خانه » مقالات » آثار شاگردان استاد » شرح کتاب صراط (25)

شرح کتاب صراط (25)

رابطه کفایت و هدایت

از کفایت خدا می ­گوید و این­که دیگران ما را پُر نمی ­کنند. وقتی هدایت قرآن می­ آید چرا ما دست برمی ­داریم، احساس می­ کنیم یک جاهای دیگری یک چیزهای دیگری هست؟

اگر دقّت کنیم که خدا بنده را کفایت می ­کند دیگر از خدا دست نمی­ شوییم. دنبال چیزی راه می ­افتیم آن ­طرف می­ رویم، ولی وقتی توجّه کنیم این­ طرف همه چیز هست. ‌کسی که او را دارد چیزی از دست نمی­ دهد و کسانی که جای دیگری می ­روند چیزی دست­شان را نمی ­گیرد. این مطلب با این بیان کاملاً با بحث قبلی مرتبط می ­شود. یعنی حالا که قرآن از کفایت خدا حرف می­ زند کاملاً ‌به بحث هدایت قرآن مربوط است. علت این­که انسان دست از هدایت قرآن برمی ­دارد چیست؟ کفایت خدا را نمی ­فهمد.

واسطه‌ها

بعد هم خداوند توضیح می­ دهد ‌فکر نکنید آن­هایی­ که سراغ معبودهای دیگر رفتند، خدا را نشناختند! نه، شناختند منتهی خدا را کافی ندانسته­ اند و نیاز به یک واسطه­ هایی دارند.‌ می ­گویند خُب واقعیت­ هایی مثل پول هست که بایستی واسطه باشه، فلان ­کس واسطه باشد، ‌یعنی به این واقعیت رسیده ­ایم که خدا به تنهایی کافی نیست و نیاز به یک واسطه ­هایی و خداچه­‌هایی هست! جوابی که قرآن می ­دهد ‌این است که بهترین واسطه ­ها‌ واسطه­ هایی هستند که او بسازد، واسطه را او تعیین می­ کند و او فراهم می­ کند ولی شفیع به این معنا که ما بیاییم به جای آن­که به درگاه او روی ­آوریم از ابزار و وسیله­ ها چیزهایی بخواهیم که باید از خدا بخواهیم، این دو از دید او پذیرفته نیست. شفاعت برای دیگران نیست فقط برای خداست. به هر کس که بخواهد می­ دهد. هر کس او بخواهد شفیع می­ شود، نه این­که ما کم بیاوریم و اسباب ظاهری را به عنوان شفیع او قرار دهیم و پول و پدرم و امکانات و … جای خالی او را پُر کند.

اصل شفاعت

ما اصل شفاعت را قبول داریم، اصل شفاعت را به این قبول داریم که بزرگانی، به خاطر حقایقی       – حتّی ممکن است نماز آدم باشد –  این بزرگان‌ بتوانند بیایند در کنار لیاقت من – که إن­شاءالله داشته باشم-  بخواهند که خداوند از گناهی که من داشته­ ام بگذرد. این را به عنوان شفاعت حقیقی قبول دارم، واسطه­ هایی  که حکمت خدا اقتضا داشته و گذاشته است قبول داریم. رسول و امام و قرآن را به عنوان وسیله قبول داریم و اگر گاهی از اوقات ما کم می­ آوریم و به آن­چه او خواسته تن نمی ­دهیم و در این مسیر به چیزهای دیگری رو می ­آوریم به این خاطر است که احساس می‌کنیم اگر این­ها نباشند نمی ­شود.

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا