مردن را باید بیاموزد و انسان به روش فکری و روشن دلی نیاز دارد. نیاز او در سطح خواندن و نوشتن نیست به بیش از دانشها نیاز دارد بینش نیاز دارد و حاکم، خود آموزگار زندگی و مرگ است و هدف حکومت اسلامی را نمی‌شود تا سرحد آزادی یا عدالت و رفاه و برابری گرفت. حکومت اسلامی می خواهد انسان را همراه روشنگری‌ها و بینات به دستور ها و کتابی برساند و با میزان هایی آشنا کند که انسان بتواند خودش بر پا بایستد و حرکت کند و آهن بردارد و با دشمنان راهش درگیر شود: « انا ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معم الکتاب والمیزان لیقوم الناس بالقسط[10]»

5- اولویت بندی اهداف و در تعارض اهداف کدام یک مقدم است

 بیان داشتیم حکومت اسلامی دارای اهداف متعدد و مقدسی است مانند عدالت، رفاه، برپایی حق، بر داشتن باطل، تعلیم، تزکیه، تربیت، اقامه قسط، امنیت، آزادی و …. ممکن است این اهداف بعضی از اوقات اولویت بندی شوند یا حتی تعارض کنند که در دنیای امروز هم در حقوق سیاسی گاهی اوقات به خاطر ایجاد امنیت و عدالت، آزادی را محدود و کنترل می کنند. حتی در دنیای غرب امروز شارحین اعلامیه حقوق بشر و فیلسوفان حقوق در کتابهای خود درباره حدود آزادی نوشته اند  که انسان تا جایی آزاد است که آزادی او مزاحم آزادی دیگران نشود و به حقوق دیگران تجاوز نکند. لذا در اسلام هم گاهی اوقات تقدم مصالح معنوی و دینی بر مصالح مادی است. البته باید فرهنگ سازی کرد که انسانها مسئله را هضم کنند و با عشق بپذیرند. نظر استاد در رابطه با اولویت بندی اهداف این است که هدف اصلی از دیدگاه قرآن مجید بر پا ایستادن انسان است که اگر بخواهد انتخاب کند « لمن شاء منکم ان یستقیم [11]» و «من شاء اتخذ الی ربه سبیلا[12]» و هدف نهایی لیقوم الناس بالقسط است؛ انسان خودش برپا بایستد. لازمه اش این است که بینات یعنی روشنگری ها را بداند، فقه را بداند تا حدود را بشناسد موازین را بشناسد، تا با حدس حرکت نکند و مجموع اهداف برای قیام به قسط است.



[1] – نظریه سیاسی استاد محمد تقی مصباح

[2] – خطبه سوم نهج البلاغه

[3] – حج 41

[4] – اعراف 157

[5] کلام چهلم نهج البلاغه

[6] انفال 60

[7] نساء 14

[8] توبه 103

[9] کلام 16 نهج البلاغه

[10] – حدید 25

[11] – تکویر 28

[12] مزمل 19

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
Scroll to Top