خانه » مقالات » حلقه‌های معرفت » حکومت دینی و ولایت فقیه

حکومت دینی و ولایت فقیه

توضیح :

در ماه رمضان امسال، همچون سالهای گذشته، هر شب شاگردان استاد صفایی در محل اسکان دوستان در حسینیه بحنوردیها حاضر می‌شدند و  هر یک با مطرح‌کردن موضوعی خاص در جمع شرکت‌کنندگان، به مذاکره علم و مباحثه در آن زمینه می‌پرداختند.

امسال البته این جلسات مباحثه نسبت به سالهای قبل از نظم بهتری برخوردار بودند و  موضوعات و اساتید از قبل مشخص شده و اعلام می‌شدند.

متن حاضر چکیده و خلاصه نکات یکی از این گفتگو‌های صمیمی است که تحت عنوان حلقه‌های معرفت، برگزار شده است.

لازم به ذکر است که هدف از ارائه چکیده‌ حلقات معرفت، طرح موضوع مورد بحث به صورت کامل نیست؛ بلکه تنها تعدادی از نکات مورد بحث، با هدفِ اطلاع سایرین از موضوعات حلقات، آشنایی با اساتید مربوطه و نیز آشنایی با سرفصل‌هایی برای مطالعه و پژوهش، عرضه می‌شود.

(در ابتدای بحث، استاد حیدری نیک، ضمن تبیین نظریه ولایت فقیه، به بیان دیدگاه فقهاء پرداختند و با تطبیق و مقایسه نظرات استاد با دیگران به شبهات موجود نیز اشاره کردند.)

-یکی از پرچالش‌ترین مسائلی که پس از انقلاب اسلامی پیرامون آن بحث و گفتگوی فراوانی مطرح شده و از  طرفی با توجه به حساسیت موضوع،  شبهات زیادی از طرف دشمنان مغرض و دوستان جاهل پیرامون آن شکل گرفته است، مسئله ولایت فقیه و حکومت دینی است.

-مرحوم استاد صفایی با درک ضرورت این بحث،  تقریبا تمامی مباحث خود در سخنرانیهای رمضان و محرم سالهای پایانی حیات پربرکت خویش را به این مهم اختصاص دادند.

اهم نظرات استاد که  پاسخ به بعضی از شبهات نیز می‌باشد، به شرح زیر است:

1-در زمان غیبت معصوم، با تربیت نیرو و کادرسازی و زمینه‌سازی‌های لازم، برپایی حکومت دینی بر فقیه لازم است.

2-آنجا که پذیرش جهانی برای حکومت دینی نیست، نمی‌توان از پذیرش‌های مقطعی و منطقه‌ای چشم پوشید؛ بلکه باید از امکان استفاده کرد و به زمینه‌های بیشتر وگسترده‌تر دست یافت.

3-نمی‌توان به صرف سوء استفاده از تشکیل حکومت دینی، از آن چشم پوشید که این سوءاستفاده، حتی از معصوم  و حتی از عنایات حق و هدایت او نیز تحقق می‌یابد. بنابراین مشکل از هادی نیست؛ بلکه در قابل است.

4-ایشان مشروعت حکومت دینی در زمان غیبت را بر موارد زیر استوار می‌داند:

الف: براساس ارجاع عام و انتصاب عمومی فقیه برای حوادث واقعه

ب: براساس اضطرار و همراه پذیرش مردم

ج: براساس انتصاب “یوطئون للمهدی سلطانه” و…..مشروط به اینکه همراه مبانی و اهداف معصوم و دعوت وی برزمینه سازی حکومت مهدی(ع) باشد.

5-ایشان ولایت فقیه را نه ادامه امامت، بلکه زمینه‌ساز آن می‌داند.

6- ایشان قائل به ولایت مطلقه فقیه می‌باشند و معتقدند آنچه در قانون اساسی برای ولی فقیه مطرح شده، تمامی شئون او نیست. فقیه شأن هدایت، تربیت، فتوی، قضاوت، حکومت، ولایت و …  دارد و حتی می‌تواند ریاست جمهور و وزرا را بدون انتخاب جدید، به کسی که مصلحت می‌داند، واگذار کند.

7-استدلال بر ولایت فقیه را ایشان از طریق ادله امور حسبیه و دلیل عقلی و بناء عقلا و روایات ارجاع به فقیه و عدم تعطیل احکام تاروز قیامت و…می‎داند.

8-ایشان حکم ولی فقیه را بر همه فقهاء دیگر مادام  که نظر مخالف نداشته باشند نافذ می‌داند و در صورت مصلحت، وظیفه آنان (مخالفین) را تحمل می‌داند؛ همانطور که معصوم این کار راحتی در برابر سلطان جور می‌نمود.

9-اگر فقیه یا حکومت از اهداف چشم پوشید، باید دست به کار شد؛ منتها نه در جهت تضعیف یا توجیه، بلکه در جهت تکمیل. و معتقد بودند که باید از علی(ع) درس بگیریم که آنگونه حق را تقویت کنیم که باطل تغذیه نشود و آنگونه باطل را بکوبیم که حق بهره‌مند گردد نه باطل دیگر.

10-استاد ساز و کارهای نظارت بر فقیه را علاوه بر نظارت درونی که عدالت و… است، نظارت فقهاء دیگر و رقباء و ساز و کار قانون اساسی(خبرگان) و آگاهی و نظارت و بیداری مردم و مطبوعات می‌دانستند.

11-استاد معتقد بود اگر حتی در زمانی فقیهی پیدا نشود که عهده‌دار حکومت گردد، فقهاء و مؤمنین نمی‌توانند خود را کنار بکشند که تکلیفی نداریم. بلکه باید در حد خودشان تلاش کنند و بر همین اساس نفوذ علماء به دربار سلاطین را توجیه می‌نمودند.

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
Scroll to Top