شرح صراط(16)

بخش اول :

 

سخنان استاد غنوی پیرامون مبحث «ملاک انتخاب»

(قسمت اول)

 

    خلوت ، تفکر ، سنجش و گزینش    

     بحث ما در کتاب صراط از سه مرحله گذشت، سه مرحله­‌ای که خود انسان باید تجربه کند تا در واقع کتاب، کتابی خواندنی نباشد، بلکه راهنمای عملش باشد.

 در مرحله­‌ی اول بحث از خلوت و توجّه و سکوت بود که زمینه سازِ حرکت فکر انسان می­‌شود، در مرحله­‌ی دوم بحث از تفکّر بود و آشنا شدن انسان با خودش، هستی و دیدن عواملی که بر انسان اثر می­‌گذارد و حالت­‌ها و حرکت­‌های او را شکل می­‌دهد. سومین مرحله، مرحله­‌ی گزینش و تعقل و مقایسه بود. آورده­‌ها و نتیجه­‌های مرحله­‌ی دوم که تفکّر در معبود­های انسان بود، در فصل سوم به مقایسه گرفته می­‌شود که کدام یک از این معبود­ها برتراند و کدام­یک ارزش دل­سپردن انسان را دارند.

      در فصل چهارم بحث متفاوتی مطرح می‌­شود. ما در معرض گزینش و انتخاب هستیم ولی این مرحله یک پیش­نیاز دارد، بحث معیار انتخاب پیش­نیازی است که در این مرحله مطرح است.

      معیار گزینش

      ما گزینه­‌هایی را روبه‌­روی خود داریم. حال میان این گزینه­‌ها چه معیاری را انتخاب کنیم و با چه وسیله‌ای یکی را جلو بیاندازیم و بقیه را کنار گذاریم. ایشان هم­چون فصول قبلی در این فصل نیز تکیه­‌اش به سوره­‌ای خاص است، این­جا “سوره­‌ی مبارکه­‌ی زمر” را مورد توجه قرار داده‌اند.

      در ابتدای سوره (آیه­‌ی2) داریم: « إنّا أنزَلنا إلیکَ الکتابَ بِالحقّ » : ما کتاب را بر تو به حق فرستادیم. پس بنده­‌ی خدا باش. پس علت بندگی خدا، علت رو آوردن به خدا و انتخاب خدا به عنوان معبود را چه می­‌دانند؟ علتش را این می‌­دانند که خدا به حق است، کتاب به حق است. «به ­حق» را هم توضیح می‌دهند: «کتابی که با حق آمده یا به وسیله‌­ی حق آمده است(1) »، پس نکته‌­ای که از اولِ این سوره به­‌دست می­آید این است که آن­چه ملاک انتخاب است و به ما کمک می‌کند که در گزینه­‌های مختلف یکی را برداریم، حق است و در حقیقت ما موقع انتخاب باید به این توجّه کنیم کدام­یک از این گزینه­‌ها به حق است و با حق است تا آن را برگزینیم.

     حق و اهل آن

     از حضرت امیر(ع) است که «إعرِفِ الحقَّ تَعرِف أهله (2)»، اول حق را بشناس، پس از آن اهل حق را. از جملاتی است که حضرت در جنگ صفین و جمل بسیار فرمودند که حق و باطل در هم آشفته شده بود. حضرت آن جمله را آن­جا می­‌گویند که انسان­‌های بزرگ فریبت ندهند. اول حق را بشناس  بعد بر اساس این که حق را شناختی بفهم کدام­یک از این دو گروه حق هستند. نه سیمای بلند علی را ملاک حق قرار بده، نه سوابق طلحه و زبیر را. پس می‌بینید که در جنگ جمل و از کلام علی(ع) هم ما به دست می‌آوریم که ملاک انتخاب حق است.

    حق در سوره زمر

      در این سوره در سه مرحله حق را مطرح کرده‌اند :

1-    در کتاب : «إنّا أنزَلنا الیک الکتابَ بِالحقّ»

2-    در خلقت : «خَلَقَ السّماواتِ و الارضَ  بِالحقّ(3)»      

3-    در قضاوت : «قَضی بَینَهُم بِالحقّ(4)» 

     پس حق در کتاب، خلقت و قضاوت مطرح است. در لغت هم حق سه ضد دارد که با کمک آن­ها می‌­شود معنای حق را پیدا کرد. گاهی می­‌گویند مقابل حق باطل است، گاهی ظلم است و گاهی هم متزلزل در برابر حق قرار می­‌گیرد. پس سه معنا در حق است : 1- ثبات، 2- عدل، 3-  هدف­داری و هدف­مندی. حق این سه معنا را با هم دارد.

   

 تشخیص مصادیق حق

     همه‌­ی این توضیحات مفهوم حق را می­‌رساند، ولی مشکل ما معنی کلمه نیست. ما نمی‌­دانیم این ثبات و هدف­داری و عدل را چگونه تشخیص دهیم. در بیرون مشکل مفهومی نیست، مشکل مصداقی است. اگر قرار است ملاک انتخاب حق باشد مهم‌­ترین مشکل این است که از کجا بفهمیم کدام­یک از این­ها دربردارنده‌­ی حق است و کدام­یک از این­ها را باید برگزید. مشکل مصداقی است نه مفهومی.

     در این­جا احتمالات مختلفی وجود دارد. یک احتمال این است که بگوییم ملاک تشخیص حق خود ما هستیم و باید دید کدام را می­‌خواهیم و به کدام­یک  علاقه داریم. گاهی این ادعا را به طور جدّی مطرح کرده‌­اند که حق در خارج واقعیت ندارد، حق آن است که تو بخواهی! هر چه را تو بخواهی آن حق است.

      یک احتمال دیگر این است که بگوییم هوس ملاک حق است یا این­که بگوییم مهم این است که فکر و عقل ما به کجا رسیده. حالا فکر و عقل فردیِ ما یا فکر و عقل جمعیِ ما. هرچه که انسان فکر کرد و منطقاً و با استدلال به آن رسید، آن حق می‌­شود. حالا یا فردی یا دموکراتیک، حق آن است که فرد به آن رسید یا جمع به آن رسید. گاه کاری در یک جمع می‌­تواند حق باشد و در جمعی دیگر باطل. برای یکی حق و برای دیگری باطل. چون ممکن است فکر و عقل یک فرد به چیزی برسد و جمعی دیگر درست مخالف او نظر دهند.

     می­توان گفت حق بر اساس دوره‌­ی تاریخی و شرایط اجتماعی شکل می­‌گیرد. در چین سقط جنین یک کار خوب است چون انفجار جمعیت دارد ولی همین کار در آلمان که رشد جمعیت، منفی است یک کار باطل می­‌شود. پس می‌توان از حق و باطل یک تصویر کاملاً نسبی داشت. در هر دوره­‌ی تاریخی حق می‌تواند شکل گیرد، آن هم حقّی که خلاف همان حق در صد سال پیش بوده­‌است.

     گاهی از حق و باطل تصویری در کل دنیا و جهان پیدا می‌­کنند. فلان عمل حق است یعنی متناسب با نظام حاکم بر هستی است ما هستی را فضایی می­‌بینیم که در آن یک­ سری کارها به عنوان کار درست، کار حق و غیر باطل تعریف شده. یک­سری کار هم کارهای باطل است، هر کسی هم برطبق آن قواعد و قوانین حرکت کند هم­آهنگ با نظام هستی، از آن نظام استفاده می‌کند و هر کسی هم خلاف آن حرکت کند با نظام هستی درگیر می­‌شود چون ناهم­آهنگ است. چون خودش را با آن قوانین جور نکرده و طبیعتاً صدمه هم می­‌خورد.                                  ادامه دارد…

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا