خانه » مقالات » تحقیق موضوعی آثار استاد » درجستجوی معنا(6) (بررسی اجمالی برخی از لغات و اصطلاحات در آثار استاد صفایی حائری)

درجستجوی معنا(6) (بررسی اجمالی برخی از لغات و اصطلاحات در آثار استاد صفایی حائری)

ظ

ظلم:از حق دیگران بر داشتن (قیام، 213)

ظلمات: تاریکی های نفس در خلق و شیطان و دنیا و حجابهای انسان (تطهیر بقره، 386)

ظهور قرآن: همان مصداقهای آشکار و موجود(روش برداشت ازقرآن، 46)

 

 

ع 

عافیت: سلامتی تام/ جلوگیری از نقمت و بلا/ درست بکار گرفتن نعمت و بهره برداری سالم از امکانات (تطهیر1،242)

عبد: آزاده ای که وجودش را کشف کرده، استخراج کرده، شکل داده و رهبری نموده (ازمعرفت دینی تاحکومت دینی، 32)

آزاده ای که حق را انتخاب کرده نه هوای خویش را و نه حرف خلق را و نه جلوه دنیا را.

عبادت کردن + مفعولش (فاعبدا… و اعبد ربک ) می شود عبودیت  (صراط 78)

آزاده ای  مهار شده و کنترل گردیده، آزاده ای که شکل گرفته نه اسیری در زنجیر(صراط،154)

عبد خوشبخت: خدا او را بشناسد و مردم او را نشناسند(تقیه، 19)

عبودیت: مهمترین کار در لحظه، کنترل محرکها و حرکتها(بشو از نی، 12)

گذشتن از آزادی (مسؤلیت وسازندگی،111)

بندگی و روح عبادت (تطهیر،182)

بندگی است نه عبادت و عادت. عبادتی عبودیت می شود که از نیت و سنت و اهمیت برخوردار باشد(وارثان عاشورا، 71)

صراط مستقیم، نه عبادت، نه ریاضت، نه خدمت به خلق و نه شهادت. عبودیت یعنی هیچ کدام و یعنی تمام اینها که اینها سبیل هستند و مادام که به صراط راه نیابند و از امر او الهام نگیرند ارزش ندارند(صراط7)

عبادت:عبادتی که از امر او الهام می گیرد و مهمترین کار در لحظه است یعنی عبودیت (صراط،78)

بندگی کردن، تنها از امر و دستور حق الهام گرفتن (تطهیر بقره، 47)

بندگی، نیایش، ملازم شدن و جدا نشدن / یکتا شمردن (تطهیر،182)

عبرت: آنچه از آن می آموزند، آنچه از آن عبور می کنند و به نکته ای دیگر می رسند، عبور کردن، گذشتن و به چیزی رسیدن. (تطهیر3، 53) 

عبوس: ناراحتی و خودخوری (مسؤلیت وسازندگی،63)

عجز:راه دارد، جایی هم برای رفتن هست اما توان نیست.(رشد، 20) 

عجب: نعمتها را از خود خیال کردن و نسبت نعمت و عمل را از منعم بریدن و از ولی نعمت او برگرفتن است(قیام، 200)

عدل: برابری بازده با داده و هماهنگی تکلیف با طاقت و امکان( روزهای فاطمه،31)

عدالت: از هر کس به اندازه ظرفیتش توقع داشته باشند و هنگام پاداش، نسبتها را درنظر بگیرند(تطهیر2 ، 32)

از هر کس به اندازه وسعت و سرمایه اش، کوشش و سود بخواهند (فقر، 170)    

عدوان: از عداوت و یا دویدن و از عدو، ریشه دارد و در هر دو صورت تجاوز را می فهماند و حد شکنی را با خود دارد. تجاوز کار بودن و یا به تجاوز و عداوت و دشمنی وادار کردن و از آن بهره گرفتن

عزیز: که هم قدرت دارد و هم اسیر آن نیست که امیر و حاکم آن است. انسانی که می تواند توانایی را با حکمت همراه کند و آن را در جایگاه خود بگذارد. (روش نقد3،93)

عزت:یک مرحله بالاتر از قدرت، جهت دادن به قدرتها و تسلط بر قدرت (بشنو از نی، 108)

قدرتی که ذلیل تو باشد. قدرت + حکمت / قدرت+ تسلط (روش نقد3، 93)

عشق: نیاز، نیاز به تبدیل شدن و به این گونه از بن بست رهیدن، از خود خلاص شدن، به معشوقی که بالاترش یافته ای پیوستن و با او ماندن (ای قامت بلندامامت، 20)

عصمت: جز خواسته خدا خواسته ای ندارد و جز او در آنها حکوت نمی کند (انتظار، 137)

آگاهی بر تمام هستی+ آزادی ازتمام جلوه ها (وارثان عاشورا، 35)

عفت: غضبی که پشتوانه شهوات است و پاکی و مصونیت از آفتهای شهوات غضب آلوده است (وارثان عاشورا، 55)

عاطفه:حالت و عکس العملی که ارگانیسم در مقابل ادراکات و در مقابل تصاویر ذهنی نشان می دهد (استاد و درس ادبی، 41)

عقل: نیروی اندازه گیری (مسؤلیت وسازندگی،82)

نیروی سنجش و نقادی، سنجیدن (40 حدیث، 187)

علم: دانستن، شناختن و یقین داشتن و علامت گذاشتن (صراط،116)

نوعی شناخت واقعیت است از طریق تجربه به اتکای یک فلسفه، با تاکید بر کیفیت (استاد و درس ادبی،43) 

عالم: انسانی که درستی کارش زیاد باشد و از بن بستهایش راه بیابد و از شکست هایش پیروزی را بیاموزد (40 حدیث، 141) 

علق:گلی که در دست مانده و کرم و زالوی خون گرفته است و نشانه ای از حیات (تطهیر3 ،108)

عمیق: دارای روح، نور، تفسیر (رشد ،7)

عبث: نیرو و توان دارد اما راهی پیش پایش نیست و استعدادها بی مصرف می ماند که مایه آن از درک عظمت انسان است.                (رشد، 20)

عمل:میوه درخت، معرفت و محبت، برخیزنده از علم و ایمان و تمرین، نتیجه شناخت و احساس(انتظار، 179)

عمل صالحه:عملی که همراه خود رفعتی (بالابردن) داشته باشد.                               (انتظار، 182)

عمل انعکاسی:از مغز و سلسله اعصاب می گذرد و به ماهیچه ها منتقل می شود که بسیار ساده است.(انتظار ،51)

عمل انتخابی: عملی همراه تفکر، تعقل و سنجش (انتظار، 51)

عمل خالص: عملی که ستاش جز خدا را بر آن طالب نباشی و سمعه  و ریا نداشته باشی (قیام، 169)

عمل لغو:عملی که رجحان نداشته باشد و استحبابی برای آن نباشد؛ مباح یا مکروه به حساب آمده نباشد (قیام ، 175)

عناد: در برابر حق ایستادگی کردن و با او لجاجت ورزیدن است بدون تکیه گاهی از عمل و نعمت ها.از بیرون رفتن است و تکروی و بدور خود دیوار کشیدن و دروازه ها را بستن و در برابر دایستادن(مسؤلیت وسازندگی،159)

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
Scroll to Top