خانه » مقالات » اقتباس از آثار استاد » مدیریت انسان از منظر دین- قسمت ششم

مدیریت انسان از منظر دین- قسمت ششم

ساختار بحث را در اینجا ببینید.

مراحل  شناخت انسان

برای اینکه هدف و آرمان زندگی انسان روشن گردد. این أمر، مستلزم کشف و شناسایی استعداد و دارایی های انسان می باشد. برای این شناسایی ، به روایتی از رسول مکرم اسلام «ص» می پردازیم:

رسول گرامی(ص) در روایتی ،  انسان را تشبیه به یک معدن نموده است :

«الناس معادن کمعدنِ الذهب والفضّه»

انسان مانند یک معدن می باشد ، مثل معدن طلا و نقره.

یک مختصص معدن شناس می داند که در برخورد با یک معدن چهار مرحله را باید طی کند تا بتواند از آن بهره مند شود:

1-کشف  2-استخراج  3-شکل دادن  4- مصرف (مدیریت).

بعنوان مثال، یک معدن شناس وقتی معدن آهن را شناسایی می کند، در مرحله ی اول، آن را کشف کرده است که چه معدنی است. در مرحله ی دوم با حرارت دادن، خالصی ها را از ناخالصی ها جدا می کند. و به تعبیر دیگر، آن ها را از یکدیگر تصفیه و آزاد می کند. و در مرحله ی سوم آن ها را وارد کارخانه می کند، و به شکل دلخواه در می آورد مثلاً به شکل ماشین.. و در مرحله ی چهارم ، خریدار و مصرف کننده با خرید آن، هر  طور که مایل باشد آن را مصرف و مدیریت می کند. داستان، در مورد انسان هم این گونه  است. انسان هم چهار مرحله را باید برای مدیریت استعدادهایش طی کند:

1-کشف ( شناسایی استعددها)

 2-استخراج (تصفیه و  آزادی) 

3-شکل گرفتن( آزادی از آزادی و یا عبودیت)

4-مصرف (مدیریت و رهبری استعدادها ) 

 

مرحله ی اول : کشف استعدادها

از وسایلی که در یک اتاق چیده شده است ،کشف می کنیم این اتاق برای چیست. و برای چه بنا گردیده . آیا اتاق خواب یا اتاق نشیمن و یا اتاق آشپزخانه است؟  از وسایل و امکاناتی که در این اتاق ها به کار رفته است نوع اتاق معلوم می گردد. همچنین از استعدادها و نیروهای انسان هم می توان کشف کرد که او برای چیست؟ و برای چه هدفی آفریده شده است؟

برای کشف و شناخت انسان ،نیازمند به سه کلید می باشیم:                                                                               

1-تفکر در خلقت و آفرینش انسان

2-تفکر در استعدادها و امکانات انسان

3-تفکر در مقدار و کمیت استعدادها 

چون مسأله ی تفکر امر بسیار مهمی است، قبل از این که، آن سه کلید را توضیح دهیم به بحث اصل تفکر و شرایط و زمینه های آن می پردازیم:

مفهوم  تفکر:

تفکر ، یعنی از معلومات به مجهولات پی برد. انسان وقتی از طریق تدبر و مطالعه ، اطلاعات و معلوماتی بدست می آورد ، پس از کاویدن در آن ، مجهولاتش را روشن می کند و نتیجه گیریهای عظیمی برایش حاصل می شود . با تفکر ، انسان به شناخت خویش و شناخت هستی و شناخت دنیا و شناخت الله و شناخت روش زندگی و مرگ پی می برد. و با تفکر ، استعدادها و سرمایه های انسان مشخص می گردد. و همین است نقش تفکر در سازندگی و رشد انسان نقش اول را دارد. و لذا چون تفکر نقش اول را در مدیریت زندگی داراست به بعضی از آیات و روابات در مورد آن می پردازیم:

در قرآن کریم می فرماید: :« «قُلْ انَّمَا اعِظُکُمْ بِوَاحِدَهٍ انْ تَقُومُوا للَّهِ مَثْنَى وَ فُرَادَى‏ ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا» یعنی ای پیامبر(ص) بگو شما را به یک چیز سفارش می کنم تنهایی یا بصورت اجتماع ، قیام کنید و سپس تفکر کنید. رسول خدا(ص) یک پند داده که براى خدا قیام کنید، به پا بایستید، آزاد شوید و سپس تفکر کنید.

و در آیه ی دیگر در چه چیزی تفکر کردن را روشن نموده :  أَوَلَمْ یَتَفَکَّرُوا فی‏ أَنْفُسِهِم‏ . آیا در خودشان به تفکّر نپرداخته‏اند.

در بعضی از روایات آمده تفکر ساعه خیر من‏ عباده سبعین‏ سنه یک ساعت تفکر،  برتر از هفتاد سال عبادت است.

سلمان آن صحابی گرانقدر رسول الله(ص) از مرحله ی کفر به مرحله ی ایمان رسید، یعنی از سیر تفکراتش توانست به ریسمان حق چنگ بزند و حقایق را کشف کند و یا از رسول الله (ص) در مورد ابوذر، صحابه ی دیگر رسول  “ص”گرامی روایت شده : «اکثر العباده اباذر التفکر» بیشترین عبادت اباذر تفکرکردن بود.

پس تفکر، شروع کار است. ولى این تفکّر احتیاج به آزادى دارد، احتیاج به قیام دارد و این قیام، غیر از قیام مسلحانه است؛ چون آن قیام، بعد از تفکر است نه قبل از تفکر. رسول مى‏گوید: قیام کنید، بعد بنشینید و فکر کنید. این قیام بر پا ایستادن و حرکت کردن انسان است؛ چه در تنهایى و چه در جمع؛ که تنهایى هم عذر ماندن نیست؛ چون هر کار و راهى که شروع شده، ابتدا کسى نبوده است. این گام‏هاى استوار بودند که در دل صخره‏ها، راه‏ها را نقش زدند و ایجاد کردند. این گام‏هاى تنها بودند که جمعیت‏ها را به وجود آوردند که نسل‏ها از نطفه‏ها شروع مى‏شوند.

شروع از اینجاست و شروع از «آزادى» انسان است. حال چگونه آزاد شویم؟ از چه چیزهایى آزاد شویم؟ این سؤال‏هایى است که باید مطرح شوند و مذهب جواب آنها را نیز دارد. کسانى‏که این گونه شروع مى‏کنند، مى‏توانند از قرآن برداشت داشته باشند. پس از آنکه آزادى به وجود آمد و شکل‏هاى آن مشخص شد، این سؤال مطرح است که من چگونه فکر کنم؟ در چه چیزهایى فکر کنم؟ نقطه آغاز «تفکر» من چه باشد؟ منابع فکرى من کدام باشند؟ آیا در تجربه‏هایم تفکر کنم؟ یا در شناخت‏هاى بلاواسطه‏ام؟

آیه «اوَلَمْ یَتَفَکَّرُوا فِى انْفُسِهِمْ»  نشان مى‏دهد که تفکر در انسان و در ادراکات بدون واسطه اوست. اگر چه این شناخت از خود انسان شروع مى‏شود، ولى در خود او حبس نمى‏شود و حالت درون‏گرایى به وجود نمى‏آید.

پس دین و انسان از تفکر آغاز می گردد و به شناخت ها (جهان بینی ) و آرمان ها (ایدئولوژی) می رسند و براساس این دو اصل معرفتی و عقیدتی به نظام ها ( نظام تربیتی ، نظام اخلاقی ، نظام اجتماعی ، نظام حکومتی ، نظام اقتصادی ،  نظام قضایی و …) و احکام ( احکام عبادی ، اخلاقی و حقوقی) رو می آورد.

کلید های تفکر:

ما در مباحث گذشته در مسأله ی تفکر، به نیازهای تفکر یعنی به تدبر(مطالعه ی انفس و مطالعه ی آفاق و مطالعه ی کُتب) و به روش فکر کردن (آزادی ، آموزش و یادآوری) و شکل فکری(منطق صوری) بطور مبسوط پرداختیم. و اما کلید های تفکر:

کلید اول: تفکر در خلقت انسان

کلید دوم: تفکر در استعدادهای انسان

کلید سوم: تفکر در مقدار استعدادهای انسان

قسمت بعدی



 

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
Scroll to Top