خانه » مقالات » تحقیق موضوعی آثار استاد » درجستجوی معنا(2) (بررسی اجمالی برخی از لغات و اصطلاحات در آثار استاد صفایی حائری)

درجستجوی معنا(2) (بررسی اجمالی برخی از لغات و اصطلاحات در آثار استاد صفایی حائری)

 ب

 

باطل: دعوت به سوی جهل‌ها و کینه­ها و نیازها و به محوها و از دست دادنها (روش نقد1، 95)

برخورد مستقیم: برخوردی که در سطح آگاهی کودک کارگر است.(انسان در دو فصل، 247)

برخورد غیر مستقیم: برخوردهای پیچیده، هنری و عمیق که در ناخودآگاه کودک اثر می­گذارد و کودک را از داخل می­سازد و همراه تخیل و صحنه­پردازی کودک در دنیای او زنده می­شود.(انسان در دو فصل،247)

بهترین حال انسان: می­داند در هر حالتی چه کند و در هر موقعیتی چگونه موضع بگیرد. حال کسی که در گرو حالت­ها نیست و وابسته به شرایط و موقعیت­ها نیست. درس خودش را می­شناسد و درس خودش را می­آورد.      (قیام، 188)                                                                  

برّ: خوبی و نیکویی را می­رساند و بار احسان و زیبایی را با خود دارد.( ازمعرفت دینی تاحکومت دینی76)

بسم ا… :یک مرحله از آگاهی و یک جریان از معرفت. یعنی خودم را با نشان خدا علامت می­گذارم، علامتی دیگر و نشانی دیگر نمی­خواهم، وجود من نشانی از معبودهای دیگر ندارد. گفتار و کردار و پندار من از عامل­ها و انگیزه­های دیگر الهام نمی­گیرد. (صراط، 165)

بشر: موجود اجتماعی ابزار ساز و یا حیران ناطق و انتخاب شده و آزاد و خلاق. (مسؤلیت وسازندگی34)

بطن قرآن: همان مصداقهای پنهان و مبطون(روش برداشت ازقرآن، 46)

بلوغ اشد: رسیدن به کمال و قوت در تمامی نیروها و استعدادها.( انسان در دو فصل، 48ص)

بلاء: فعل رب است و صنعت اوست. نشان دهنده نقطه ضعفها و اسارتها و بت­ها و تعلق­ها.(وارثان عاشورا، 62)

بینات: آنچه خودش روشن است و روشن کننده دیگری هم هست. که بینات، آن هدایتی است که وضع تو و جهان را، رابطه تو و جهان را و مقصد تو و جهان را روشن می­نماید. (نامه­های بلوغ، 22)روشنگری­ها (انتظار، 27)

بی‌شخصیت: انسان بدون انتخاب.( مسؤلیت وسازندگی،160)

بی‌مانندی: او مثل اتم، مدل انرژی، مثل قانون­ها نیست. اگر مثل اینها بود. مثل همینها محکوم می­شد. (مسؤلیت وسازندگی،99)

 

پ

 

پاداش(اثر فایده): نتایج عمل و آثاری که مورد توجه و حتی معرفت تو نباشد ولی به عمل تو مترتب باشد.(قیام، 33)

پناهندگی: درک ضعف و جستجوی قدرت و پناهگاه                                                    (رشد، 8 )

پوچی: نیرو و توان دارد اما راهی پیش پایش نیست و زبونی انسان در برابر شکستها و بحرانهایی است که به تجربه حس­شان کرده و از عظمت رنجها و شکستها مایه می­گیرد.                                                         (رشد، 20)

 

ت

 

تاریخ: رابطه انسان با تمام جهان و با تمام نظام است.                                                (انتظار، 52)

تأویل: یعنی عده­ای که این آیه به آنها بازمی­گردد. (مصداقهایی که می­آیند.) (تطهیر 3، 23)

تحریف: تحریف همین جایگاهها را به هم زدن و موضع­ها را نادیده گرفتن است. ( تطهیر1، 16)

تحرک: راه افتادن/ جلوه پیدا کردن (روش نقد1، 43)

تخیل: تصویر ذهنی اگر در رابطه با انگیزه­های بعدی محیط بصورت دگرگون روی بنماید تخیل نام دارد.

 (استادودرس ادبی 41)

تدبر:  زیر و رو کردن مسأله یا حادثه­ای است و یا صحنه­ای است که پیش آمده و ارزیابی کردن آیه­هایی است که جلوه­گری    دارند و حتی پیش پاافتاده­اند.  تهیه مواد خامی است که فکر در آن کار می­کند و با ترکیب آنها به نتیجه­هایی می­رسه و شناختهایی بدست می­آورد. ( مسؤلیت وسازندگی،76)

ترجمه: درک مفهوم کلمه­ها و جمله‌ها  (روش برداشت ازقرآن، 124) و( رشد7)­

تربیت: از آهن ماشین ساختن و از بشر آدم آفریدن، رشد استعدادهای بشری تا حد انسانی، آن راه و نظامی که از بشر انسان می­سازد.(مسؤلیت وسازندگی،34)

تسلیم: خالی بودن از عناد و لجاجت. (تطهیر 3، 118)

تسبیح: در دل و زبان و در پرونده­های خدا گلایه­ای و شکایتی را نیاورده باشی و از او آشفته نشده باشی.                                                                       (نامه­های بلوغ، 110)

تسویه: بلوغ اشد (مسؤلیت وسازندگی،251)

تصعید: بالابردن و دگرگون کردن نیت­ها و کاویدن در اعماق. از سطح لذت و سود و فایده و اسم و رسم و نام و عنوان، تا سطح بهشت و فرار از جهنم و قرب در عشق به محبوب و عبودیت او. (قیام، 158)

تعقل: سنجش. ( مسؤلیت وسازندگی،58)

تفسیر: شناخت مصداقها و نمونه­ها و رابطه­ها و پیوندها   (روش برداشت ازقرآن،124) و (رشد، 7)­

توضیح نمونه­ها و مصداقهای پنهان و یا رابطه­ها و هماهنگی­های نهفته. برداشتن پرده­ از چهره­ مصداقها و یا از چهره، رابطه­ها، رابطه­هایی که در آیه پنهان شده­اند و یا مصداقهایی که بعدها آشکار می­شوند. (تطهیر1، 14)

تفکر: مرتب کردن و هضم مواد و مکیدن شیره­اش و بیرون ریختن فضولاتش از حافظه و آماده کردن سرزمین ذهن برای مواد تازه دیگر(مسئولیت و سازندگی،82)

تقیه: پنهان کاری و نفوذ (انتظار، 27)سنگر گرفتن در خانه­های ضعف دشمن(انتظار، 74) تقیه: سر داری و پنهان کاری است نه بیکاری و بی دردی.  سکون نیست و سکوت است.(تقیه، 16)

تقوی: شناخت و عشق به اضافه عمل است و اطاعت.(رشد،16) مرحله جامع شناخت و احساس و عمل و همینطور زمینه مناسب مراحل احسان و اخبات و سبقت و قرب و لقا را با خود دارد. (تطهیر بقره، 18)

عبور از شناخت و حد ذهنی مذهب و از احساس و حد قلبی مذهب و رسیدن به مرحله اقدام و عمل. در جستجوی فرائض و شرایع و آداب و احکام بودن و بار تکلیف را با جان و مال و فرزند و بستگان و عزیزان برداشتن و سپاسگزاری(تطهیر بقره،23) اطاعت حق و عمل بر وظیفه (تطهیر3، 103) اطاعت و عمل برخاسته از عشق و ایمان.                                        ( مسؤلیت وسازندگی101)

تکامل: بارور شدن و شکوفا شدن استعدادها (مسؤلیت وسازندگی،111)

تکنیک: در شعر: روشهای استفاده از زبان و علوم  در موسیقی: طریق استفاده از نواها و ابزارهای موسیقی و فیزیک و شیمی صوت. در پیکر نگاری: فنون و روشهای استفاده از رنگها و قلم­موها و فیزیک و شیمی نور (استاد و درس ادبی44)

تنبلی: بکارنگرفتن نیروها و استعدادها.(فقر، 14)

تنزیل: نزول تدریجی در کنار حادثه­ها و جایگاهها مناسب.(روش برداشت ازقرآن، 24)

تنعیم: نعمتهای که داریم تمامی تنعیم و بهرمند ساختن و زمینه را فراهم کردن هستند.(صراط،159)

تنوع: شکل عوض کردن، بزک کردن(روش نقد1، 43)

تناقض: رابطه وجود و عدم

توفیر: گسترش و زیادتی نیت­ها وسعت نیت و گسترش و شمول آن(قیام، 158)

توبه:  بازگشت از خطا و خطیئه، خطا در عمل و خطیئه در حالت. آزادی از گناه و از بت­ها و اسارتها (قیام، 183)

توریه: پوشاندن مقصود به گونه­ای که و مخاطب گمراه شود و مقصود را نیابد.(تقیه152)

توحید: عشق تمام به خدا و رهایی تمام از غیر اوست.(قیام، 68) تنها او را معبود گرفتن.                                                                   (روشن نقد3، 93)

قسمت بعدی

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
Scroll to Top