خانه » مقالات » آثار شاگردان استاد » شرح کتاب صراط (11)

شرح کتاب صراط (11)

خودشناسی مقدمه‌ای بر خداشناسی

 ایشان می‌ گوید در این سوره ما به یک نکته­ بسیار آشنا می‌ رسیم و آن این است که وقتی انسان به خودش اعتقاد نداشته باشد به طور طبیعی به آخرت و خدا هم اعتقاد نخواهد داشت. البته این توضیح زیادی می‌ خواهد که در روش نقد، جلد اوّل، اواسط کتاب در جایی که می‌ خواهند سوره روم را  توضیح دهند، کاملا توضیح داده‌ اند. ولی به طور خلاصه این­جا هم می‌ شود به آن اشاره کرد.

انسانی که خودش را باور نکرده و جدّی نگرفته ­است به طور طبیعی به قیامت هم اعتقاد پیدا نمی‌ کند. ایشان یک تعبیری از جهان دیگر و قیامت دارد که بیشتر اختصاص به خودشان دارد. وقتی می‌ خواهند بگویند اعتقاد به جهان دیگر، می­ گویند اعتقاد به ادامه­ انسان. اگر دقّت کنید تعبیری که در قرآن راجع به قیامت داریم متعدّد است یکی از آن­ها یوم آخر است، یعنی روز دیگر و گاهی اوقات دید انسان فقط همین دنیاست، همین یوم الدنیا را می‌ بینید گاهی هم اعتقاد دارد روز دیگری هم هست و انسان همین‌ جا بازی‌ اش تمام نمی‌ شود. یک روز دیگری هم هست، یعنی یک دوره­ دیگری هم هست برای چه کسی؟ برای ما. این­جا تعبیر ادامه داشتن معنی می‌ دهد. ایشان می‌ گوید انسان وقتی به خودش اعتقاد نداشت و خودش را خیلی محدود و کوچک دید، به طور طبیعی اعتقادی به ادامه­ خودش هم نخواهد داشت. به عنوان مثال ایشان می‌ گوید ما وقتی به احوالات جنین در رحم مادر برخورد کنیم می‌ بینیم یک موجودی در رحم مادر شکل گرفته که ابزارها و اعضایی دارد و به نظر می‌ آید که به هیچ دردی نمی‌ خورند. مثلاً چشمی، دستی و پایی دارد. آن­جا از این ابزارهای اضافی پی می‌ بریم قرار است جایی برود که از آن­ها استفاده کند یعنی فقط نباید این­جا بماند یک جای دیگری هم باید داشته باشد. ایشان می‌ گوید استعدادهای اضافی انسان دراین دنیا نشان می‌ دهد که این­جا هم قرار نیست بماند.

پس وقتی انسان با اندازه‌ های خودش آشنا شد متوجّه می‌ شود در همین جا تمام نمی‌ شود و ادامه دارد. وقتی که انسان از این مرحله هم عبور کرد یعنی به روز دیگر و ادامه­ خودش اعتقاد پیدا کرد، و باور کرد که فقط این دنیا نخواهد بود و روزگار دیگری هم خواهد داشت، برای این­که بداند چه کار کند نیاز به راهنما دارد. نیاز به وحی خدا پیدا می‌کند تا بداند و بتواند در این عالم چ­گونه حرکت کند، که در عوالم دیگر ضرر نکند.

 ایشان از این سوره هم این نکته را استفاده می‌ کند، هم اشاره می‌ کنند به حدیث < مَن عَرفَ نفسَه فَقَد عَرفَ ربَّه(1) > انسانی که خودش را بشناسد خدا را می‌ شناسد. انسانی که خودش را نشناسد خدا را نمی‌ شناسد. پس ریشه­ ایمان به خدا و معاد، ایمان به خود است. انسانی که به خودش اعتقاد پیدا کرد و خودش را کوچک و حقیر ندید و بزرگ و عظیم و ادامه ­دار دید به معاد و به خدا اعتقاد پیدا می‌ کند.

نیاز انسان خود شناخته

یکی از نیازهای طبیعی‌ انسانی که ایمان به خدا پیدا کرده گفتگوی با اوست. انسان عاشق دوست دارد فرصت‌ها و خلوت‌ هایی برای گفتگو با محبوبش داشته باشد. انسانی که < یُومنونَ بِالغَیب(2) > است به طور طبیعی < یُقیمونَ الصَّلاه(2) > می ­شود. در سوره­ نمل هم ایشان به همین نکته اشاره دارند که یک همچنین انسانی دو کار خواهد داشت یکی ارتباط با معشوقی که به آن علاقه دارد و دوم < یُوتـُونَ الزَّکاه (2) >.

 زکات به دو معناست آن­چه که باعث پاک شدن انسان می‌ شود (تزکیه هم از همین است) و دوم چیزی­ که باعث رشد انسان می‌ شود. پس زکات هر دو معنا را همراه خودش دارد می‌ گوید انسان عاشق دو چیز فوق را دارد.

 بعد از این بحث ایشان ارتباط آیه­ های دیگر را به همین وضوح نشان می‌ دهند. نشان می‌ دهند انسانی که به خودش اعتقاد نداشته، در یک مدار بسته زندگی کرده و وضعیّت تازه‌ ای به خودش نداده باشد، این انسان با این همه­ نیرو و توان­مندی در یک سیکل بسته و یک کار مکرّر می‌ افتد. این انسان زندگی بدی خواهد داشت. این حرکت مرتب رنج دارد.

ظاهر بیرونی مانع نمایش رنج درونی

ببینید گاهی این حرفها را ادّعا می‌ دانیم مثلاً می‌ گوییم فلانی چقدر وضع خوبی دارد، چه ماشینی، چه خانه‌ ای دارد عشقش را می‌ کند و چه می‌ گویید که رنج می­ برد؟! در واقع آن­هایی که در این زندگی‌ها گشته‌ اند و با این انسان‌ها همراه بوده ­اند، می‌ فهمند این حرف کاملاً حرف درستی است. باور کنید لذّت و رنج انسان­ها را از بیرون زندگی آن­ها نمی‌ توان فهمید. داخل زندگی که می‌ شوی می‌ بینی این آدمی که پولش از پارو بالا می‌ رود چیزی به اسم مزه­ زندگی را نمی‌ فهمد. خیلی از اوقات شیرینی ندارد، یک عددی در بانک بزرگ می‌ شود، یک چیزهایی دائم در خانه زیاد می‌ شود ولی شیرینی و لذّت نیست و دائم رنج و نگرانی است. شما رنج و نگرانی را کمتر از بیرون مشاهده می‌ کنید ولی باور کنید چیزهایی که ما راحت از کنارش می‌ گذریم گاهی از اوقات روزها زندگی آن­ها را تلخ می‌ کند. حتّی تصویرهایی که ما زیاد جدّی نمی‌ گیریم و راحت برخورد می‌ کنیم ، آن­ها خیلی جدّی می‌ گیرند. مثلاً مرگ، او را اذیت می‌ کند. رابطه‌ هایی که با خانواده برقرار می‌ شود، نگرانی‌ هایی که با بالا رفتن پول مطرح می‌ شود. انسانی که با توانایی­ هایی بالا در یک جای کوچک خودش را محبوس کرده است. انسان‌ هایی که از بیرون خیلی آن­ها را بزرگ و موفّق می‌ بینی ولی از داخل< اولئِکَ الَّذینَ لَهُم سُوء العَذاب(3) > عذاب بدی هم دارند؛ درپشت دیوارهای ابتذال رنج بدی دارند، یعنی یک دیوار است، من وشما داخلش را نمی‌ بینیم. پشت آن دیوار انسانی بدبخت شده، اسیر چیزهای پستی شده. این رنج، رنج بدی است.

تعبیر برای آن­هاست. عذاب بدی می‌ کشند. به قولی انسان اگر هم ضایع شود برای چیز بزرگی ضایع شود نه برای این چیزهای بی‌ ارزش. < وَ هُم فی‌الآخِرَه هُم‌الأَخسَرون (4)> در آخرت، در ادامه و در آن روز دیگر، آن­ها بیش­تر ضرر می‌ کنند، خیلی می‌ بازند. هم این­جا رنج کشیدند هم آن طرف می‌ بازند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- امام علی(ع): < هرکه خود را شناخت، پروردگارش را شناخت >. میزان الحکمه، باب معرفت و در آن­جا به نقل از غررالحکم و دررالکلم. هم­چنین : شرح ابن أبی الحدید، ج20، ص 292.

2- سوره­ بقره، آی­ه 3.

3- سوره­ نمل، آیه­ 4.

4- سوره­ نمل، آیه­ 5.

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا