خانه » خاطرات » مشورت

مشورت

یکی از رفقا جهت مشکلی در زندگی‌اش از حاج آقا مشورت می‌خواست. بعد از اینکه موضوع مطرح شد، حاج آقا راه‌حلی ارائه کرد و بعد از اتمام صحبت‌ها از او نظر خواسته و پرسید:

-‌خب، حالا چه کار می‌خ.ای بکنی؟

از آنجایی که خود حاج آقا هم می‌توانست در جریان مؤثر باشد، دوست‌مان پاسخ داد:

-‌حاج آقا اختیار ما دست شماست، هر تصمیمی بگیرید تصمیم ماست.

حاج شیخ با ناراحتی و تغیُّر به او گفت:

-‌یعنی چی که اختیار شما دست منه؟ مگه خودتون عقل ندارید، قدرت تصمیم گیری ندارید؟ شما از من مشورت خواستید من هم مشورت دادم. این معنیش این نیست که آخر کار افسار کار رو به دست من بدی که حالا هر چه شما بگی.

مشورت اینه که تو اطلاعاتی را از چند نفر به دست بیاری و آخر کار خودت با جمع‌بندی و مقایسه بین اون‌ها بهترینش رو انتخاب کنی.

یعنی آخرالامر این تو هستی که تصمیم می‌گیری نه کس دیگه.

 

مشورت چشم خویش را کور کردن نیستبلکه از چراغ‌ها و نورهای دیگر بهره‌گرفتن است. آنها که ترازوی خود را گرفتار می‌شناسند می‌توانند با ترازوهای آزاده مرتبط شوند و از آنها بهره بگیرند.( مسئولیت و سازندگی، ص 87 ).

مشورت فقط جمع‌آوری نظریات این و آن نیست که اساس مشورت به دست آوردن اطلاعات و جمع بندی و مقایسه نقدها می‌تواند باشد. (روابط متکامل زن و مرد، ص 19 ).

0 0 رأی
رأی دهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
Shopping Cart
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا