خانه » سخنرانی شاگردان » فکر و ذکر، مقوّم حقیقت انسانی(1)

فکر و ذکر، مقوّم حقیقت انسانی(1)

سخنرانی شب هشتم محرم.


چکیده سخنرانی:

«فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَهُ أُعِدَّتْ لِلْکَافِرِینَ»

 از آن آتشى که سوختش مردمان و سنگها هستند و براى کافران آماده شده، بپرهیزید.

در این آیه، خدا همه مؤمنان را امر می‌کند که اولا خودتان و ثانیاً خانواده‌تان را از آتش جهنم حفظ کنید؛

آتشی که سوختش خود انسان و سنگ‌ها هستند.

اولین وظیفه ما در این عالم، حفظ خودمان است. حفظ خود حتی بر حفظ خانواده هم مقدم است. اینکه آیه اول می‌گوید: «خودتان»، یعنی اینکه حق نداریم به خاطر خانواده، خودمان را جهنمی کنیم.

اکنون سؤال اینجا است که چگونه جهنمی نشویم؟

مدل قرآن برای حفظ از جهنم، در این آمده که یاران پیامبر را توصیف می‌کند:

«َمَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجِیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ»

 «وصف آنان در انجیل مانند بذری است که جوانه خود را برآورده و آن را نیرومند ساخته تا ستبر شده و بر ساقه هایش [به گونه اى ] ایستاده که کشاورزان را به شگفت مى آورد.»

یک گیاه در بستر و زمینه مناسب مثل خاک مناسب رشد می‌کند. بستر مناسب، معرفت است. این گیاه برای آن که بتواند در برابر طوفان‌ها مقاومت کند، نیاز به ریشه‌های محکم دارد که احساسات هستند. ساقه‌های درخت هم اعمال‌اند.

بنابراین اولین عامل برای حفظ از جهنم، معرفت است و عامل دوم ریشه های عاطفی عمیق‌اند.

استاد صفایی می‌گفت آنچه بینش را به عمل پیوند می‌زند، احساس و عاطفه است.

از جمله آفت‌هایی که به آگاهی ضربه می‌زند، جهل است. نیّت خوب برای عمل کافی نیست؛ عمل هم باید درست انجام شود.

منظور از معرفت رشته‌های علمی مانند شیمی و فیزیک و .. نیست؛ بلکه علمی است که کسی هم که تحصیلات آکادمی ندارد، می‌تواند به آن دست پیدا کند.

جهل به دلیل نبود تفکر پیش می‌آید. انسان هرچه بیشتر فکر کند، معرفتش هم بیشتر خواهد شد: در روایت داریم که: «کان اکثر عبادۀ ابی‌ذر التفکر»؛ بیشترین عبادت ابوذر تفکر بود.

موضوع تفکر این باید باشد که ما برای چه به این عالَم آمده‌ایم و قرار است چه بشویم.

آفت دومِ علم، غفلت است.  دلیل غفلت هم این است که ما اهل ذکر نیستیم.

 خدا  در قرآن علت تهی‌شدن آدم‌ها از درون و فاصله‌گرفتن‌شان از انسانیت را دو چیز می‌داند: یکی نبودن فکر و و دیگری نبودن ذکر:

«إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ لآیَاتٍ لِّأُوْلِی الألْبَابِ الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ»

«مسلماً در آفرینش آسمانها و زمین، و در پى یکدیگر آمدن شب و روز، براى خردمندان نشانه‏هایى [قانع کننده‏] است. همانان که خدا را [در همه احوال‏] ایستاده و نشسته، و به پهلو آرمیده یاد مى‏کنند، و در آفرینش آسمانها و زمین مى‏اندیشند.»

ذکر برای این است که دانسته‌های پیشین‌مان دچار فراموشی نشوند و فکر برای اینکه به آگاهی‌های جدید برسیم.

اگر انسان‌ها اهل فکر و ذکر نشدند، تدریجا از درون سبک و پوک می‌شوند؛ چون آگاهی جدیدی حاصل نشده و آگاهی‌های قدیم هم از بین رفته‌اند.

پوک‌شدن و سبک‌شدن آدم‌ها در درون، علامتهایی دارد:

یکی از آنها این است که آدم‌هایی که از درون پوک می‌شوند، از بیرون اطاعت می‌پذیرند:

«فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ کَانُوا قَوْمًا فَاسِقِینَ»؛ فرعون قوم خودش را کوچک و سبک کرد. به همین دلیل آنها از او اطاعت کردند.

این مسأله در جامعه ما در حال گسترش است و آن قدر تدریجی است که ابتدا متوجه نمی‌شویم و بعد از سالها می‌فهمیم که دیگر آن آدم ده سال پیش نیستیم.

نمونه آن مدگرایی است که در آن، من حتی به دغدغه‌های زیبایی شناختی خودم نگاه نمی‌کنم و در نظر نمی‌گیرم که خودم چه جیزی را دوست دارم و چه چیزی را دوست ندارم. تنها نگاه می‌کنم ببینم چه چیزی مد است.


0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا