خانه » مقالات » تحقیق موضوعی آثار استاد » سلوک عارفان – قسمت پانزدهم

سلوک عارفان – قسمت پانزدهم

علائم اخبات

«الَّذینَ اذا ذُکرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ الصّابِرینَ عَلی‏ ما أَصابَهُمْ وَ الْمُقِیمی الصَّلاهِ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ ینْفِقُون»[1]. برای مخبت چهار خصوصیت مطرح می‏ شود:

وَجَل‏

صبر

صلاه

انفاق‏

«وَجَل»حالت قلبی مخبتین در برابر حق است.

وجل، ترس دل است که به صورت جمله فعلیه آمده است؛ در حالت‏ های قلبی این طور نیست که آدمی تا آخر عمر، دلش بلرزد. وجل، لحظه‏ ای است؛ همان طور که باران همیشه نمی‏ بارد و در فصل خاصی می‏ بارد، بعد از آن باید بکاری تا زمینه رویش فراهم شود. اگر تمام سال باران ببارد، همه چیز از بین می ‏رود.

«صبر»حالت باطنی آنها در برابر بلاها و گرفتاری هاست. کلمه «صابرین» دوام صبر را می ‏رساند؛ زیرا جمله، اسمیه است.

وَجَلِ قلب، دوام ندارد، ولی صبر در مصیبت، استمرار دارد، به خاطر همین وجل به صورت فعل ماضی آمده، ولی صابرین به صورت اسمی که معنای ثبوت را به همراه دارد.

هم چنین «اقامه صلاه» به صورت اسمی و «انفاق» به صورت فعل مضارع آمده است، که اگر اهل ادبیات باشید، این تفاوت‏ها را متوجه می ‏شوید.

در ادامه آمده است: «لَنْ ینالَ اللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لکن ینالُهُ التَّقْوی‏ مِنْکمْ کذلِک سَخَّرَها لَکمْ لِتُکبِّرُوا اللَّهَ عَلی‏ ما هَداکمْ و بَشِّرِ الْمُحْسِنینَ»[2] .

در آیات قبل، ذکر حق مطرح شد[3] ، اما اینجا تکبیر حق، که مرحله‏ ی بالاتر از ذکر است، مطرح می‏ شود . ذکر مصداق‏ های متفاوتی دارد: از تکبیر و حمد و تهلیل گرفته تا معانی و توجهات باطنی که برای انسان می‏ آید . و تکبیر هم در اینجا بر هدایت و بشارت محسنین است.

اگر این معنا در انسان محقق شد، باید بداند که خدا محسن را تحت حمایت خود قرار می‏ دهد: «أَنْتَ أَکرَمُ مِنْ أَنْ تُضَیعَ مَنْ رَبَّیتَهُ»[4] ؛ تو کریم‏تر از این هستی که کسی را که خودت تربیت کرده ‏ای، بگذاری تا ضایع شود.

«انَّ اللَّهَ یدافِعُ عَنِ الَّذینَ آمَنُوا»[5] ؛ خدا مؤمنین را رها نمی ‏کند و حفاظت می‏ کند. او مدافع است. او نگهبان است .

این خیلی سادگی است که آدمی خیال کند ربّی که او را از خاک بلند کرده و پرورانده است، رهایش می‏ کند تا خوراک شیطان شود؛ مگر او می‏ گذارد که مؤمنین ضایع شوند؟![6]

زمینه‌های اخبات

حال زمینه ‏های این اخبات چیست؟ چه عواملی موجب می‏ شود که این ذلت باطنی و نرمش بیاید؟ چه عواملی باعث می ‏شود که این تواضع شکل بگیرد؟

در یک مرحله فهم است.

در مرحله دیگر مذاکره است.

در مرحله سوم محبت است: «أَسْئَلُک خُشُوعَ الْایمانِ قَبْلَ خُشُوعِ الذُّلِّ فِی النّارِ»[7] ؛ خدایا! قبل از اینکه بن‏بست‏ها، آتش‏ها، سوختن‏ها و ذلت‏های واقعی و عکس العمل‏های عملم مرا خاشع کند، تو با عشقت (ایمان) دل‏ مرا خاشع کن .

در مرحله چهارم بلاء و گرفتاری است. بلاء موجب می‏ شود انسان بشکند و انکسار پیدا کند و الا ریاضت‏ها غرور ایجاد می‏ کنند .

این درست است که تمرکزها قدرت می ‏آورند. ملائکه را نازل می ‏کنند . جن را مسخر می ‏کنند. ما فی الضمیر را می ‏خوانند. پشت دیوار را می‏ بینند و … همه اینها هست و تحقق پیدا می‏ کند، ولی این قدرت‏ها یک مشکل ایجاد می‏ کنند و آن مشکل این است که انسان را طلبکار می‏ کنند . سالکی که بر اساس تمرکز و ریاضت حرکت می‏ کند، مبتلاست. مغرور است و متوقع .

بچه که بودیم بعد از اینکه چندین بار دستمان را حرکت می ‏دادیم و ورزش می‏ کردیم، به ماهیچه‏ هامان دست می‏ زدیم تا ببینیم چقدر قوی شده است ! سالکی که ده مرتبه ذکری را می‏ گوید، ده مرتبه عملی را مرتکب می‏ شود، خیال می‏ کند که کاری کرده است و در برابر کارش باید حاصلی داشته باشد. لذا متوقع می‏ شود، ولی بلاء، شکننده و منکسر است و همه بساط او را بر باد می‏ دهد.

وقتی چشمت را گرفتند، عمرت را گرفتند، دستت را گرفتند، آبرویت را گرفتند، دیگر با این دل شکسته چه چیزی باقی می ‏ماند؟ خیلی سخت است! این ابتلاء است که دل‏ها را نگه می‏ دارد و متواضع می ‏کند. غرور را می ‏ریزد و عظمت‏ها کنار می ‏رود. در این موقع، غربتی را احساس می‏ کنی و ذلّت و توجه باطنی بیشتری برایت می ‏آید. [8]

و در مرحله آخر هم عبرت دخالت دارد و زمینه ساز است. کسانی که تا دیروز می ‏گفتند: «یا لَیتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِی قارُونُ انَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ»[9]

کاش ما مثل او بودیم، امّا وقتی می ‏بینند او در زمین فرو می ‏رود، می‏ گویند: «وَیکأَنَّه لا یفْلِحُ الْکافِرُونَ» دیگر آرزوی با او بودن را نمی‏ کنند.[10]

 

 


[1]. حج ، 35 .

[2]. حج ، 37 .

[3]. لیذکروا اسم الله علی ما رزقهم ( حج ، 34 ) .

[4]. دعای کمیل .

[5]. حج ، 38 .

[6]. اخبات ، ص 36 ـ 34 .

[7]. دعای ابو حمزه ثمالی .

[8]. اخبات ، ص 56 ـ 54 .

[9]. قصص ، 79 .

[10]. اخبات ، ص 56 .

 

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
Scroll to Top