خانه » مقالات » بررسی نظام فکری استاد » مروری بر کتاب «نگاهی به تاریخ معاصر ایران»

مروری بر کتاب «نگاهی به تاریخ معاصر ایران»

توضیح:

نوشته زیر، مروری بر کتاب «نگاهی به تاریخ معاصر ایران»، نوشته استاد علی صفایی حائری است که توسط ناشر آثار استاد ، انتشارات لیله‌القدر، به عنوان مقدمه این کتاب منتشر شده است.

این دست نوشته که در باره تاریخ معاصر ایران است، حکایت از دغدغه ‏هاى استاد در آن سال‏ها مى ‏کند که نه به شکلى اساسى بیانگر تاریخ معاصر ایران است و نه نقد و بررسى کاملى از وضعیت تاریخ معاصر کشورمان، لذا نمى ‏توان از آن توقع ارائه مطالب تاریخى و یا ناگفته ‏هاى تاریخ را داشت.

1) آنچه ایشان را به نوشتن این مجموعه دعوت کرده است همانا طرح و تطبیق دیدگاه و طرح مبانى برخاسته از اعتقاد دینى اوست که در کتاب «درسهایى از انقلاب» به طور مبسوط آورده‏ اند.

در نظر ایشان انقلاب اسلامى و اساساً هر حرکتى که مى ‏خواهد موفق باشد باید سه مرحله انتظار و تقیه و قیام را داشته باشد وگرنه با شکست روبرو خواهد شد.

– انتظار، آمادگى است که به شهادت و تقدیر و تنظیم مى ‏رسد …[1]– تقیّه، پنهانکارى و نفوذ در دشمن است.[2]– با این دو گام قیام تحقق مى‏ یابد.

این نوشته در واقع تطبیق این دیدگاه است و سه کتاب «میراث خوار استعمار[3]»، «مأموریت براى وطنم‏[4]» و کتاب «ما و استعمار[5]» زمینه این تطبیق را فراهم مى ‏آورند و اطلاعات لازم را در اختیار استاد قرار مى ‏دهند.

2) آنچه که این نوشته را از کتاب‏هاى تاریخ معاصر و یا نقد و بررسى تاریخ معاصر ایران جدا مى ‏کند این است که ایشان هیچ تلاشى ندارند تا اطلاعاتى از زوایاى تاریک و پنهان تاریخ معاصر به خواننده بدهند، حتى ایشان تلاشى هم ندارند تا برداشت یک تاریخ نویس را در فهم یک حادثه تاریخى مثل مشروطه یا نهضت نفت و با حوادث کوچک و بزرگ دیگر تاریخ معاصر ایران را مورد نقادى قرار دهند آن گونه که جریان ‏هاى مختلف فکرى و سیاسى علیه یکدیگر انجام مى ‏دهند و یک شخصیت تاریخى را سمبل وابستگى و خیانت و دیگرى، هم او را سمبل مقاومت و مبارزه مى ‏شناسند، لذا خواننده اصلًا نباید انتظار آن را داشته باشد که اطلاعات ناشنیده‏ اى از حوادث تاریخ معاصر به دست آورد.

3) در این نوشته استاد تلاش مى ‏کند تا معیارهایى براى نقادى عملکردها ارایه کند.

در واقع مى ‏توان ادعا کرد که این نوشته بیشتر به دنبال آن است که معیارهایى را براى نقادى عملکردها در طول تاریخ ارایه کند همانطور که مى ‏توانیم این نوشته را روش نقد رهبران تاریخ معاصر ایران بدانیم.

با این معیار که «ما باید حق را از حق و براى حق بخواهیم و اینقدر بیدار باشیم که حق ما طعمه باطل نگردد و قدرت‏هاى استعمارى از آن تغذیه‏

نکنند»، فعالیت‏هاى اصلاحى سید جمال و دیگر روشنفکران اصلاح طلب را نقادى مى‏ کنند و اینکه تنها نیت پاک داشتن کافى نیست بلکه باید پیش از خراب کردن، وسائل آباد کردن را در دست داشت، با داشتن نیروهاى خارجى و نفرات احساساتى و … نتیجه به کام انگلیس است و تجزیه عثمانى و استعمار ایران. ایشان موضع سید جمال و مجاهدین شیعى را در این مى ‏دانند که هدف خود را در نقشه دشمن مى‏ جستند و با پاى او مقصد خود را مى ‏طلبیدند در حالى که قرآن آنها را پیش از این از تکیه کردن بر دشمن بر حذر داشته بود.

اینکه «براى مبارزه، به نیروى انسانى نیازمندیم و براى تهیه نیرو باید به افراد آگاهى و شخصیت داد و سپس این شخصیت‏هاى آگاه را به وحدت رسانید» معیار دیگرى است که مطرح مى ‏کنند و براى به وحدت رساندن و شخصیت دادن نیز باید آنان را با هدف‏هاى کلان و بزرگ حکومت دینى آشنا کرد. علاوه بر نیروى انسانى، براى مبارزه به نیرو و مهمات نیاز است که باید آن را مبارزان خود تهیه کند نه این که از دشمن وام بگیرد، اتکاء باید به قدرت داخلى باشد

امیر کبیر با تمامى امکاناتى که در کشور فراهم کرده بود و حتى با وجود سازمان جاسوسى دقیق و ریشه دار، از این امر غافل بود که نه توجهى به آینده داشت و براى خود همفکر و همدستى تهیه کرده بود و نه اعتنایى به نفود دشمن در داخل ایران و حتى در داخل کاخ داشت و این دو غفلت‏

باعث شد که او شکست بخورد و این نه از قدرت دشمن که از ضعف امیر بود.

4) یک رهبر انقلابى باید براى حرکت خود طرحى داشته باشد تا بداند در هر حادثه ‏اى چه مى ‏خواهد و چگونه باید آن را اجرا کند و نقشه کار براى اهداف خود را داشته باشد تا در نقشه دیگران واقع نشود و بعد از تخریب وضعیت موجود بداند که به عنوان طرح بدیل و جایگزین چه چیزى را مى ‏خواهد جایگزین وضع فعلى کند تا دیگران به جاى او طرح ندهند و او را تبدیل به نردبانى براى رسیدن به اهداف خود نکنند.

ایشان با دادن چنین معیارهایى مجموعه حرکت‏هاى شکل گرفته در دوران رضاخان، بعد از جنگ جهانى دوم، رقابت نیروهاى استعمارى و چگونگى ورود آمریکا به ایران، حرکت ضد انگلیسى مصدق، ورود کمونیزم به ایران و حتى جریان اصلاحات ارضى و مبارزات روحانیت و شکل ‏گیرى مجاهدین و فدائیان خلق را مورد بررسى قرار مى ‏دهد و در انتها از تبدیل حرکت ‏هاى استعمارى به شکل‏هاى جدید (امپریالیسم) و طرح‏هاى نوى امپریالیستى در ایران سخن مى‏ گوید.

به عقیده استاد با شرایطى که براى ایران پیش آمده بیش از هر چیز این جامعه از درون پوک شده. ایرانى به یک رهبر نیاز دارد؛ رهبرى مدیر و قدرتمند که چشمش به توان داخلى باشد و نه به قدرت دشمن و قدرت خود را در اتکاء به نیروهاى آگاه و با شخصیت و به وحدت رسیده داخلى معطوف کند و نه به قدرت‏هاى خارجى اما او به خوبى مى‏ داند که وجود رهبر به تنهایى کافى نیست بلکه رهبر باید با دو عنصر مهم همراه شود اول آن که براى تغییر وضعیت موجود طرح و برنامه جایگزین داشته باشد و دوم نیز براى اجراى طرح خود باید عِده و عُده فراهم کند هم باید نیروها و نفرات کارآمد داشته باشد تا جریان طرح‏ هاى او و جایگزینان لایق خود او باشند و هم امکاناتى که بتواند با آنها بر دشمن فائق آید.

در پایان راحت ‏تر مى‏ توان گفت که خواننده در این نوشته بیش از آن که با تاریخ معاصر ایران آشنا شود به زاویه دیدى مى‏ رسد که هم بتواند شرایط یک کشور را اعم از داخلى و خارجى بهتر تصویر کند و هم معیارى داشته باشد تا بداند که براى تحول در یک جامعه چه نیازمندى ‏هایى دارد و باید چه کند؟



[1] درسهایى از انقلاب، دفتر اول: انتظار، صص 73- 78.

[2] درسهایى از انقلاب، دفتر دوم: تقیّه .

[3] میراث خوار استعمار، دکتر مهدى بهار، چاپ اول، مهر ماه 1344 ش. کتابى است بسیارخواندنى که اطلاعات آن همچنان ارزشمند است. ناشر .

[4] مأموریت براى وطنم، محمد رضا پهلوى؛ شاه مخلوع ایران از سال 1320 تا 1357 ..

[5] « ما و استعمار»، سرهنگ زرهى ستاد ناصر فربد، ابتدا در دى ماه سال 1342 ش. به همین نام و سپس در چاپ دوم به نام سرنوشت استعمار در ایران منتشر شد. این کتاب ابتدا طى تحصیل مؤلف در مدارس نظامى آمریکا با مراجعه به آرشیوهاى غنى آن کشور به زبان انگلیسى نوشته شد و بعداً توسط خود ایشان ترجمه و توسط چاپخانه ارتش شاهنشاهى به چاپ رسیده است. کتابى است خواندنى که با توجه به اسناد و مدارک خارجى ‏ها و توسط سرهنگى نوشته مى ‏شود که هم دوره رضا خانى را درک کرده و هم دوره محمد رضا شاه را و البته بعد از پیروزى انقلاب با عنوان سرلشگر در ارتش جمهورى اسلامى ایران خدمت کرده‏ اند. نوشته اخیر ایشان «نقش ارتش در تحولات تاریخى ایران» است که در سال 1383 ش. توسط انتشارات کومش به چاپ رسیده است. ناشر .

0 0 رأی
رأی دهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا