خانه » مصاحبه » سیر مطالعاتی آثار استاد صفایی » مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین فلسفیان

مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین فلسفیان

 آنچه در ذیل می آید دومین مصاحبه از سری گفتگوها با اساتید محترم و شاگردان استاد پیرامون آثار ایشان و سیر مطالعاتی آنها می باشد که در آن حجه الاسلام و المسلمین فلسفیان،  سؤالات ما را سامان داده و اولویت بندی کرده اند و سپس به صورت مکتوب به آنها پاسخ گفته اند. جا دارد از تلاش و همکاری ایشان در این زمینه قدردانی کنیم.

لازم به ذکر است مطالب هر یک از این گفتگوها نظر اساتید محترم است و نه نظر سایت و جمع بندی و اعلام نظر نهایی را انشاءلله پس از اتمام مصاحبه ها رسما اعلام خواهیم کرد.(جمع بندی را از اینجا ببینید)

 

مقدمه:

کتابهای استاد مانند خود ایشان تاریخ پر رمز و رازی را پشت سر گذاشته اند و اکنون بعد از رحلت استاد وارد مرحله تازه ای شده اند. البته این مسأْله از نگاه نافذ ایشان مخفی نبود و می فرمود من خود مانع نوشته هایم هستم. بعد از من حرف ها بهتر مطرح می شود و طالب پیدا می کند. و چنین شد و اکنون شاهد استقبال سیل عظیمی از نسل تحصیل کرده حوزوی و دانشگاهی و بسیاری دیگر از اقشار مردم هستیم. این استقبال با اینکه بسیار پسندیده و نیکوست، آفات و سختی ها و مشکلاتی را هم خواهد داشت که جا دارد به هر دو حوزه آفات و مشکلات توجه جدی شود.

سختی ها و مشکلات را تا اندازه ای که در توان دوستان باشد می شود سر و سامان داد و به پرسش هایی که مطرح شده پاسخ گفت و آماده سؤالات جدید نیز بود.

از جمله پرسش های مطرح شده از طرف دوستان بر اساس نظم و نسقی که بین خود سؤال ها باید باشد عباتند از :

1 – شناسنامه کتاب ها

2 – کمیت کتاب ها و محتوا و موضوعات کلی مطرح شده

 3 -کیفت و سبک و ویژگی ساختاری کتاب ها

4 – فلسفه تألیف کتابها و انگیزه استاد از نوشته ها

5- چگونگی آشنایی با کلیت اندیشه استاد

6 – چگونگی سیر مطالعاتی کتاب ها

7 –  نحوه مطالعه کتابها( مطالعه شخصی، تحت نظارت استاد، یا همراه با مربی و یا با سلوک شخصی)

8- مهمترین کتابهای استاد

 

1 – شناسنامه کتاب ها

شناسنامه کتابها را می توان بر اساس محورهای زیر مطرح نمود:

 الف : تعداد

ب : عنوان اعم از اصلی و فرعی

ج: دست نوشته و یا سخنرانی هایی که پیاده و مکتوب شده اند

ه: تاریخ تألیف و تاریخ چاپ

 2 – کمیت کتاب ها و محتوا و موضوعات کلی مطرح شده 

 با نگاه اجمالی به فهرست کتاب ها تا اندازه ای به این مهم می توان پاسخ داد.

 3 – کیفیت و سبک و ویژگی ساختاری کتاب ها

نوشته های استاد دارای نظم و ادبیات خاص و ممتازی است. ایشان صاحب سبکی ادبی است که کاملا تأثیرپذیرفته از قرآن است. نوشته­ های استاد از ویژگی هایی چون:

جذابیت و شیرینی و روانی،

 قوت متن،

جامعیت و ایجاز و اتقان و صلابت معنا؛ و مصداق خیر الکلام ما قلّ و دلّ،

 انسجام درونی ،

 عدم اختلاف و تناقض،

 عدم التقاط،

 و فصاحت و بلاغت به معنای دقیق کلمه

برخوردارند.

 4 فلسفه تألیف کتابها و انگیزه استاد از نوشته ها

استاد با توجه به سیر وجودی و سلوکی که داشته اند و در بعضی نوشته ها مانند: «بشنو از نی» و نوشته «پس از مرگم» و «روش برداشت از قرآن» و… به آن اشاره دارند، در نهایت بعد از حریت و آزادی از همه کشش ها به عبودیت رسیده اند و خود را حبس بر وحی نموده اند و مشمول این سخن نورانی معصوم شده اند که فرموده:ً رَحِمَ اللَّهُ عَبْدا ًحَبَسَ‏ نَفْسَهُ‏ عَلَیْنَا.

طبیعی است که بعد از این عبودیت و حبس، نوبت رسالت و عهده داری و مسئولیت و احیاء امرست ؛رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْیَا أَمْرَنَا.

در راستای این رسالت با توجه به نیازها و شرایط جامعه و وضعیت جهانی، ضمن برخوردهای مختلف و مهره سازی به نوشتن روی آوردند و براساس اولویت ها نوشته ها را تصنیف کردند و از آنجا که مشکل اصلی در جامعه جاهلی فقر معرفتی و تربیتی است، مباحث تربیتی و معرفتی را در اولویت قرار دادند. زیرا ما در حقیقت بعد از جاهلیت اول قبل از بعثت و جاهلیت دوم بعد از رحلت که حضرت امیرالمؤمنین به آن اشاره دارد؛ صِرْتُمْ بَعْدَ الْهِجْرَهِ أَعْرَابا ًو َبَعْدَ الْمُوَالَاهِ أَحْزَاباً مَا تَتَعَلَّقُونَ مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا بِاسْمِهِ وَ لَاتَعْرِفُونَ مِنَ الْإِیمَانِ إِلَّا رَسْمَه‏، گرفتار جاهلیت عصر غیبت و جاهلیت قرن بیستم هستیم. جاهلیت نه به معنای عدم علم و آگاهی که به معنای سفه و نابخردی و غیر عقلانی بودن و همراه نبودن با سنجش.

همانگونه که در جاهلیت اول رسول از تربیت و معرفت شروع کردند و به جای انقلاب در زمین، انقلاب در انسان ها را شروع کردند و در جاهلیت دوم این تنها علی بود که توانست با جاهلیتی که رنگ دین به خود گرفته بود با همان روش رسول اما پیچیده تر مبارزه کند و اساس حرکتش را بر محور معرفت و تربیت قرار دهد. در جاهلیت سوم هر کدام از شاگردان مکتب علوی، این رسالت را بر دوش گرفتند و به احیاء امر پرداختند تا نوبت به استاد رسید و ما دقیقا می بینیم که این نوشته ها در همان راستا اساسا بر دو محور قرآن و نهج البلاغه تدوین شده و نظام یافته است و حرفهای ایشان چیزی جز ترجمان این دو کتاب مقدس به لسان قوم و زبان امروزی نیست.

به بیان دیگر استاد یک مصلح بود نه یک مبارز و باید به اصلاح انسان ها و اصلاحات در جامعه می پرداخت. و مصلح در نگاه قرآنی نیز کسی است که دو ویژگی داشته باشد یکی این که عبد حق باشد و انگیزه اش جهت عالی دادن به انسان ها و اقامه دین باشد و دوم اینکه بر قرآن این کتاب هدایت و نور تکیه داده و متمسک به آن باشد؛ وَالَّذینَ یُمَسِّکُونَ بِالْکِتابِ وَأَقامُوا الصَّلاهَ إِنَّا لا نُضیعُ أَجْرَالْمُصْلِحین‏[1]. و تفاوت مصلح و مبارز در همین است که مبارز، چریک جنگل است و فریادگر شهر و محدود به زمان خویش  و در تاریخ تنها اسم او می ماند. ولی مصلح محدود به زمان خویش نیست و زنده همیشه تاریخ است. با بینات همراه است و برای همه حرف دارد و دلسوز همه است.

حرکت او بر اساس انتقام و رقابت و رسیدن به آب و نان و میز و صندلی و پست و مقام شروع نشده و به دنبال منافع حزبی  نیست.

مصلح همچون دو عبد صالح خدا خضر و موسی است با اینکه به قریه راهشان نمی دهند و در دادن آب و نان به آن دو مضایقه می کنند ولی از اصلاح دیوار ترک برداشته قریه دست بر نمی دارند و از رسالتشان چشم نمی پوشند. آقای صفایی اگر چه بی مهری ها و ظلم های زیادی را در طول حیاتش به خود دید ولی هرگز این همه باعث نشد که دست از رسالتش بردارد و در چنبره انتقام های شخصی گرفتار آید.

 بسی روشن است که هم مشی عملی استاد و هم کتاب های ایشان بر مصلح بودن او گواه است. اگر چه مطلب به درازا کشید ولی تأکیدی بود بر انگیزه استاد در تصنیف و تدوین و برخوردهایی که از ایشان سراغ داریم و برخی از آنها به نقل آمده است.

 5 –چگونه با کلیت اندیشه استاد آشنا شویم؟

در پاسخ به پرسش قبلی که از انگیزه ایشان گفتگو کردیم، تا اندازه ای اندیشه وحیانی و اصلاحی ایشان نمودار شد. کلیت اندیشه ایشان ارائه طرحی کلی از انسان و جهان و هستی و هستی آفرین و رابطه این مجموعه با هم است که به بیان دیگر همان طرح کلی دین است که در دو کتاب «انسان در دو فصل» و کتاب «مذهب اصیل» که تحت عنوان «اندیشه من» چاپ شده و در بخشی از «در آمدی بر علم اصول» قابل مطالعه است.

البته این نگاه کلی و این اندیشه فاخر در همه نوشته ها نمود و رد پایی دارد؛ چرا که هر کدام از این کتاب ها بر اساس این دید کلی تدوین شده که هر کدام به منزله جزئی از یک پازل است که در نهایت، این پازل و این هرم هندسی را تکمیل می کند.  شاید برخی که اشکال می گیرند که کتاب ها تکرار زیاد دارد از این نکته غافل هستند که بررسی هر بعدی از ابعاد اندیشه، نیازمند به شناخت جایگاه این بعد خاص در کلیت آن است. هر چند در نوشته ای ممکن است این ارتباط،  ملموس تر و روشن تر باشد و در نوشته ای دیگر، اجمال داشته باشد، ولی در هر صورت همیشه باید به این پیوند توجه شود و با سطحی نگری استاد را به تکرار متهم نکرد.

 6 چگونگی سیر مطالعاتی کتابها

اگر بخواهیم بدون درنظرگرفتن تیپ خاصی، به چینش کتاب ها بپردازیم، روشن است که کتاب ها بر اساس همان کلیت اندیشه، چینش شوند که دین مجموعه ای است از معارف و عقائد و نظامات و احکام.

 و معارف نیز بر اساس اولویت ها ؛ شناخت انسان و خدا و معاد و جهان و رسول و امام و دنیا   

و نظامات نیز به ترتیب تربیتی، معرفتی، فلسفی و اخلاقی ، عبادی ، عرفانی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و مالی

 و قالب بندی محتوایی کتاب ها بر اساس حکمت و موعظه و جدال احسن با همان ویژگی هایی که در سؤال دوم به آن اشاره رفت؛ با تأثیر گذاری بر سه حوزه ی فکری و معرفتی و قلبی و احساسی و عملی و رفتاری خوانندگان.

 اما باید با توجه به مخاطب به این مسئله پرداخت. خود استاد در مورد مطالعه قرآن و نهج البلاغه می فرمایند: «ما در برخورد با افراد، زود قرآن و نهج البلاغه را مى‏گذاریم زیر بغلشان، که بروید … با واژه‏ها و یا موضوع‏ها یا به ترتیب کار کنید … تا کامروا گردید … و این‏گونه برخورد جز خستگى و رنج و یا غرور و ریا بهره‏اى ندارد. همان بازیگرى با قرآنى است که مى‏خواهد بازى‏ها را بشکند. همان سرگرم شدن به پلى است که مى‏خواهد تو را برساند.[2]»               

این غلط است که از دم دست به خواندن آنها مشغول شویم و یا عجولانه طرف را به آب ببندیم و به مطالعه کتابها وادار کنیم. درست این است که به شرایط و نوع مخاطب توجه شود. اگر مبتدی و خفته است که باید او را بیدار کرد و با طرح سؤال های حساب شده در او انگیزه مطالعه را به وجود آورد و به او روش صحیح مطالعه را آموخت تا بر اساس نیازش و بر اساس مسئله ای که دارد به به تفکر روی بیاورد و به مطالعه بپردازد. شاید بشود اینگونه توصیه کرد که ابتدا از نامه اول از کتاب «نامه های بلوغ» –  که جا دارد این نامه مستقل چاپ شود – سپس کتاب «رشد» و تفسیر سوره توحید به همراه لوح صوتی آن و کتاب «حرکت» همراه با لوح صوتی آن و کتاب «صراط» و «روش نقد ج 1 و 2 و از صفحه 81 «روش نقد» ج 5 و در ادامه کتاب «اندیشه من» و کتاب «انتظار» از صفحه 75 به بعد و  کتاب «مسئولیت و سازندگی» شروع کند.

آنگاه به مطالعه کتابهایی در زمینه معاد مثل کتاب «حیات برتر» و در زمینه رسالت و امامت مانند کتاب تفسیر سوره نصر و کتاب «غدیر» و «تو می آیی» و «روزهای فاطمه» بپردازد.

سپس کتابهای اخلاقی و عرفانی ایشان مانند نامه دوم از «نامه های بلوغ» و دعای مکارم الاخلاق و «بشنو از نی» و «بهار رویش» و «فوز سالک» و «اخبات» و ….را مطالعه کند.

مرحله بعد کتابهای نوشته شده در حوزه اجتماعی و سیاسی است که تعدادشان هم زیاد است مانند: «از معرفت دینی تا حکومت دینی» و «درس هایی از انقلاب» تحت عنوان «انتظار» و «تقیه» و «قیام» و تفسیر سوره کوثر که از موقعیت ها و موضعگیری ها سخن دارد؛ همچنین تفسیر سوره بقره که بسیاری از مسائل فکری و اجتمایی و سیاسی همراه با نقد اندیشه های روشنفکران ده هفتاد تا هشتاد را در خود دارد. و نیز مطالعه سایر تفاسیر که سراسر حکمت و موعظه و معارف ناب است، پی گیری شود.

اما مخاطبینی که قصد دارند مطالعات خود را به این مقدار محدود نکنند و تنها به فکر سیراب بودن خود نباشند و دغدغه اصلاح دیگران را نیز دارند، باید از کتاب های روشی ایشان در حوزه های مختلف تفسیر و نهج البلاغه و تدریس و آموزش و تبلیغ،  بهره مند شوند تا به منابع و چشمه های جوشان و سرشاری که استاد از آنها نوشیده اند  یعنی قرآن و سنت، وصل شوند و خود را با دو بال ظرفیت روحی و علمی آماده پرواز در چنین آسمانی نمایند. تکرار می کنم باید از یک طرف مجموعه کتاب های استاد را چندین و چندین مرتبه با دقت و حوصله بخوانند و از طرف دیگر از منابعی که استاد از آنها چشیده اند بچشند و بر اساس همان روشهای ارائه شده به مطالعه آن منابع نور بپردازند. و سوم اینکه از سیر عملی و عهده داری و مسئولیت پذیری و وسعت ظرفیت روحی غافل نباشند که به تعبیر استاد، روشنفکری بدون روشندلی کاری را از پیش نمی برد[3]. از جمله آفاتی که در ابتدا به آن اشاره شد و خود بحث مستقلی را می طلبد یکی همین است که ما ممکن است در رابطه با آثار ایشان به روشنفکری برسیم و رزق فکرمان را بگیریم، ولی در همین حد توقف کنیم و به روشن دلی و ظرفیت روحی نرسیم.

 7 –  سیر مطالعاتی بهتر است به صورت مطالعه شخصی انجام شود، یا آن را باید تحت نظارت استاد خواند و یا همراه با مربی و یا با سلوک شخصی پی گرفت؟

با استاد راه نزدیک می شود و با مربی زودتر می رسی و با سلوک، بیشتر بهره مند می شوی و بهتر می چشی و سریعتر واصل می شوی. به بیان دیگر با استاد بهتر می فهمی و با مربی بهتر می بینی و با سلوک، بیشتر می یابی.

 8-مهمترین کتابهای استاد

واقعیت این است که این کتابها در نوع خود و نوع موضوعی که به آن پرداخته بی بدیل و با تخفیف، کم نظیر است و هر کدام در جایگاه خود قابل چشم پوشی و بی اعتنایی نیست. در رابطه با این پرسش که کدام یک بهترین اثر است نمی توان به راحتی پاسخ گفت؛ ولی اگر مجبور به انتخاب باشیم باید به نوشته های تفسیری ایشان تحت عنوان «تطهیر با جاری قرآن » و تفسیر سوره های حمد و والعصر تحت عنوان کتابهای «صراط» و «رشد» اشاره کرد. یعنی قلم زدن در حوزه ای که هزار و پانصد سال است در این حوزه قلم فرسایی می شود و کتاب، نوشته و کلاسِ درس برگزار می گردد. همین می تواند از سیر وجودی و سلوک استاد حکایت ها داشته باشد. و از رسیدن ایشان به مقام مربی گری پرده بر دارد؛ مربی آدم سازی که به سهولت آیه های خدا را در جایگاهشان تلاوت می کند. و دل ها را از جا می کند.

استاد حتی در سایر نوشته ها که  برخاسته از متن متین قرآن است، آنجا که آیه ای را تلاوت می کنند، آن هیمنه و تسلط خود را به خوبی نشان می دهند. شما همین نوع تلاوتی که ایشان از آیه 8 سوره روم دارند که تمام تفکر و اساس اندیشه ایشان بر آن بنا گردیده ملاحظه کنید، که حتی مفسر و فیلسوف بزرگی چون علامه طباطبایی با همه افق بلندی که در نگاه و قلمشان است به این عمق از برداشت استاد در این آیه نرسیده اند. 

 

حق این است که در پایان بر ایشان سلام داد و در ایام اربعین سید الشهداء و ایام سوگواری آخر صفر، از خدای سبحان برای چنین روح بلندی طلب علو درجات و همنشینی با حسین بن علی کرد.

السلام علیک ایها العبد الصالح المطیع لله و لرسوله

 

 

 



[1] – اعراف:170

[2]– تطهیرباجارىقرآن(2)،ص: 25

[3]– ما امروز به روشنفکرى رسیده‏ایم اما همین روشنفکرى شده یک بت بزرگ ما و مانع رشد ما. چون روشندلى و عشق در ما جاى پا نداشته و تا این روشندلى و عشق نیاید کارى از پیش نمى‏رود. چون این عشق است که ما را به عمل مى‏کشاند. عاشق، بدون عمل نیست، هر چند عالم، بى عمل مى‏ماند. «درآمدى بر علم اصول، ص: 107»

 

0 0 رأی
رأی دهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
Shopping Cart
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا