خانه » مقالات » آثار شاگردان استاد » شرح کتاب صراط (28)

شرح کتاب صراط (28)

شهود وسرکشی

در دنباله بحث، اشاره به سوره­ عادیات، آیه ­های 6 تا 8 دارد. می ­گوید < إنّ الانسانَ لِربِّه لَکَنُود و إنّه علی ذلک لشَهید و إنّه لِحُبِّ الخَیرِ لَشَدید > تعبیری که ایشان از این آیات دارند این است که انسان در برابر ربّ خودش، کسی که مالک و مربی اوست، سرکش است. با این­که او این همه زحمت کشیده تا این گل پرورش پیدا کند می ­بینیم جلوی او سرکش است. انسان در این واقعیت کاملاً شاهد و واقف است یعنی ربوبیّت او و برخورد زشت خودمان با او را شهود می ­کنیم. ما ربوبیّت او را می ­بینیم و بازی­های او را لحظه به لحظه برای درست­ شدن­مان حس می­ کنیم و سرکشی­ های خودمان را می ­بینیم؛ با این­که می ­بینیم تمام حرکت­ها تا او ادامه دارند. و این بر می ­گردد به این­که انسان نسبت به ربّش “لکنود” است.

 انسان ربّش را شهود می­ کند و رفتار خودش را با رفتار ربّش شهود می­ کند، یعنی تمامی حرکت­ها تا او ادامه دارند و تمام هستی برای او بی­ آرام ­اند. شهود ربوبیّت پروردگار است که ما این را  می ­بینیم، و می ­بیند خودش هم برای دیگران آرامی ندارد و می­بیند که این انسان که این­جور خودش را شهود می­ کند، برای خدا سرکش است، از خدا سر می­ کشد و سراغ دیگران می ­رود. چرا این اتّفاق می­ افتد؟ و إنّه لِحُبِّ الخَیرِ لَشَدید انسان چیزهای خوب را دوست دارد و چون افق دیدمان کوتاه است از خدا می­کَنیم و به سمت چیزهای دیگر می­ رویم.

تعارض شهود و”حبّ الخیر”

پس  دو چیز در وجودمان هست که به نظر متعارض می­ آیند: یکی این­که ولی را شهود می­ کنیم که همه چیز را برای ما فراهم کرده تا ما انسان شویم  و از آن ­طرف پر از عشق به خوبی­ها و چیزهای خوب هستیم.

این دو تا با هم موازنه ندارند، چون ما این­قدر نمی­ فهمیم که < بِیَدِکَ الخَیر> اگر این را بفهمیم این دو با هم تعارض ندارند. ما حالا ربوبیّت او را شهود می­ کنیم ولی دیگر ” کَنود ” و سرکشی نخواهیم داشت.

بِیَدِکَ الخَیر یعنی: هم در دست توست و هم به واسطه­ دست توست. یعنی هم در اختیار توست و هرکس هم می­ خواهد برسد باید به وسیله­ تو برسد.

حالا این عشق تازه که در زندگی انسان می ­آید، یک زندگی تازه را هم پدید می­ آورد. پیش از آن انسان با غریزه­ هایش زندگی می­ کرد. گفت داشتیم زندگی­ مان را می ­کردیم، تا این قصّه عشق پدید آمد! گاهی می‌بینیم عشق تمام زندگی را تحت تأثیر قرار می­ دهد. عشق به خدا هم همین حالت را دارد. عشق حقیقی نه مجازی، به تعبیری در حقیقت یک تولّدی دوباره برای انسان می­ آورد،‌ انگار یک موتور تازه در وجودش روشن شده، انسان یک افق دید دیگری پیدا می ­کند، این انسان دیگر انسان طبیعی نیست،‌ انسانی کاملاً غیر طبیعی است!

حضرت علی(ع) یک جمله خیلی قشنگی دارند، می­ گوید که اهل دنیا وقتی به اهل آخرت نگاه می ­کنند می­ گویند این­ها قاطی کرده­ اند، ‌امکانات و شغل و پست و فلان را رها کرده ­اند و دنبال آخرت رفته­ اند، حضرت به این­ها می ­گوید نه، این­ها وجودشان با یک امر بزرگتری قاطی شده و یک چیز دیگری در وجودشان پیدا شده، یک چیزی که اهل دنیا از آن بی ­خبرند در وجود این­ها آمده به خاطر همین چیزهایی که برای آن­ها بزرگ بود، ‌برای این­ها کوچک شده و چیزهایی که برای آن­ها کوچک بود، برای این­ها بزرگ شده است.

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا