خانه » مقالات » شرح و تبیین آثار استاد » شرح کتاب مسئولیت و سازندگی؛ قسمت نوزدهم

شرح کتاب مسئولیت و سازندگی؛ قسمت نوزدهم

 جهان­ بینی اسلامی.

نگاهی گذرا به مباحث بخش علمی نظام تربیتی اسلام

در ابتدای بحث تربیت اسلامی گفته شد که ما از تربیت اسلامی در دو بخش گفت ­وگو می ­کنیم: بخش بحث­های علمی و تحلیلی تربیت اسلامی، و بخش بحث­های عملی و کاربردی. در بخش علمی و تحلیلی گفته شد که نظام تربیتی اسلام یا روش تربیتی اسلام شش گام دارد که عبارتند از «تزکیه، تعلیم و تذکر» و «تدبر، تفکر و تعقل». همان­گونه که مشاهده می­ شود، عوامل و عناصر نظام و روش تربیتی اسلامی دو دسته هستند: یک دسته از آنها وظیفه مربی است که همان تزکیه، تعلیم و تذکر هستند، و دسته دیگر کار متربی است و او باید آنها را طی کند که همان تدبر، تفکر و تعقل می ­باشند.

گفتیم ویژگی این روش این است که با این روش می ­توانیم به شناخت­ها، عشق­ها و حرکت­هایی دست پیدا کنیم که این شناخت و عشق و حرکت، دقیقاً مبتنی بر مکانیزم حرکت انسان است. توضیح آنکه برای اینکه انسان به حرکت درآید، باید معرفتی داشته باشد؛ معرفتْ عشق انسان را جهت می ­دهد؛ و عشق جهت­ گرفته انسان، حرکت را به دنبال خود می ­آورد.

این روش تربیتی مبتنی بر مسخ انسان نیست؛ یعنی ما نمی ­خواهیم از هر راهی که بشود انسان را اصلاح کنیم، حتی اگر از اراده و انتخاب و تعقل و تفکر او استفاده نکنیم، و این در حالی است که خیلی­ها به همین راه می ­روند. خود ما هم وقتی در شلوغی بازار مسائل اجتماعی قرار می­ گیریم، خیلی وقت­ها به اینجا می ­رسیم که هر طور شده انسان­ها را مثلاً نمازخوان کنیم و پیش خودمان می گوئیم: نمازخوان بشوند، از هر راهی که شد، شد؛ فلانی اصلاح شود، آداب معاشرت یاد بگیرد، به هر شیوه ­ای که شد، شد. ولی روش اسلام این نیست. تأکید اساسی روش اسلام این است که خود انسان راه برود و مسخ نشود. چرا؟ چون تمام تلاشی که در این روش می ­شود و گام­هایی که برداشته می­ شود برای این است که زمینه آزادی و انتخاب انسان فراهم شود، که خداوند می ­فرماید: «إنا هدیناه السبیل إما شاکراً و إما کفوراً».[1] کاری که خدا و پیامبر خدا و اولیای خدا می­ کنند این است که راه را نشان دهند و انسان را تا سر راه برسانند، اما اینکه او چه می ­کند با خودش است، یا شکر می­ ورزد و دنبال این هدایت می­ رود و یا به این هدایت کفر می­ ورزد و راه خودش را می ­رود.

جهان­ بینی اسلامی

از اینجا بحث مرحله دوم نظام تربیتی اسلام شروع می ­شود و گفته می ­شود که انسان با انتخاب سیر عملیاتی و کاربردی این روش تربیتی می­ تواند به شناخت، جهان­ بینی و آرمان­های اسلامی برسد. در اینجا یک بحث روش شناخت وجود دارد که گفته شد چون این بحث تاریخچه روش­هایی است که انسان برای رسیدن به شناخت طی کرده است، دیگر به آن نمی­ پردازیم. اما گام دوم بخش مباحث عملی و کاربردی نظام تربیتی اسلام، جهان­ بینی اسلامی است.

شیوه صحیح استفاده از این بخش کتاب

این بحث بسیار مهم است، هم برای کار تربیتی با دیگران و هم برای خودمان. اگر بخواهیم آن کاری که تریبت اسلامی می ­خواهد با ما انجام دهد؛ یعنی اینکه ما را به سر دوراهی هدایت کند تا بتوانیم انتخاب کنیم و با اراده و انتخاب خودمان حرکت کنیم، انجام شود، باید این جهان­ بینی به درستی در وجود ما تحقق یابد. باید گام به گام با مباحث مطرح شده در این بخش حرکت کنیم و هنگامی که سؤالی مطرح می ­شود، خودمان فکر کنیم و با این سؤال حرکت کنیم، نه اینکه فقط اطلاعات کتاب را یاد بگیریم. اگر کسی روندی که این کتاب در بحث جهان ­بینی دارد را درست طی کند و با مطالب آن نه به عنوان یک مطلب روزنامه ­ای و نه به عنوان یک کتاب صرفاً علمی، بلکه به عنوان یک برنامه عملیاتی برخورد کند و این مراحل را خودش گام به گام طی کند، می ­تواند امیدوار باشد که آن جریان معرفتی که انسان را به حبّ اشدّ می­ رساند، در درون او نیز اتفاق بیفتد. البته اگر این­گونه عمل کنید، در کنار اینکه آن جریان در وجود شما محقق می ­شود، اطلاعات زیادتری هم به­ دست خواهید آورد.

تعریف جهان­ بینی

هر کس در گذشته در این جهان زندگی کرده، یا امروز دارد در آن زندگی می­ کند و یا بعدها خواهد آمد و زندگی خواهد کرد، به مجموعه­ ای که در این هستی با آن مرتبط است و چیزهایی که دارد با چشم می­ بیند ـ درخت، آب، کوه، درختی که شکوفه می­ کند، دانه­ای که می­ روید و دیگر پدیده ­ها ـ نگرشی دارد. حتی بی­ سوادترین و بی­ توجه­ترین افراد هم برای خودش یک نگرشی دارد. نگرش داشتن به این معنا است که در رابطه با اینکه این گیاه چگونه می­ روید و این هستی چگونه دارد می ­چرخد یک توضیحی، توجیهی و تحلیلی دارد. ساده ترین این نگرش­ها چیزی شبیه گفت­ وگوی پیامبر با آن پیرزن است که چرخ نخ­ریسی­اش را رها می­ کند و می ­گوید همان­طور که وقتی من دستم را برداشتم این چرخ ایستاد، این هستی هم کسی را دارد که دارد آن را می ­چرخاند و اگر دستش را بردارد، چرخ هستی می ­ایستد.

برای این نوع نگرش تعبیرها و عنوان­های مختلفی به کار برده ­اند: در دوره­ای آن را «عقائد» می­ نامیدند، در مقطعی برای آن اصطلاح «کلام» به کار برده شده است، در مقطعی به آن گفته­اند «اصول دین»، در مقطعی از زمان به آن گفته شده «جهان ­بینی» و در یک مقطع تاریخی و با تسامحی به آن عنوان «ایدئولوژی» اطلاق شده است. همه اینها تعبیرهای یکسانی از یک محتوا هستند.

تفاوت اصطلاح جهان­بینی با عقائد و کلام و ایدئولوژی و اینها این است که این اصطلاح جهت­ گیری خاصی ندارد؛ یعنی مفهوم عامی است که نگرش به جهان را نشان می­ دهد. هر کسی نسبت به جهان، بینشی دارد که از آن به جهان­ بینی تعبیر می ­شود که در اوایل انقلاب کاربرد زیادی داشت، اما آرام آرام این کاربرد کمتر شد.

مسائل و ارکان جهان ­بینی

اکنون باید دید مسائل اصلی که باید در این جهان­ بینی به آن بینش پیدا کنیم و به آنها پاسخ بدهیم چیست؛ یعنی جهان­ بینی در واقع به مسائل اصلی­اش تعریف می­ شود نه به «بینش به جهان» که تنها یک تعریف لغوی است. توجه به این نکته تأثیر زیادی در فهم جهان­ بینی دارد. در جهان­ بینی باید به سه مسئله اساسی پاسخ داده شود: انسان، هستی و نقش و جایگاه انسان در هستی.

معیارهای تشخیص جهان ­بینی درست

ایشان گفته است که ما در بحث جهان­ بینی نیاز به معیارهایی داریم. پرسش این است که این نیاز به معیار از کجا برخاسته است؟ ایشان پاسخ این سؤال را با تعدد جهان­ بینی­ها توضیح می­ دهد. شما وقتی وارد یک بازار می شوید که نمونه­ های متنوعی و گوناگونی از آن کالایی که شما می­ خواهید در آن وجود دارد چگونه می­ توانید با این شلوغی و تنوع بسیار در کمترین زمان ممکن به خواسته خودتان برسید؟ این امر تنها زمانی ممکن است که شما برای خودتان ملاک و معیاری داشته باشید. برای مثال وقتی شما با یک ملاک به بازارِ لوازم خانگی می ­روید و مثلاً نخستین ملاکتان این است که در این شلوغی انواع لوازم، آن چیزی را می­ خواهید که نیاز شما را برطرف کند. بنابراین در گام نخست باید نیازتان را معلوم کنید. ملاک دومتان نیز این است که مثلاً شما یخچالی با این ویژگی­ها می­ خواهید و بنابراین دیگر دنبال همه چیز نمی­ گردید. برای مثال سقف قیمتی که در نظر شما است، اندازه­ای که می­ خواهید و …اینها معیارند، اینها کار خرید شما را راحت می­ کنند و سبب می شود که دیگر سردرگم نشوید. در این صورت دیگر شما همه یخچال­های موجود در بازار را بررسی نمی­ کنید تا بعد بخواهید انتخاب کنید.

در عرصه جهان­ بینی هم این­گونه است. خیلی­هایمان فکر می کنیم وقتی که می­ خواهیم برای خودمان جهان ­بینی انتخاب کنیم، باید برویم و تمام جهان ­بینی­های موجود را از ابتدا تا انتها به خوبی بخوانیم و دریابیم، و بعد بنشینیم و این جهان­ بینی­ها را با هم مقایسه کنیم تا در نهایت یکی را انتخاب کنیم. بعد با خودمان می­ گوئیم ما که فرصت نداریم برویم و ببینیم مسیحیت چه می­ گوید، آن هم با شکل­ها و فرقه­ های مختلفش، یهودیت چه می گوید، مادی­ها چه می­ گویند، بودیسم چه می­ گوید، آیین زردشت چه می گوید. حتی اگر بتوانیم همه آنها را مطالعه کنیم، در مقام مقایسه با چه معیاری می­ خواهیم یکی از اینها را انتخاب کنیم.

ایشان توضیح می­دهد که چون جهان­ بینی­ها متعدد است و نگرش­های بسیاری به جهان وجود دارد، ما باید با کلیدها، میزان­ها و روش­هایی همراه شویم. آن کلیدها میزان­هایی به دست ما می­ دهد که مانند یک ویژگی خاص لباس که در یک مغازه لباس­فروشی با تنوع­های بسیار کار ما را راحت می­ کند و مشکل انتخابمان را حل می­ کند، عمل می­کند؛ یعنی مثلاً وقتی به سراغ اندیشه مسیحیت، اندیشه یهودیت، یا عرفان هند می­ روید یک ملاکی  دارید و یک معیاری در دستتان است. در این صورت پس از آنکه کلیاتی از این اندیشه را دانستید، بررسی می­ کنید که آیا این اندیشه با معیارتان سازگار است یا خیر؟ اگر این دو با هم سازگار بودند که این جهان­ بینی انتخاب می ­شود و اگر سازگار نباشند کنار گذاشته می­ شود.

 

 قسمت بعدی


[1] . انسان:3.

 

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا