خانه » مقالات » آثار شاگردان استاد » شرح کتاب صراط (12)

شرح کتاب صراط (12)

نیاز انسان خود شناخته

یکی از نیازهای طبیعی‌ انسانی که ایمان به خدا پیدا کرده گفتگوی با اوست. انسان عاشق دوست دارد فرصت‌ها و خلوت‌هایی برای گفتگو با محبوبش داشته باشد. انسانی که < یُومنونَ بِالغَیب> است به طور طبیعی < یُقیمونَ الصَّلاه> می­‌شود. در سوره­ نمل هم ایشان به همین نکته اشاره دارند که یک همچنین انسانی دو کار خواهد داشت:

یکی ارتباط با معشوقی که به آن علاقه دارد و دوم < یُوتـُونَ الزَّکاه>.  زکات به دو معناست. آن­چه که باعث پاک شدن انسان می‌شود (تزکیه هم از همین است) و دوم چیزی­ که باعث رشد انسان می‌شود. پس زکات هر دو معنا را همراه خودش دارد می‌گوید انسان عاشق دو چیز فوق را دارد.

 بعد از این بحث ایشان ارتباط آیه­‌های دیگر را به همین وضوح نشان می‌دهند. نشان می‌دهند انسانی که به خودش اعتقاد نداشته، در یک مدار بسته زندگی کرده و وضعیّت تازه‌ای به خودش نداده باشد، این انسان با این همه­ نیرو و توان­مندی در یک سیکل بسته و یک کار مکرّر می‌افتد. این انسان زندگی بدی خواهد داشت. این حرکت مرتب رنج دارد.

ظاهر بیرونی مانع نمایش رنج درونی

ببینید گاهی این حرفها را ادّعا می‌دانیم. مثلاً می‌گوییم: فلانی چقدر وضع خوبی دارد، چه ماشینی، چه خانه‌ای دارد عشقش را می‌کند و چه می‌گویید که رنج می­‌برد؟! در واقع آن­هایی که در این زندگی‌ها گشته‌اند و با این انسان‌ها همراه بوده­‌اند، می‌فهمند این حرف، کاملاً حرف درستی است. باور کنید لذّت و رنج انسان­ها را از بیرون زندگی آن­ها نمی‌توان فهمید. داخل زندگی که می‌شوی می‌بینی این آدمی که پولش از پارو بالا می‌رود چیزی به اسم مزه­ زندگی را نمی‌فهمد. خیلی از اوقات شیرینی ندارد، یک عددی در بانک بزرگ می‌شود، یک چیزهایی دائم در خانه زیاد می‌شود ولی شیرینی و لذّت نیست و دائم رنج و نگرانی است. شما رنج و نگرانی را کمتر از بیرون مشاهده می‌کنید ولی باور کنید چیزهایی که ما راحت از کنارش می‌گذریم گاهی از اوقات روزها زندگی آن­ها را تلخ می‌کند. حتّی تصویرهایی که ما زیاد جدّی نمی‌گیریم و راحت برخورد می‌کنیم ، آن­ها خیلی جدّی می‌گیرند. مثلاً مرگ، او را اذیت می‌کند. رابطه‌هایی که با خانواده برقرار می‌شود، نگرانی‌هایی که با بالا رفتن پول مطرح می‌شود. انسانی که با توانایی­‌هایی بالا در یک جای کوچک خودش را محبوس کرده است. انسان‌هایی که از بیرون خیلی آن­ها را بزرگ و موفّق می‌بینی ولی از داخل< اولئِکَ الَّذینَ لَهُم سُوء العَذاب > عذاب بدی هم دارند؛ درپشت دیوارهای ابتذال رنج بدی دارند، یعنی یک دیوار است، من وشما داخلش را نمی‌بینیم. پشت آن دیوار انسانی بدبخت شده، اسیر چیزهای پستی شده. این رنج، رنج بدی است.

تعبیر برای آن­هاست. عذاب بدی می‌کشند. به قولی انسان اگر هم ضایع شود برای چیز بزرگی ضایع شود نه برای این چیزهای بی‌ارزش. < وَ هُم فی‌الآخِرَه هُم‌الأَخسَرون > در آخرت، در ادامه و در آن روز دیگر، آن­ها بیش­تر ضرر می‌کنند، خیلی می‌بازند. هم این­جا رنج کشیدند؛ هم آن طرف می‌بازند.

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
Scroll to Top