خانه » مقالات » مقالات ارسال شده برای همایش » حکومت دینی و تربیت (1)

حکومت دینی و تربیت (1)

توضیح: این مقاله در اردیبهشت ماه سال1387 به مناسبت همایش بزرگداشت استاد صفایی ارسال شده است و اولین بار است که منتشر می‌شود.


مقدمه:

با توجه به نقش اساسی تربیت و هماهنگی هدف تربیت و حکومت در اسلام چنین بنظر میرسد که تفاوتی اساسی و اصولی بین مکتب اسلام و مکاتب دیگر خصوصا لیبرالیسم، تربیت دینی و تربیت لیبرالی وجود دارد و حکومت و تربیت دارای آرمانی نهایی و مشترک در جهت رشد الهی و همه جانبه انسان هستند. حکومت در سطح کلان با رفع محرومیت­ها، توزیع عادلانه ثروت و ایجاد عدالت اجتماعی و اصلاح مفاسد از سویی و ایجاد پارادایم ­های مثبت فکری، فرهنگی، ارزشی از سوی دیگر زمینه را برای تحقق اهداف اسلامی تربیت و تعالی و تکامل روحی و معنوی انسان در یک بستر و فضای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی فراهم می­ سازد. تربیت نیز با پرورش ویژگی ها و فضایل فردی و اجتماعی مطلوب و مناسب، حکومت را در رسیدن به آرمان مورد نظر یاری می­دهد.مقاله حاضر در  دو بخش تنظیم شده است. در بخش اول به دید متفکران لیبرال در خصوص توجه به دولتها و حکومتها و عدم دخالت در تربیت و در مقابل دیدگاه دینی مبنی بر ضرورت حضور و دخالت دولت در حوزه تربیت می پردازد و در بخش دوم مقاله به طرح دیدگاه استاد صفایی حائری در خصوص ضرورت حضور و دخالت حکومت دینی در تربیت پرداخته شده است.

 

بخش اول

 

1.«حکومت و سیاست»

سیاست در لغت فارسی و لغت نامه دهخدا به معانی تدبیر حکومت، مصلحت، پاس داشتن ملک، داوری و ریاست آمده است و در لغت عرب از ریشه سوس و ساس گرفته شده است که به معنای تادیب و نیز سرپرستی امور است، البته به معنای تنظیم و سرپرستی جانداران نیز ذکر شده است.

«سائس» که جمع «ساسه» است، شخص تادیب و تربیت کننده را می­گویند و تعریف ساده آن چنین است: «السیاسه استصلاح الخلق بارشادهم الی الطریق المنجی فی العاجل و الاجل»

اقرب الموارد در تفسیر و تشریح «سیاست» این گونه ادامه می­دهد: «السیاسه المدنیه تدبیر المعاش مع العموم علی سنن العدل و الاستقامه». سیاست کشوری عبارت است از تدبیر و تنظیم برنامه زندگی و معیشت و اقتصاد مردم بر اساس قسط و عدل.

 در زیارت جامعه کبیره ائمه ما به عنوان ساسه العباد معرفی می‌شوند یعنی سیاستمداران مردم و مرشدان و هادیان خلق، این برداشت از سیاست مکرر درباره ائمه اخلاق شده است.

 

سیاست از نگاه امام علی(ع)

حضرت علی(ع) در حدیثی ، حسن سیاست را عامل تربیت صالحانه معرفی می‌کند: «بالعقل استخرج غور الحکمه و بالحکمه استخرج غور العقل و بحسن السیاسه یکون الادب الصالح». با عقل و خرد اصول عمیق حکمت بدست می آید و با حکمت می توان از عقل ژرف اندیش بهره برد و با حسن سیاست می توان تادیب و تریبت نیکو و صالح داشت.

از نگاه امام علی جامعه نیازمند سیاست و حکومت است تا در سایه آن قوانین الهی اجرا و زمینه تلاش مومن در راه خدا فراهم گردد و راهها امن و حق ضعیف از قوی باز ستانده می شود.

از نگاه امام علی مطلوبیت حکومت، یک مطلوبیت آلی و ابزاری است و حکومت وسیله است برای اجرای احکام الهی و تحقق عدالت اجتماعی در همه ابعاد آن تا در فضای ایمان و عدالت زمینه عبودیت، هدایت و قرب الهی آحاد جامعه فراهم آید. از این رو در نظر امام، سیاست و حکومت تنها وسیله ای برای راهبری انسان به سوی تعالی و تکامل و قرب الی الله است. و در این مسیر هدایت و عدالت نقش اهداف میانی ضروری را برای نظام و جامعه اسلامی دارند. فراهم نمودن جامعه برخوردار از امن و آسایش و فراغت خاطر از مشغله امنیت و معیشت که انسانها در پناه آن به هدف اصلی خلقت و عبودیت و کمال خویش نیز بیندیشند از اهداف اصلی حکومت است .

امیرالمومنان در خطبه 34 در مقام ذکر حقوق متقابل حکومت و مردم بر هم به حق مردم به حکومت یا به عبارت بهتر وظیفه حکومت اشاره می­کند که: حق شما بر من خیر اندیشی مخلصانه ، فراهم آوردن امکانت تعلیم و تربیت و رهاندن شما از جهالت است و ….

اما انجام وظائف مربوط به امر معروف و نهی از منکر را مانع از انحراف جامعه و حکومت می­داند و در این باره می­فرماید: «اگر مردم به وظایف خود عمل کنند و در راه آن استقامت ورزند و راه مستقیم را جویند، مسئولین اصلاح شوند و پس از آن جامعه و مردم نیز اصلاح می­شوند».

با این اوصاف و بر این اساس ملاحظه می­گردد که سیاست و حکومت در نگاه امام وسیله ای برای اجرای احکام و حدود الهی، برقراری عدالت اجتماعی و فراهم آوردن زمینه رشد و تعالی است که این معنای از سیاست که مترادف با فلسفه بعثت انبیای الهی است.

سیاست از دیدگاه اندیشمندان مسلمان

قطع نظر از سیاست نامه خواجه نظام الملک که نخستین اثر مهم سیاسی به زبان فارسی است و بدون ارائه تصدیقی از سیاست در ضمن 51 فصل رهنمودهایی را به شاه می­دهد که سبب پایداری حکومت وی و اطاعت و آسایش و عدالت در قلمرو وی گردد. می توان با دیدگاههای شخصیتهای مسلمان چون ابونصر فارابی، ابوحامد غزالی، صدر المتالهین، امام خمینی و علامه محمد تقی جعفری در خصوص سیاست آشنا شد:

 

ابونصر فارابی

فارابی در سه کتاب «آراء اهل المدینه الفاضله»، «احصاء العلوم» و «السیاسه المدینه» از سیاست و فن سیاست حرف زده گفته است. او طریقه اشاعه فضیلت در انسان را فرهنگ سازی توسط انجام افعال و سنن فاضله در شهرها و امتها می‌داند، به نحوی که همه ساکنان شهر، آنها را مشترکا به کار بندند، ترویج فضیلت امکان پذیر نیست مگر به وسیله حاکمیت دینی و حکومتی که خود به واسطه نیروی خدمت و فضیلت بر سر کار آمده است و مردم نیز آن را بپذیرند. این خدمت، همان فرمان روایی است و حاصل چنین خدمتی را سیاست گویند.

 

ابوحامد غزالی

او دنیا را مزرعه و مسیر، نه وطن و قرارگاه می‌داند و از این رو سیاست را به اصلاح خلق و هدایت و انتقال شایسته بشر به آخرت تعریف می‌کند و برای آن چهار مرتبه قایل است. سیاست انبیاء، سیاست خلفاء، سیاست علما، سیاست واعظان.

 

صدرالمتالهین (ملاصدرا)

از نظر ملاصدرا سیاست به معنای تدبیر و هدایت جامعه از دنیا به سوی آخرت به منظور تقرب به خداوند متعال می‌باشد. حرکت از خودپرستی به خداپرستی و از شرک به توحید. بدیهی است چنین سیاستی به انبیاء، ائمه و علمای واجد شرایط اختصاص دارد.

 

امام خمینی

«سیاست این است که جامعه را هدایت کند و راه ببرد، تمام این مصالح جامعه را در نظر بگیرد. و اینها را هدایت کند به طرف آن چیزی که صلاحشان است. صلاح افراد است، صلاح ملت است (این مختص انبیاست) دیگران این سیاست را نمی‌توانند اداره کند، این مختص انبیا و اولیاء خداست و به تبع آن علمای بیدار اسلام.

 

علامه جعفری

سیاست مدیریت حیات انسانها چه در حالت فردی، چه اجتماعی برای وصول به عالی­ ترین اهداف مادی و معنوی است. و بعد می‌افزاید: در واقع سیاست برای شکفتگی شخصیت آدمی در مسیر حیات معقول، برنامه‌ریزی و آن را مدیریت می‌کند.

 

سیاست در دیدگاه متفکرین غربی

مک آیور در کتاب «جامعه و حکومت» مسائل مختلف سیاسی را بررسی نموده و به نقل از یکی از استادان علوم سیاسی امریکا، تعریفی را ارائه می‌کند که به عقیده نویسنده، اغلب مردم امریکا به آن معتقدند. این تعریف چنین است: «سیاست علمی است که به ما می‌آموزد چه کسی می­ برد؟ چه می­ برد؟ کی می­ برد؟ چگونه می­ برد؟ و چرا می­ برد؟»

موریس دوروژه استاد علم سیاست دانشگاه پاریس در کتاب «اصول علم سیاست» هسته اصلی قلمرو سیاست را قدرت می­داند.

یکی دیگر از صاحب نظران نامدار جامعه شناسی دانشگاه پاریس سیاست را در معنایی گسترده این گونه تعریف می­کند: «سیاست بررسی و شناختن ریشه هر گونه اعمال قدرت و نفوذ می باشد.» به نظر او هر کس که دیگری را وادار به انجام کاری کند یا از انجام عملی باز دارد اعمال قدرت کرده است.

 

در نهایت آن چه مشاهده می شود تلاش صاحب نظران به معنابخشی به این واژه از منظر خود است و هر کدام در پی تامین دغدغه خویشند. دینداران آن را در حوزه ارتباط انسان با خدا معنا می کنند و دیگرن در عرصه­ ای دیگر. نکته دیگر آن که مراد ما از حکومت و سیاست معنای اصطلاحی در علم سیاست نیست بلکه مراد از حکومت، سیاست و حتی دولت، نماد حاکمیت در یک کشور است که مصالح و منافع عمومی و ملی نظام اسلامی را در چارچوب اصول و موازین دینی پی می­ گیرد.


0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا