خانه » مقالات » تحقیق موضوعی آثار استاد » سلوک عارفان – قسمت هشتم

سلوک عارفان – قسمت هشتم

مراحل سلوک؛

مرحله چهارم:  ایمان و انتخاب

سالک همراه خلوت و سکوت ، و تفکر و ارزیابی معبودها و تعقل و سنجش آنها و با به دست آوردن معیار انتخاب و میزان حق به تکبیر و شهادت می‌رسد ؛ چهار تکبیر بر دنیا و نفس و شیطان و خلق و شهادت بر یگانگی حق و سالک که حب الخیر[1] و عشق به خوبی در او جریان گرفته همراه این شهادت ، دیگر کمبودی نخواهد داشت و به راه خواهد افتاد . او به شهادت رسیده است که خداوند تمامی بخشش و دهش است ، کاف بعبده است ، می‌دهد و چیزی نمی‌ستاند ، نیازهای آدمی را با تمامی عمق و با تمامی وسعت پاسخگوست، او یافته است که خداوند خیر است و منبع تمامی خیرها و با این تشهد به تسلیم می‌رسد ، تسلیمی بزرگتر از عصیان ، تسلیمی که عصیان در برابر تمامی طاغوت‌ها و ظلم‌ها و فسادها را با خود دارد ، تسلیمی که عصیان بر عصیان است و سرکشی بر خود سرکشی‌ها .

عشق به حق بدینسان در وجود سالک شکل می‌گیرد و پیچیده می‌گردد و شهوات و هوسها به ایمان تبدیل می‌گردند ، این عشق البته به تدریج شکل می‌گیرد و پیچیده می‌شود ، این گیاه آهسته سربلند می‌کند تا از تمامی وجود سالک سرازیر شود و از دست و پا و چشم و گوش و فکر و خیال او جوانه دهد و بار آورد .انَّ الْایمانَ مَبْثُوثٌ عَلَی الْجَوارِحِ[2].

 ایمان بر تمامی وجود تو پراکنده است. ممکن است دست تو ایمان آورده باشد، ولی هنوز چشم تو ایمان نیاورده باشد و خالی مانده باشد. هر کدام از اعضا و جوارح تو که از این عشق زنده شدند، به ایمان می‏ رسند، تا آنجا که روحُ الایمان[3] در تمامی وجود تو سایه می‏ گستراند .

سرعت و شتاب و یا کندی و حتی خشکیدن این گیاه عشق به تو بستگی دارد که چگونه سیرابش کنی و بارورش سازی. هر چه بیشتر شکر کنی و بیشتر گام برداری، زودتر می‏ رسی و بیشتر بار می‏ گیری. ایمان عمل را می‏ زاید و عمل ایمان را بارور می ‏سازد. آنها که پرش‏های آهویی دارند و همراه مقایسه‏ ها و ذکرها مدام با خودشان کار می‏ کنند و به خودشان نهیب‏ می زنند، زودتر می ‏رسند. بارها گفته شده که بذر فکر و گیاه عشق، اگر همراه ذکر و یادآوری تو نباشد، هیچگاه از زیر خاک سر بر نمی‏ آورد . [4]

داستان حرکت سالک داستان شکر و کفر است، مدام نوسان دارد ؛ که : لئن شکرتم لازیدنکم / وان الذین اهتدوا زادهم هدی . در هر مرحله اگر اقدام نکنی افت می‌کنی و مدام پایین می‌آیی و اگر اقدام کردی پیش می‌روی و جلو می‌افتی . تو که فهمیدی باید از این لقمه‏ ی چرب بگذری. اگر توجیه کردی، تو در همین جا نمی ‏مانی که رفته رفته، بخل در تو سبز می‏ شود. با اینکه چند لقمه داری، از بشقاب رفیقت برمی‏ داری تا آنجا که یک انبار احتکار کرده ‏ای و باز هم نگاهت به کاسه‏ ی دیگران است تا آنجا که مجبور می‏ شوی با کسانی دوست شوی که احتکار می‏ کنند و چشم به انبارت ندارند تا آنجا که در بزمشان راه می ‏یابی و … تا آنجا که از دست می‏ روی. و اگر در این آخرین پله یک قدم برداشتی، یک حرکت کردی، قدرت گام دوم را به تو می دهند تا آنجا که می‏ توانی دو لقمه و بیشتر و بیشتر بدهی و از تمامی انبارهایت بگذری. [5]

آن زنده دل گفته بود آنها که در نینوا حسین را کشتند، همان‏هایی بودند که از یک لقمه نگذشتند. از یک چای داغ نگذشتند، از اول و دوم نگذشتند تا آنجا که نتوانستند از گندم ری هم بگذرند تا آنجا که دستشان را هم با خون حسین شستند . [6]

علائم ایمان

ایمان را با علامت‏هایش می ‏توان شناخت :

مؤمن به امْن  می‏ رسد، پس نه خوفی از آینده دارد و نه حزنی  برگذشته و نه حیرتی در حال . و با همین امْن به تسلّط می‏ رسد. او ذلیل نخواهد شد.  حتی ذلیل قدرت و توانایی خود، که او به عزت رسیده و بر قدرتش مسلط شده ‏است . ذلت در او راهی ندارد . و این تسلط او را به شهادت می ‏رساند، که تمامی حادثه‏ ها در وجود او پیش‌بینی شده ‏اند  و با این شهادت به انتظار می ‏رسد  و آماده می‏ گردد .

این امْن و تسلط و شهادت و انتظار، علامت‏های این وجود راه رفته و این مؤمن خود یافته است. و همان‏طور که گذشت، در وسعت امن، خوف، حزن، حیرت، ذلت، راه ندارد. مؤمن را با این علامت‏ها بشناس نه با عمل‏ها و این علامت‏ها در حالت‏های او هستند، نه در اعمال او. همان‏طور که بارها به این نکته اشاره شده، آدم نه با حرف و نه با عمل، که با علامت‏ها شناسایی می‏ شود. آدم‏هایی را می‏بینی که کوچک‏ترین حادثه او را در هم می‏ پیچید و زمین می ‏زند. این وجود راه نیفتاده و خود را نیافته است وگرنه کوچکترها، او را زیر و رو نمی‏ کردند[7] .

گستره مسئولیت سالک مؤمن

وجودی که اینگونه راه افتاد و با آتش عشق پخته شد و سوخت، این وجود سوخته، دیوارهایش ریخته و از تنگنای خودش بیرون آمده. در منِ او در خودِ تمامی هستی حضور دارد. او با تمامی هستی رابطه دارد و این رابطه را احساس کرده، هم از جهت علمی که یافته در دنیای رابطه ‏ها و جهان قانونمند زندگی می‏کند و هم از لحاظ ایمان و عشقش که تمامی هستی را از محبوب می‏ بیند و حبّ محبوب خدا، حبّ خداست.

عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست .

با این ارتباط و پیوند، مسئولیت عظیمی بر دوش او می ‏نشیند و به گفته ‏ی امام علی حتی در برابر زمین‏ها و حیوانات مسئولیت خواهد داشت  که آنها را بارور کند و از رکود و بی‏ حاصلی در آورد.

این مسئولیت در برابر آدم‏ها هم هست. او در برابر ناس ـ مردم ـ مسئول هدایت است و در برابر کسانی که این هدایت را پذیرفتند و ایمان‏ آورند، مسئول نصر و یاری است و اگر هجرت کردند و راه افتادند، مسئول ولایت آنهاست و عهده‏ دار در برابر آنهاست .

امام صادق در برابر سؤال معلی از حقوق مسلم، جواب نمی‏ دهد که : می‏ ترسم که آن را ضایع کنی و پاسدار نباشی، یاد بگیری و عمل نکنی تا آنجا که معلی از حول و قوه‏ ی خدا می‏ گوید و اتکاء به او را مطرح می‏ کند، حضرت این حقوق را می‏ شمرند و این حقوق در هفت مرحله بیان می ‏شود:

1. انصاف،

2. اطاعت،

3. نصر و اعانت،

4. حفاظت و رحمت،

5. انفاق و بخشش،

6. مواسات و برابری،

7. عهده داری و ولایت،

که او را به سؤال وادار نکنی، اگر احتیاج دارد پیش از ابراز، تو برآورده ‏اش کنی تا آنجا که به مرحله ‏ی ایثار و فداکاری می ‏رسد .

اینها حقوق و تکلیف‏هایی هستند که بر عهده‏ ی تو می‏ نشینند. هر چقدر وجود تو گسترده شود و وسعت بگیرد این عهده ‏داری بیشتر خواهد شد. و این نه به زور و تکلف و نه به تقلید و بازی است، که تو هنگامی که ریشه درآوردی، بار خواهی داد .

اینکه می‏ بینی ما را باید شارژ کنند و مادامی که پشتوانه نداشته باشیم، می ‏افتیم به خاطر همین نکته است که ریشه نداریم وگرنه همچون درختی بودیم که قرآن مثال می‏ زند؛ ریشه‏ هایش ثابت و برگ‏هایش گسترده‏ اند تا آسمان، مدام بار می ‏آورند. أَصْلُها ثابِتٌ و فَرْعُها فِی السَّماء تُؤْتی‏ اکلَها کلَّ حین . . .

این سنگ است که باید کسی پرتابش کند و تازه تا آنجا بالا می‏ رود که پشت سرش نیرو باشد، همین که فشار تمام شد، باز می‏گردد و افت می‏ کند، ولی گیاه بالا رفتن برایش طبیعی است. اینکه ما، در راه حق احساس سختی می‏ کنیم، به همین خاطر است که نروییده ‏ایم و خودمان را بر فلاح سفارش نکرده‏ ایم. حَی عَلَی الْفَلاحِ نداشته ‏ایم . این همه حقوق برای کسی که ریشه دارد، یک حاصل طبیعی است که نه خسته می‏ شود و نه به غرور می‏ رسد .

هر کس می‏ خواهد این بار را داشته باشد، باید از اعماق شروع کند، وگرنه این همه بار او را می‏ شکند و یا به غرور می‏ رساند. این وسعت وجود وجود توست که به این ظرفیت می‏ رسد، تا آنجا که علی‏وار اگر در نجد یا یمامه گرسنه ‏ای باشد، تو آرام نگیری و اگر خلخال از پای زنی یهودی بیرون آمد، تو بسوزی همچون شمع و بخروشی همچون طوفان و برخیزی همچون موج و فریاد برداری همچون رعد. و این همه با عشق آسان می‏ شود، آنهم عشقی که شکل گرفته و جهت یافته. ما برای عشق‏های ابتدایی خود بیش از اینها می‏ شوریم و بیش از اینها کار می‏ کنیم . بی‌ستون را با عشق برپا می‏ کنیم و به خاطر شیرین، تلخی‏ها را می‏ چشیم.

این عشق است با این همه ارزیابی‏ها، با این مقایسه‏ ها، جهت می‏ گیرد و از دیوار تنگ غریزه و طبع می‏ گذرد و بیرون می‏آید. اینجاست که تو، به تولدی دیگر رسیده‏ ای و از خودت بیرون آمده ‏ای. به گفته‏ ی عیسی سزاوار ملکوت هستی، که می‏ گفت: لا یلِجُ فِی الْمَلَکوتِ مَنْ لایولَدُ مَرَّتَین . کسی که دوبار متولد نشود به ملکوت راه نمی‏ یابد. کسی که از خودش بیرون نیامده، همان حیوان است که با غریزه حرکت می‏ کند و با طبیعتش راه می‏ رود و بر اساس بازتاب‏ها و عمل و عکس ‏العمل زندگی می‏ کند.

انسان از لحظه ‏ای متولد می ‏شود که با این بینش‏ها و مقایسه ‏ها همراه بشود و بر محرک‏ها و حرکت‏هایش نظارت کند. اینجاست که دیوارهای وجودش می‏ شکند و در خود کوچک او، تمام هستی حضور می ‏یابد، که او به شهادت رسیده است و در تمامی هستی حضور دارد . و این وجود به وسعت رسیده که دیگر نه با زور که با شوق گام برمی‏ دارد. و این است که ابتکار و ذوق در او می ‏شکوفد و لطافت و ظرافت در حرکاتش نقش می‏ بندد. از خشونت‏ها و قُدّی‏ها بیرون می‏ آید. و این وجود لطیف به آگاهی‏ها و خبرگی‏ها می ‏رسد، که: انَّ اللَّهَ لَطیفٌ خَبیرٌ. وَ انَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلیمٌ. لطافت، خبرگی می‏ آورد و وسعت و ظرافت، حضور و شهادت و علم . [8]

 

 

 


[1]. وانه لحب الخیر لشدید ( عادیات / 3 )

[2]. کافی ، باب ایمان و کفر .

[3]. کافی ، ج 1 ، ص 272 ، ح3 .

[4]. صراط / صص 92 ـ 91 .

[5]. همان ص 92 .

[6]. صراط / صص 93 ـ 92 .

[7]. صراط / صص 94 ـ 93 .

[8]. صراط / صص 98 ـ 94 .

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
Scroll to Top