خانه » مقالات » آثار شاگردان استاد » شرح کتاب صراط(35)

شرح کتاب صراط(35)

علائم ایمان

عبارت­ استاد این است: ” ایمان را با علامت  ­هایش می ­توان شناخت. مؤمن به امن می ­رس.د پس نه خوفی از آینده دارد و نه حزنی برگذشته و نه حیرتی در حال.

دید تازه از هستی در مواجهه با دین

 انسان اول یک چیزهایی را  می ­فهمد و به تعبیر قرآن بیّناتی می­ آید و همه چیز روشن می ­شود. ‌من تا قبل از آن داشتم زندگی ­ام را می ­کردم، این پیغمبر که آمد تازه فهمیدم من کجای کارم.

فهمیدم که بنده تا حالا فکر می ­کردم یک ­رده بالاتر از گاو هستم! حالا متوجّه شدم می­ توانم خلیفه خدا بر زمین باشم.

من تا حالا فکر می ­کردم از یک جایی آمدیم و می‌رویم به قبرستان و قصّه تمام می ­شود. حالا می ­فهمم وقتی می­ روم قبرستان، تازه اول عشق است.

با بینات انبیا هم درک من از خودم کاملاً‌ متفاوت می ­شود و هم درکم از مراحلی که پیش روی من است کاملاً فرق می­کند و هم درک کاملاً‌ متفاوتی از هستی و  هستی ­آفرین پیدا می ­کنم.

ظهور عشق

این درک متفاوت، علاقه ­ها و عشق ­های جدیدی هم می­ آورد.‌ حالا من می‌فهمم کسی هست که بیش از پدر و مادرم به من محبّت کرده است. همانطور که تا حالا به پدر و مادرم محبّت داشتم به او محبّت پیدا می ­کنم. عشقِ من تا حقوقم بوده که  سرِ ماه را می ­دهند، عشقم موقع امتحانات بوده که نمره ­­ام را اعلام می ­کنند. حالا عشق و علاقه به چیز دیگری پیدا می ­کنم، به روزی که قرار است نتایج را بدهند: “یَومُ الاخر” ایمان و عشقی به یک روز دیگری پیدا می ­کنم.

پس می ­بینید یک مجموعه دریافت ­ها و فهم ­ها منجر می ­شود به یک­ مجموعه گرایش ­ها وعشق­ ها. مؤمن به چنین انسانی می ­گوییم ‌که یک مجموعه دریافت ­ها و فهم ­هایی داشته و این مجموعه دریافت ­ها و فهم ­ها تبدیل به یک مجموعه گرایش ­ها و عشق ­ها شده است.

نگرشی نو بر ساختار زمان

 این دریافت­ ها و فهم ­ها انسان را به کجا رسانده است؟ این انسان فهمیده که در هر لحظه مکلّف است وظایفش را انجام دهد. دیگر مهم نیست در گذشته چه کار کرده بود. اگر خوب بوده الآن مسئولیتش این لحظه است، اگر هم بد بوده برگذشته ­ها استغفار می کند و باز مسئولیتش در این لحظه است.

نه می ­نشیند وغصّه­ گذشته را می ­خورد و نه حرص آینده را دارد. ‌چون اصلاً معلوم نیست به آینده برسم و اگر برسم هم در آن لحظه یک مسئولیتی و یک کاری دارم که باید انجام بدهم.

گذشته­ ها هم هر چه بوده، نقطه سرِ خط. اگر اشتباهی بوده استغفار می ­کنم و آماده­ این لحظه­ ام و اگر خوب بوده، خوبی ­های گذشته دلیل بر این نمی ­شود که الآن بخواهم که خراب­کاری انجام دهم.

دستیابی به امنیت و آرامش

پس این مؤمن به یک چیزی می‌رسد: ‌به امن، به آرامش: «لاخوفٌ عَلَیهم وَ لا هُم یَحزَنُون» نه ترسی از آینده دارند و نه غصّه­ ای بر گذشته. چون آینده چیز ترسناکی نیست، هر اتّفاقی بیفتد من یک چیز دارم و آن انجام کاری ا­ست که بر عهده ­ام است.

گذشته هم مهم نیست چه بوده، ‌غصّه ­خوردن ندارد، اگر بد هم بوده با استغفار شسته می ­شود و در رابطه با گذشته هم کاری نمی ­شود کرد. انسان عاقل کسی‌ است که برگذشته ­ها غصّه نمی ­خورد، لحظه ­های حال را از دست نمی­ دهد و از آینده هم نمی ­ترسد. چون آینده هم هر اتّفاقی بیفتد و لو مرگ، ‌یک لحظه ­ای­ست و یک انتخابی و یک حرکت تازه ­ای.

پس مؤمن این خصوصیت را دارد‌ که به یک امن و آرامشی می ­رسد، این امن و آرامش نتیجه آن فهم ها و دریافت­ها است. این توضیحاتی که دادم، فهم­ ­هایی بود که مؤمن به آن می ­رسد. می ­فهمد که انسان مکلّف به انجام وظیفه ­اش است، مهم نیست گذشته چه بوده، ‌مهم این­ است که الآن را از دست ندهم.

مهم نیست آینده چه پیش می ­آید، مهم این­ است که در آینده هم من کاری که وظیفه ­ام است، انجام دهم.

با این حالت، دیگر نگرانی ­ای از آینده وجود دارد؟ پیروز ­شوم یا شکست بخورم، ‌مهم نیست. ‌سوار شوم یا زمین بخورم، دیگر مهم نیست. در سواری مسئولیّت­ هایی هست‌ و در پیادگی هم مسئولیت­ هایی. با این تصوّر، ‌اصلاً معرکه­ های مختلف برای او مهم نخواهد‌ بود.

جمله ­ای منقول از رسول الله در سور­ه احقاف است که در ان تعبیر رسول خدا این­ است: «ما أدری ما یُفعَلُ بی وَ لا بِکُم » می­ فرماید: من نمی ­دانم با شما چه کار خواهند کرد،‌ با من چه­ کار خواهند کرد، «إن أتَّبِعُ إلا ما یُوحی إلیَّ »؛ من تنها کاری که می­ کنم این­ است که آن­چه را که به من وحی می­ شود انجام می­ دهم. دیگر مهم نیست با من چه کار می ­کنند و ‌با شما چه کار می ­کنند.‌ این­ها برایم اهمّیتی ندارد. ببینید، این وجود به یک امن و آرامشی می­ رسد که در آن نه از آینده ترسی می­ آید و نه گذشته غصّه­ ای.‌

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
Scroll to Top