شرح صراط (10)

رسیدن بعد از شنیدن

 این حرف ها که گفته شد شنیدنی نیست، رسیدنی است. یعنی آدم باید روی خودش تأمل کرده باشد فهرست کرده باشد، دسته ­بندی کرده باشد و این را حس کند و در وجودش، لحظه به لحظه حرکت­ها، حرف­ زدن­ها ، ارتباط برقرار کردن­ها را ببنید و گرنه در بحث­های بعدی هم دچار مشکل می‌شود.

 خداوند با دو شیوه سعی می‌کند ما را از این معبودها عبور دهد:

1- از او بگوییم و از ضعف و ناتوانی معبودها و آن­هایی که ما دل بسته آن­ها شده ­ایم و هیچ کاره‌ عالم هستند و جز ضرر برای ما چیزی ندارند.

2- قدرت­های خودش را به ما نشان دهد و ما به دنبال او برویم.

خلوت ، تفکر و سنجش

دو فصل از کتاب صراط را بحث کردیم، بحث خلوت و توجّه که در واقع زمینه­ ساز و آماده‌ کننده‌ انسان برای شروع حرکت بود و بحث تفکّر که انسان را با خودش و پدیده‌ها و عوامل مؤثّر بر او و به تعبیری معبود­ها آشنا می‌ کرد. ما در فصل دوم متوجّه می‌ شویم که در درون ما چه خبر است و چه چیزهایی بر ما اثر بسیار زیادی دارد و چه عواملی باعث می‌شود تمامی حرکت‌ های ما که یک نمود بیرونیِ ظاهری دارند، یک ریشه‌ های عمیق درونی داشته باشند. ما در فصل دوم در حقیقت با خودمان آشنا شدیم و تازه متوجّه شدیم که چند دسته عامل به شدّت در حالت‌ های ما اثر دارد.

 فصل سوم نتیجه‌گیری و ادامه­ فصل دوم است. شما بعد از این­که معبودها و عوامل مؤثّر و محرک‌ های خودتان را شناختید، در فصل سوم بحث این است که چه ­طور می‌شود انسان از میان آن­ها انتخاب یا بین آن­ها مقایسه و سنجش کند. که این زمینه­ انتخاب و برگزیدن ماست.

سوره نمل

 ایشان این بخش را نیز با مقایسه­ سوره ­ای از سوره‌های قرآن شروع کردند و این­جا تأکیدشان بر سوره­ نمل است و ابتدا بحث را این ­طور شروع می‌ کنند: ” در این سوره که از قرآن با دو خصوصیّت هدی و بشری سخن آمده، میان ایمان به آخرت و ایمان به الله ارتباط برقرار می‌ شود. (1) و راجع به همین جمله­ اوّل در این فصل زیاد صحبت می‌ کنند، که چه ­طور است که در قرآن به خصوص در این سوره قرآن بین دو چیزی که مابین آن­ها ربطی نمی‌ بینیم، ارتباط برقرار می‌ کند.

در صفحه­ اوّل هم تقریباً یک تصوّر کلی از مجموعه­ سوره به ما می‌ دهد که در این سوره داستان­های مختلفی مطرح می‌ شود. داستان موسی و فرعون، داستان سلیمان و بلقیس، داستان لوط و قوم لوط و در همه­ این داستان­ها می‌ بینید بعد از گفتگو، بین این دو تیپی که در برابر هم قرار گرفته‌ اند – پیامبری صالح و قومی که مورد خطاب او هستند- قرآن به مقایسه پرداخته است. با این سؤال: «آلله خَیْرٌ أم ما یُشْرِکون؟(2)» خدا بهتر بود یا آن چیزی که این­ها به دنبالش رفتند؟ اقوام متفاوتی را شما می‌ بینید با عوامل انحراف متفاوت. بعضی ها به خاطر قدرت با پیامبر خدا نمی‌ آیند مثل فرعون، بعضی­ها به خاطر لذّت مثل قوم لوط، بعضی ها به خاطر ثروت مثل قوم ثمود که قرآن یکی­ یکی وضعیّت این­ها را  ترسیم می‌ کند. بعد سوال می‌ کند خدا بهتر بود یا آن چیزی که این­ها شرک ورزیدند و به خاطر آن از اطاعت خدا و پیغمبر خدا دست کشیدند؟

عوامل شرک به خدا

 در مجموع این­ها، سه عامل را به عنوان عوامل شرک یاد می‌ کند :

1- جهل: در برابر عقل نه در برابر علم ،جهل یعنی حماقت و نادانی، نه ندانستن.

2- غفلت: یعنی ما می‌ دانیم ولی توجّه نداریم.

3- تجاوز: هم جهل و هم غفلت منتفی شد ولی نمی‌ خواهم. یعنی با این که می‌ فهمم و می‌ دانم و توجّه هست نمی‌ خواهم و باز به سمت دیگری روی می‌ آورم که آیات مربوط در سوره نمل را اشاره کرده است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- علی صفایی حائری، صراط، صفحه­­ 51.

2-  سوره­ نمل، آیه­ 59.

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا