خانه » مقالات » آثار شاگردان استاد » شرح کتاب صراط (4)

شرح کتاب صراط (4)

آداب خلوت

ادامه­ این بحث، بحث خلوت و توجه را می­ گویند که خیلی سخت است و اشاره کردیم. البته این را عرض کنم که هر خلوت وسکوتی خوب نیست، خیلی از سکوت­ها هرز رفتن وقت است. مثلاً آدم به فیلمی فکر می ­کند، در ذهنش با فلانی دعوا می ­کند، و یا حرف­های بی­ ربط دیروز را مرور می‌کند. خیلی اوقات سکوت ها هدر رفتن است.

مقصود از خلوت، خلوتی است که زمینه­ فکرهایی را فراهم کند، انسان به گذشته ­اش فکر کند که چه بوده است. از کجا آمده، تا الان چه هزینه­ هایی کرده است، چه­ قدر از وجود و عمرش خرج کرده است، به این­ها فکر کنم که در آینده چه کنم، چه مسیرهایی را باید بروم، این­ها چیزهایی است که باید به آن فکر کنم ولی وقت­ هایی برایش نگذاشته ­ام.

گاهی انسان در جمع هم می­ تواند خلوت و سکوتی داشته باشد. در حالت­های خودش، در رفتار خودش و همه­ ما به این خلوت­ها نیاز داریم و این خلوت­ها به کار آدم می ­آید. البتّه این خلوت­ها هم برنامه می ­خواهد. چند تا چیز هستند که باعث می ­شود آدم به این سو نرود. ایشان در این­جا بحث ­هایی دارند که شاید به نظر شما غیر عادی بیاید و شماها ندیده باشید. برخی از این حرف­ها مربوط به    دوره های خاصی است؛ دوره­ شور و عشق، دوره­ انقلاب، دوره ­های مبارزه­ مسلحانه، دوره ­هایی بود که اگر کسی می­ خواست به غار حرا برود و به خلوت خودش برود، می ­بایستی هزار حرف می ­شنید. به آدم اتهام درون­ گرایی می ­زدند حتی به آقای صفایی این حرف­ها را می ­زدند که در همین کتاب هم اشاره می­ کنند. طرف در بسیج است، در جهاد است و مشغول است، یک ­دفعه حرفی بی­ ربط و برخورد بی­ ربطی می­ کنند که او در خودش می­ رود، سرکار نمی ­آید، دل به کار نمی­ دهد. این برخورد خیلی از اوقات ضروری است. اصلاً این برخورد یعنی چه؟ یعنی آدم نیاز دارد قبلاً از این­که عمری برای کاری وقت بگذارد یک ­هفته فکر کند که اصلاً این کار ضرورت دارد؟ این کار، کار من است؟ اصلاً من باید این­جا باشم؟ مردان اجرا و آنانی که می­ خواهند جایی را اداره کنند، معمولاً این حالت­ها برای­شان قابل فهم نیست. بابا کارت را بکن! حالا إن­شاءالله یک موقعی فکرهایت را می­ کنی. در فضای اجرایی این حالت­ها برای آن آقایان سخت و سنگین بود، برای همین برخورد و دعوا پیش می ­آمد، ولی مگر می‌شود آدم خانه ­ای را بسازد و طرح و نقشه ­ای نداشته باشد؟ مگر می ­شود انسان در زندگی خودش حرکتی را شروع کند ولی اصلاً فکر نکرده باشد که به کجا می ­رود. مگر می ­شود قبول کنیم و بگوییم < راه ­رو که راه خود می ­گوید کجا برو! > آیا این حرفِ معقولی است؟

اول تفکّر، بعد حرکت

 می  ­شود فکر نکرده در چهارراهِ انتخاب، آدم یک راه را برود؟ ما می ­توانیم هزار کار بکنیم، هزار راه را هم انتخاب کنیم، مگر می­ شود بدون فکر و تعقّل رفت؟ بله، امّا آدم اسباب بازی دیگران می شود. آدم می­ تواند کار دیگران را راه بیندازد، ولی من تغییر نمی ­کنم، حرکتِ ارزش­مند، حرکتی است که انسان ها در آن حرکت رشد می­ کنند. عمل دینی، عملی است که نتیجه­ اش فقط در بیرون ظاهر نمی ­شود، در درون هم ظاهر می­ شود و ارزش عمل اسلامی به این است که هم آثار بیرونی داشته باشد و هم آثار درونی و ایجاد رشد کند.

در کتاب هم به مثال­ هایی اشاره کرده­ اند و در این تعبیرها حال و روز ما را می ­گویند و آیات قرآن را مطرح می­ کنند که خدا اهل کتاب را تهدید می ­کند که ما چهره ­هایشان را می ­پوشانیم، سیاه­شان می کنیم، معکوس­ شان می­ کنیم، تعبیرهایی که در خود قرآن (سوره نساء) است(4). ایشان می­ گوید انگار که حال و روز ما را می­ گوید، ما که به معکوس کاری دچار شده­ ایم، همه­ عالم وقتی می­ خواهند کاری کنند اول فکر می­ کنند، طرح می­ نویسند، برنامه ­ای دارند. همین مهندسانی که ساختمان­ های بزرگ و راه های عظیم را ایجاد می­ کنند، چند روزی در اتاقشان با قلم و کاغذ کار می­ کنند، می­ گویید مگر قرار نیست شما یک مجتمع مسکونی بسازید؟ می­ گوید: دارم می­ سازم! ولی فعلاً‌ کجاست؟ مشغول مطالعه است، زمین­ شناسیِ منطقه و … را مورد تحقیق قرار می­ دهد. یعنی این را نمی­ فهمیم که کارهای بزرگ یک فاز مطالعاتی دارد، یک فاز فکری دارد و طبیعتاً اگر این انجام نشد این کار، کار پخته ­ای نخواهد شد و اقدامی بدون پشتوانه است.

 نکته­ قشنگی که اشاره می­ کنند این است که می­ گویند وقتی از تو می ­پرسند، تو راحت جواب نده، راه حل می­ خواهند، اگر بلد نیستی، راحت بگو نمی­ دانم. ممکن است تو بگویی آن­ها هم انجام بدهند، آن­ها اجر ببرند و تو بمانی. تو گردنت را گذشته ای آن­ها هم رد شدند و تو مانده ­ای، خیلی از اوقات ما مذهبی ­ها به همین مبتلا می ­شویم، می ­گویی چه کار می ­کنی؟ می ­گوید با بچه­ ها کار می ­کنم، کلاس  گذاشته­ ایم، برنامه راه انداخته ­ایم ولی می ‌بینیم همین­ ها باعث شده رشد نکنیم و همین­جا بمانیم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[4] سوره­ نساء، آیه­ 47.

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا