خانه » مقالات » آثار شاگردان استاد » شرح کتاب صراط (29)

شرح کتاب صراط (29)

هدایت و سرپرستی خداوند

عشق به خدا آرام ­آرام چه تغییری ایجاد می ­کند؟ این انسان یک انسان دیگری می ­شود و زندگی این انسان تغییر می ­کند و انگار انسان سوار یک کشتی تازه می ­شود. این­ها یک سرپرست پیدا می ­کنند و از تاریکی به سمت نور می ­روند و خدا آن کسانی که به او عشق دارند را سرپرستی می­ کند، مثل متولّی امام­زاده که به آن می­ رسد، به این­ها می ­رسد.

خداست که هدایت ­کننده است. آن­هایی که ایمان آورده ­اند را به سمت صراط مستقیم هدایت می ­کند. صراط مستقیم به راهی گفته می ­شود که وقتی در آن قرار گیریم دیگر انسان را می­ کشاند و می­ برد. سپس این انسان یک موجود تازه خواهد شد، وجودش متحول می ­شود، چه ­چیز در آن آمده؟ ایمان.

ایشان در صفحه­ 90 چند سؤال هم مطرح می ­کنند که در آینده توضیح می­ دهند.

ایمان

به بحث اول و دوم اشاره ­ای می­ کنیم. ایمان چیست؟ انسان بعد از یک دوره ­ای که وقتی مثل بقیه حیوانات زندگی کرد، یک­ جایی می ­ایستد، فکر می ­کند و راه ­هایی را پیش روی خود می ­بیند: خلق، ‌دنیا، هوا و هوس و … این­ها را می ­بیند. راه تازه ­ای جلوی خودش می ­بینید ‌و خدا را می ­پذیرد. اگر این پذیرش از حد ذهنی بیرون آمد و به احساس انسان رسید می ­شود: ایمان. پس ایمان همان احساس و عشق است، عشقی که پشتوانه ­اش شناخت است.

تعبیر قرآن این است که وقتی اعراب می ­گویند ایمان آوردیم به آن­ها گفته می ­شود نگویید ایمان آوردیم، بگویید اسلام آوردیم. ‌چه فرقی دارد؟ توضیح می­ دهد که ایمان هنوز در احساس و دل شما وارد نشده، ایمان هست ولی در حدّ پذیرش دین، ولی هنوز به احساس بدل نشده و وقتی شد بگویید ایمان آوردیم. ایمان حدّ قلبیِ دین است ولی اسلام حدّ ذهنیِ دین. در روایت هست که از حضرت پرسیدند آیا در ایمان حبّ و بغض هم هست؟ حضرت فرمود: < هَل الایمانُ إلا الحُبِّ و البُغض؟ > ایمان همان حب و بغض است منتها حب و بغضی که برخاسته از شناخت است. یک شناخت­ هایی در وجود انسان شکل گرفته و این­ها برای انسان عشق و نفرت آورده است.

مراحل ایمان

این عشق مراحلی دارد (پاسخ به سؤال دوم ) ایمان چه مراحلی دارد؟ عشق گاهی فقط در دل انسان است، این نمی ­تواند در این حد بماند، یا خشک می­ شود یا ریشه می­ دواند و پخش می­ شود و آرام ­آرام وجود انسان تحت تأثیر قرار می ­گیرد،‌ آرام ­آرام باید خودت را کنترل کنی چشمت، گوشت و … را کنترل کنی و همه وجودت را بگیرد. مؤمنی که به روح ­الایمان برسد اگر معصیتی انجام دهد آن روحیه از او جدا می ­شود،‌ اگر ریشه داشته باشد توبه می ­کند، پس در یک مرحله به روح ­الایمان می ­رسد. با فکر و ذکر و عمل و عبادت روح­ الایمان در وجود انسان پیدا می ­شود.

ذکر باید باشد به ویژه وقتی که انسان می­ خواهد به گناه بیفتد. به این ذکرها عمل کند که با پای عمل همه­ آن باورها در وجود انسان ریشه می ­دواند و از همین طریق به یقین می­ رسیم و یقین از طریق عبودیت می ­رسد. یقین بعد از عمل است.

پس فکر و ذکر و عمل و عبادت.

انسان به میزان زیاد شدن بارَش، باید ارتباطش هم زیاد شود. یک وقتی را بگذارد، اگر شب هم بیدار نمی ­شود، روز کاری بکند، در طول راه، در ماشین. بهانه نیاورد و توجیه نکند چرا که می ­شود و امکان آن وجود دارد. با فکر و ذکر و عمل و عبادت انسان آرام ­آرام رشد می کند و هر کاری با تمرین امکان ­پذیر است.

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا