خانه » مقالات » آثار شاگردان استاد » نقاط ضعف و دشمن سرسخت – قسمت دوم

نقاط ضعف و دشمن سرسخت – قسمت دوم

توضیح: این نامه را یکی از شاگردان استاد، برای یکی از فرزندانش در مهر ماه امسال(1391) نوشته اند که چون محتوای آن برای بسیاری از جوانان کارگشاست بی کم و کاست آن را برای استفاده علاقه مندان در دو قسمت در سایت قرار می دهیم.

دل مشغولی من …..، اکنون بسنج که برای چه کسی و چه چیزی باید بسوزی و تمام شوی و نعمت ارزشمند عمرت را به پایان ببری در حالی که احساس خسارت و سوختن برای غیر او را ناشته باشی، که « خَابَ الْوَافِدُونَ‏ عَلَى غَیْرِکَ، وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلَّا لَک‏ ».[1] آنها که بر غیر تو وارد شدند، باختند. و آنها که خود را بر غیر تو عرضه کردند سوختند.

بی شک برای رسیدن به چنین هدف بزرگی باید موانع و دشمنان راهت را که همان نفس و شیطان هستند بشناسی و به نیرنگها و دسیسه ها و وسوسه های آنان آگاه شوی و بدانی که آن ها در راه تو کمین می کنند و از کمین گاه نقطه ضعف ها بر تو هجوم می آورند، پس علاوه بر شناخت راهزنان راه به شناخت ضعف ها و شناخت چگونگی تبدیل آنها نیازمند هستی، نقطه ضعف هایی چون بی حوصلگی و زود رنجی و یا خجالتی بودن و شرمویی و شتاب و عجله را می توانی با داشتن همّتی بلند و هدفی بزرگ به حلم و تأنّی و حوصله و دقت تبدیل کنی و هر چه بیشتر در این حکمت مولا و جد بزرگت برگزیده ی غدیر دقت و تأمّل نمایی که فرمود: « الْحِلْمُ وَ الْأَنَاهُ تَوْأَمَانِ یُنْتِجُهُمَا عُلُوُّ الْهِمَّه» [2]، همّت عالی و هدف بلند, حلم و تأنّی و دقت را نتیجه می دهد.

و این همّت بلند را نیز از شناخت خود و شناخت راه تا بی نهایت و شناخت هستی بدست می آوری که علی این دروازه آگاهی وحکمت می فرماید: «أَلَا حُرٌّ یَدَعُ هَذِهِ اللُّمَاظَهَ لِأَهْلِهَا إِنَّهُ لَیْسَ‏ لِأَنْفُسِکُمْ‏ ثَمَنٌ‏ إِلَّا الْجَنَّهَ فَلَا تَبِیعُوهَا إِلَّا بِهَا»، [3]که از تو می خواهم در این حکمت اندیشه کنی و به کم قانع نشوی و خود را به کم نفروشی که تازه فرزندم این بهشت کفِ قیمت انسان است، که « رضوان من الله اکبر » که تا رضوان خدا باید رفت و از این دنیاهای محدود پا را فراتر گذاشت و همّ و غمّت را برای دنیاهای بزرگتر به کار بست، که امام تو می گوید: « وَ لْیَکُنْ هَمُّکَ‏ فِیمَا بَعْدَ الْمَوْت‏»[4]؛ باید همه ی همتت را برای مرگ و حیات برتر قرار دهی.

پسرم با معرفت خود و راهت و با عنایت و دستگیری حق به وسعت سینه و به بسط وجودیی خواهی رسید که بسیاری از این ضعف ها و کمبودها به صلابت و استواری و مقاومت در راه تبدیل شده و از اسارت حقارت ها آزاد شده و به حرّیّت خواهی رسید؛ « وَ انْشَرَحَتْ بِتَحْقِیقِ‏ الْمَعْرِفَهِ صُدُورُهُم‏»[5]؛ سینه های اهل معرفت به سبب معارف حقیقی منشرح و منبسط است.

و شاید بخشی از بی حوصلگی ها منشأ جسمی داشته باشد که می توانی با مشاوره و انتخاب تغذیه مناسب نیز به مداوای مناسب آن پرداخت و بی شک در سنّی هستی که علم تغذیه و شناخت خاصیّت خوراکی ها برایت ضرورت دارد که باید آن را مدّ نظر قرار دهی.

کشش به لهو و لعب و سرگرمی و بیشتر بازیهای رایانه ای دام بزرگ نفس وشیطان است که فرصت ها را می سوزاند و صاحب آن را به خسارت می نشاند که بی شک شناخت هدف و راه و مقصد و توجّه به کوتاهی فرصت ها می تواند ما را از این لهو و دل مشغولی و سرگرمی جدا کند تا جایی که ما از لغو هم اعراض کنیم، یعنی حتی کار های خوبی که در راستای اهداف ما نباشد کنار بگذاریم « وَ الَّذِینَ هُمْ عَنِ‏ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ‏ »[6]؛ مؤمنین و عاشقان حق کسانی هستند که از لغو و کارهایی که در راستای اهدافشان نیست اعراض می کنند.

فرزندم در این آیه به دقت تأمّل کن؛ «مَنْ‏ خافَ‏ مَقامَ‏ رَبِّهِ‏ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى‏ فَإِنَّ الْجَنَّهَ هِیَ الْمَأْوى‏ـ»[7].

 که قرآن این کتاب هدایت و نور دو چیز را عامل پناهندگی به بهشت امن الهی و مأوی گزیدن در آن می شمارد؛ خوف از مقام رب که همان عشق برتر به پروردگاررحمن است که هر عشقی آمیخته به خوفی است، آنجا که به چیزی عشق شدید داری همیشه تو را جدائی از آن هراسان و ترسان می کند و این عشق هم برخاسته از معرفت عاشق به خویش و هم برخاسته از معرفت  او به معشوق خویش است.

آنچه ممکن است آدمی را از مقام خوف و عشق جدا کند و او را به هُوی و فرو افتادن در درّه ی سوزان ظلمت ها بکشاند، اسارت و اطاعت از هواها و خواهش های نفس است و امروزه شاهد هستی که چگونه این هوس ها هم نسلی های  تو را به سقوط در دام فساد واعتیاد کشانده و به یک معضل بزرگ اجتماعی تبدیل کرده که همه ی پدران و مادران دلسوز را نگران و مضطرب و مضطر کرده است.

فرزندم این علی، لسان ناطق ابراهیم خلیل است که به فرزندش می نویسد: « وَ اعْلَمْ أَنَّ أَمَامَکَ عَقَبَهً کَئُودا»[8]، در جلوی رو ی تو گردنه های نفس گیری است که تو قهراً باید از آنها عبور کنی و عوالم ناشناخته ی در پیش رویت را در نَوَردی و منازل پر خطری را پشت سر گزاری.

پسرم باچه توشه ای می توان از این همه گردنه و منزل پر خطر عبور کرد جز با پشت پا زدن به این هواها و روی آوردن به توسّل و تضرّع و چنگ زدن به دامن کسانی که همه ی این عوالم را به سلامت پشت سر گذاشته اند آنگاه در این عالم خاکی سکنی گزیده اند و بهترین رفیق شده اند« وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفیقا » آنان که بارشان را بسته اند و از سر هستی گذشته اند، اکنون فرود آمده اند تا آنها را که به این اضطرار رسیده اند بالا بکشند و با خود همراه سازند و از همه ی این گردنه ها و عوالم و منازل به سلامت و عافیت عبور داده به مقصد نهایی و بهشت امن برسانند.

بی شک فرزندم اینها کسانی جز همان ذریّه ی ابراهیم خلیل نیستند که اراده خدا بر طهارت و پاکی آنها قرار گرفته تا جملگی نور شوند و انسانهای سر گردان و حیران و گرفتار در ظلمت ها را به نور برسانند. همان کسانی که در این شب جمعه  در کنار آنها نشسته و به آنها برای نورانیّت تو و همه ی فرزندان دوستانم و نسل امروز آن مرز و بوم توسل پیدا کرده ام تا شما خود را برای هدف نهایی خلقت خویش که همان حرّیّت و رهایی از غیر خدا و عبودیّت و بندگی حق است، آماده سازی و به مسئولیت پذیری روی بیاوری.

دلبندم ارزش آدمی به همین بندگی و مسئولیت پذیری و سعی اوست و آنچه انسان را رفعت می دهد و در چشم و دل دیگران محبوب میکند همین سعی وعمل صالحی است که در جایگاه وشرایط و زمان ومکان مناسب انجام می گیرد، عملی هدف دار و بر خاسته از انگیزه ای خالص به همراه اهمّیّت ها و اولویّت ها.

اگر چه ما در هر وقت و زمان می توانیم کارهای زیادی انجام دهیم ولی باید قبل از شروع از خود بپرسیم  چرا؟ برای چه کسی؟ و چگونه؟ بی شک اگر قبل از اقدام به این سه، پاسخ دهی یعنی چرا انجام دهم؟ وبا چه انگیزه ای و نیّتی باید باشم وچگونه آنرا انجام دهم؟ گرفتار ندانم کاری و خرابکاری و دوباره کاری نخواهی شد.

اگر به این شناخت رسیده باشی که تو خود ستاره ای هستی در این منظومه ی هستی که اگر در مدار نباشی و در جایگاه خود نه ایستاده باشی با انحرافی که از مدار پیدا میکنی همه ی منظومه را گرفتار و بحران زده ی حرکت خود خواهی کرد وتبعات این خروج از جایگاه و از حدود و از سنّت ها به خسارت های زیادی خواهد انجامید که چه بسا همراهی و دستگیری اولیاء حق نیز افاقه نخواهد کرد، با این شناخت، به کوچکترین حرکاتت دقیق بیاندیش که چرا و برای کی و چگونه ؟!!

فرزندم در دنیایی تنفس می کنی که کوچکترین عمل و حرکت تو در دورترین نقطه این عالم اثر خواهد گذاشت و چه خوب و چه بد به بار خواهد نشست و ثمر خواهد داد؛ چه تلخ و چه شیرین!! پس باید در سعی و عمل و حرکت و حالتهایت دقت لازم را داشته باشی و با تأنّی و تمرکز و توجه اقدام نمائی و بدانی آنچه از توانائی و سرمایه واستعداد و امکانات فکری و مادی و پیرامونی، داری، مورد بازخواست قرار خواهد گرفت که آنچه به تو داده اند همه را روزی از تو خواهند گرفت، پس ببین چگونه آنها را به کار می گیری و در چه راهی آنها را خرج می کنی و چگونه آنها را پس می دهی.

مسئله مسئولیّت و عهده داری و سعی  همان بار تکلیفی است که خدای سبحان بر تو منّت گذاشته و تو را به دائره ی تکلیف و بلوغ رسانده است تا تو با طرد و رجم و حبس همه موانع بزرگی که به آنها اشاره شد یعنی نفس و شیطان، به ساختن این وجود بالغ شده بپردازی و به نقش خود در این هستی گسترده پی برده و به خوبی آن نقش را ایفا کنی.

و همیشه از حق، حق می خواهم تا براین دعای سید الساجدین – که اکنون در حرم او مأوی گرفته ام و از نور او برای تو امداد می طلبم- ممارست داشته باشی که می فرماید: « وَ اسْتَعْمِلْنِی بِمَا تَسْأَلُنِی غَداً عَنْهُ، وَ اسْتَفْرِغْ‏ أَیَّامِی‏ فِیمَا خَلَقْتَنِی لَه‏[9]»، اینکه خود را برای فرداهای دور و دنیاهای بزرگتر آماده سازی و ایام و روزها و لحظه های محدود زندگی را برای هدف بالاتر از دنیا برنامه ریزی کنی تا ساعت ها و ثانیه های پِرت نداشته باشی و در این کلام نورانی علی اندیشه کنی که فرمود:«  قُرِنَتِ‏ الْهَیْبَهُ بِالْخَیْبَهِ وَ الْحَیَاءُ بِالْحِرْمَانِ وَ الْفُرْصَهُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَیْرِ»[10]، که در جلد اوّل کتاب “علی و جاری حکمت” توضیح آن آمده، مراجعه کن.

فرزندم در بحث مسئولیت و عهده داری و سعی و عمل صالح حرف زیاد دارم که تو را به کتاب « مسئولیت وسازندگی » استادم ارجاع می دهم تا به ریشه های مسئولیت خوب بیاندیشی و پایه های آن را در وجودت مستحکم نمائی که تا طلوع صبح فرصتی نمانده.

این مسئولیت وسعی و عهده داری وایفای نقش تو در هستی اقتضا می کند که برنامه جامعی را در حوزه های مختلف فکری وجسمی و درسی و روابط اجتماعی و فردی برای خودت تدارک ببینی و از روش مطالعه و روش تحصیل و برنامه ریزی درسی در حوزه تحصیل برخوردار باشی و با توجه به اولویت بندی نیازها، رسیدن به ظرفیت علمی و ظرفیت روحی را سرلوحه کار خود قرار دهی که این دو بال انسانی هستند که ضرورت پرواز را چون ضرورت خوردن آب، درک کرده باشد و به این ضرورت رسیده باشد، و تنها یک بال کسی را به پرواز در نمی آورد و روشن فکری بدون روشن دلی راه به جایی نخواهد برد و جز اسارت در چنبره ی غرور آگاهی حاصلی نخواهد داشت.

فرزندم ظرفیت علمی خود را با داشتن طرحی جامع و فراگیر همراه روشی پخته پُر کن و ظرفیت روحیت را با اُنس با قرآن ، دعا و زیارت و عهده داری و خدمت، سرشار گردان وبا انس با حق و شب زنده داری و با کسب همّت عالی و معارف بلندی چون حقائق قرآن و نهج البلاغه به وجود خودت وسعت بده وبه شرح صدر دست پیدا کن، همتی بزرگتر از دنیا و عالم شهود که علی(ع) وقتی از دنیا می گوید و آنرا با انسان مقایسه می کند که دنیا برای وجود انسان کم است و کوچک و آدمی بزرگتر است و پر ارزش، می فرماید:« لَبِئْسَ‏ الْمَتْجَرُ أَنْ تَرَى الدُّنْیَا لِنَفْسِکَ ثَمَناً وَ مِمَّا لَکَ عِنْدَ اللَّهِ عِوَضا » ؛ بدترین تجارت این است که دنیا را قیمت  وجود خودت بدانی و فکر کنی که با دنیا برابری!! آنگاه به قیمت انسان اشاره می کند و می فرماید: « فَلَیسَ لِأَنفُسِکُم ثَمَنٌ‏ إلّا الجَنَّهُ، فَلا تَبیعوها بِغَیرِها»، خودت را به کمتر از بهشت نفروش که باخته ای. به همین جهت به فرزندش نهیب می زند که « وَ لْیَکُنْ هَمُّکَ‏ فِیمَا بَعْدَ الْمَوْت‏»، توی بزرگتر از دنیا، از سرهستی بلند شو و به غیب روی بیاور و همیشه از خدای خوب و مهربان بخواه: « رَبِّ هَبْ لی‏ حُکْماً وَ أَلْحِقْنی‏ بِالصَّالِحین‏ ».[11]

فرزندم این سیر و سفر طولانی را باید به همراهی و معیّت اولیائش ادامه داد و با آنان که دلشان از دنیا بزرگتر است و عشقشان این است که طاهر و پاک باشند همراه شد و در انتخاب رفیق و دوست نهایت سعی ودقت را داشته باش که به تعبیر آن بزرگ هر انسانی خود یک زمینِ مین گزاری  شده ویک بمب قوی و یک برق با ولتاژ بالایی است که اگر انسان بدون سنجش و دقت با آنها روابط بر قرار کند چیزی جز هلاکت حرث و نسل نصیبش نخواهد شد به ویژه برای شمایی که از عاطفه زیادی بر خورداری که زود دوست می شوی و در دوستیت کم نمی گزاری و حتی گفتن یک نه هم برایت بسیار سنگین است، پس دقت کن با چه کسی رفیق می شوی و به چه کسی “نه” نمی گویی، و چه بهتر است که با بزرگتر از خودت ازجهت علم و تجربه وسنجش مرتبط شوی تانهال وجودت ریشه بدواند و تنومند شود و شاخ وبرگ بگستراند، آنگاه زمان تأثیر گزاری تو فرا می رسد واین است که در آن مرحله حتی با بدها هم رفیق می شوی تا آنها را خوب بگردانی و از خدای سبحان بخواهی: « وَ اجْعَلْنِی مِنْ أَهْلِ السَّدَادِ، وَ مِنْ‏ أَدِلَّهِ الرَّشَادِ، وَ مِنْ صَالِحِ الْعِبَادِ،»[12]، « وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقینَ إِماما».[13]

فرزندم در کنار درب بسته خانه زهرای بتول خدایش را به حق او قسم می دهم که درهای رحمتش را بر تو بگشاید و در این سرزمین مین کاری شده و هجوم شیاطین پر کینه از هر شش جهت یمین و شمال و خلف و إمام و تحت و فوق، حافظ و نگدار تو باشد که راهی جز پناه بردن به حصن حصین او نیست.

دلبندم در حوزه اقتصادی و مالی سعی کن که این ویژگیی که امیر المؤمنین علی (ع) این معلم همیشه ی تاریخ در وصف یکی اصحابشان به نام صعصعه بن صوحان بیان می کند، آن را الگو قرار دهی آنجا که می فرماید: « وَ اللَّهِ مَا کُنْتَ إِلَّا خَفِیفَ الْمَئُونَهِ کَثِیرَ الْمَعُونَه » و امام صادق (ع) آنرا از ویژگی بارز مؤمن به شمار می آورد. با انتخاب آن به عنوان یک شعار اصلی، در زندگی سعی کن انسانی کم هزینه و پر معونه باشی، مصرفت کم وتولید و کمکت زیاد باشد. با حد اقل ها قانع باشی و در حد اکثر عون و کمک و خدمت حریص باشی که از زندگی علی امام متقین و یعسوب المؤمنین که بگذریم که در نامه 45 به عثمان بن حنیف خطاب می کند؛ زندگی استاد ما در این روزگار مصرف گرایی الگوی بسیار خوبی هست که با کمترین و حداقل امکانات حداکثر بهره برداری را داشت و شاید باور نکنی که لباس هایش را از مرده ها قرض می گرفت و این سخن حکیمانه ای پر نغز و شیرین از اوست که: «ما در این دنیا صائم هستیم»؛ امساک می کنیم و به قدر ضرورت از دنیا افطار می کنیم .

پسرم اگر چه شاید این حرفها را نتوان در این سن وسال و حال و هوا هضم کرد و فهمید ولی در کنار این باب با عظمت حضرت جبرئیل امین، خدا را به امانت داری این حضرت اعلی قسم می دهم که در راهی سیر نمائی که هر چه زودتر به این حقیقت ها برسی وشیرینی آنها را با تمام وجودت لمس کنی که این نوشته همانطور که گفتم مکمل نامه های بلوغ و نوشته های دیگر استاد و شرح نامه 31 نهج البلاغه است و برای همیشه خواهد بود و شرط بلاغی است که با آن گل نو رسم ……. در میان گذاشته ام که خداوند او را از کسانی قرار دهد که هدایت یک نفر برای آنها از آنچه خورشید بر آن می تابد مهمتر و با ارزش تر باشد، وهمین هم بزرگترین انگیزه ی او در انتخابی که انجام داده است، باشد که انگیزه های دیگر برای این ساختمان رفیع تفقه دردین، کوتاه است و فروش آیات حق به ثمن قلیل است که این راهی که تو انتخاب کرده ای اگر غیر از این باشد باخت بزرگی است و فروش آیات حق به ثمن بخس است.

والسلام

اول محرم الحرام 1391

 مدینه منوره باب جبرائیل



[1]  – صحیفه سجادیه – دعای 46

[2]  – نهج البلاغه ،حکمت:436

[3]  – همان، حکمت :457

[4]  –  همان، نامه:22

[5]  –  مفاتیح الجنان،مناجات عارفین از مناجان خمسه عشر

[6]  – مؤمنون: 3

[7]  – (نازعات 40- 41)

[8] – نهج البلاغه،نامه:31

[9]  – صحیفه سجادیه ,دعای مکارم الاخلاق

[10]  – نهج البلاغه –حکمت:21

[11]  – الشعراء : 83

[12]  – صحیفه سجادیه ,دعای مکارم الاخلاق 

[13]  – فرقان :74

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا