خانه » مقالات » مقالات ارسال شده برای همایش » نقش شکر و کفر در تربیت دینی (2)

نقش شکر و کفر در تربیت دینی (2)

وسعت شکر

دامنه شکر وسیع است و بی انتها،‌ زیرا نعمت­های خداوند مهربان به بندگانش بی ­نهایت است «و ان تعدوا نعمت الله لاتحصوها ان الانسان لَظَلُومٌ کفّار.»[1] و اگر نعمت­های خدا را بشمارید، هرگز آنها را شماره نتوانید کرد. انسان بسیار ستمگر و ناسپاس است. وسعت و پی در پی بودن این نعمت­های الهی انسان شاکر را به عجز از شکرگزارای می­رساند تا آنجا که سیدالساجدین لب به مناجات گشوده می­فرماید:‌‌ «الهی اَذهلنی عن اقامه شکرک تنابُعُ طَولِکَ وَاعْجَزَنی عن اِحْصاء تنائک فیضُ فَضلِک وَ شغلنی عَنْ ذِکرِ مَحامِدِکَ ترادُفُ عَوائِدِکَ و‌َ اَعیانی عن نشر عَوارِفِکَ توالی ایادیکَ و هذا مقامُ مَن اعترف بشبُوغِ النّعْماء و قابَلَها بالتَّقصیر و شهد علی نَفْسِه بِالْإهمال و التضییع و انت الرَّؤف الرَّحیم البَرّ الْکَریم[2]… ای خدا نعمت­های پی در پی تو مرا از انجام وظیفه شکرگزارای غافل کرد و فیضان دریای کرمت مرا از ستایش عاجز گردانید و عطای پیوسته ­ات مرا از ذکر اوصاف جمالت بازداشته و مرحمت­ های متوالی تو مرا از نشر و بیان نیکوئی­ هایت ناتوان ساخته. این (ناتوانی) مقام کسی است که به نعمت­های  بی ­شمار تو معترف و با تقصیر در (ادای شکر) آن نعمت­ها مواجه است و برخود گواهی دهد که نفس خود را ضایع و مهمل گذاشته است و با این حال تو بسیار با رأفت و مهربان و با کرم و احسانی… آنقدر نعمت­های تو زیاد است که زبانم از شمارش ناتوان و به حدی است که فهم از ادراکش قاصر است تا چه رسد که دینی همه را بتواند اندازه کند. پس من چگونه توانم شکر آن نعم را به جای آرم و حال آنکه شکر تو گفتن، شکری بر آن لازم است پس من هر چه حمد و شکر گویم بر آن تو را نیز حمد و شکری دیگر باید گفت.»

قبول که نعمت­های خدا بی ­نهایت و انسان از شکر آن عاجز است؛ شکر همه نعمت­های ظاهری و باطنی و دنیائی و آخرتی، اما جای این سوال است که رنج­ها و بلاها هم می­توانند از جمله نعمت­ها باشند و آیا بر آنها هم حمد و شکر الهی لازم است؟ با چه تحلیلی؟

حضرت استاد صفائی (ره) به این سؤال مهم توجه خاص داشتند و به تفصیل به جواب و توضیح این سؤال پرداخته و می­فرمایند:

«امام سجاد هنگامی که اهل دنیا را می­دید جمله­ هائی داشت،‌ تا آنجا که می­گوید: «اللهم اِجْعَلْ شُکری لکَ عَلی ما زَوَیتَ عنّی، أَوْفَر مِن شُکْری ایّاک علی ما خَوَّلتَنی.[3] خدای من! سپاس مرا بر آنچه که مرا از آن محروم کرده­ای، از سپاسی که من بر نعمت­های تو دارم بیشتر کن. شکر بر محرومیت بیشتر از شکر بر دارائی، این شکری است که راه رفته­ ها دارند. اینها می­دانند اگر او با محبت می­دهد،‌ با محبت بیشتری گیرد و اگر عطای او نعمت است، بلای او نعمت بزرگتر است و این است که و این است که شکر بیشتر می­خواهد. ما هنوز چشمی نداریم که محبت را در تمای چهره­ هایش بشناسیم و سپاس بگذاریم. و این است که در هنگام دارائی مغرور می­شویم و به وقت گرفتاری و بلاء مأیوس می­مانیم ولی آنها که به گفته سید الشهداء در دعای عرفه با خدا، به آگاهی و عرفان رسیده ­اند دیگر از این غرور و یاس نجات یافته ­اند: الهی اِنّ اختلافَ تدبیرِک و شرْعَهَ طَواء مقادیرک مَنَعا عبادَک العارفین بک، عن السُّکون الی عطاء‌و الیأس مِنکَ فی بَلاء: خدایِ من جانشینی تدبیرهای تو از یکدیگر و شتاب پیچیده شدن اندازه­ های تو،‌ این تدبیرهای گوناگون و این تقدیرهای شتابنده جلوگیر بندگان است که با تو، به آگاهی رسیده­ اند، جلوگیر اینها هستند از آرامش در دارائی و از یأس در گرفتاری.[4]»

اینها در بلا دو نعمت را شاهد هستند، و این است که شکر بیشتر را بر بلا و محرومیت می­خواهند. چون این بلاها هستند که نقطه ضعف­های ما را به ما نشان می­دهند و همین بلاها هستند که رشته ­های وابستگی ما را می­برند. منی که تمام ناصحان نمی ­توانستند از بُت­ هایم جدایم کنند، وقتی مرگ و رنج و محرومیت و محکومیت بت­هایم را دیدم و وقتی آنها در جلوی چشم من شکسته شدند، ناچار می­فهمم که نباید بر این شکسته­ ها دل بست،‌ و به اینها که خودشان را نگه­دار نیستند نمی­توان تکیه کرد.»[5]

آفت شکر

شکر نیز همانند تمام مکارم دیگر از آفاتی برخوردار است که اگر شناسایی و پیشگیری و درمان نشود انسان از آثار خیر آن محروم می­ماند. مؤمن آگاه که با بال شکر، سفر قرب خدا را در پیش دارد باید به این مهم توجه نماید و پاسدار دستاوردهایش باشد.

«البته هنگامی که شکر کردن و حرکت را ادامه دادی، به یقین­ها و باورها و اطمینان­ها می­رسی. توقع نداشته باش آنچه را که ابراهیم­ ها پس از سال­ها خواسته ­اند،‌ تو در گام اول به دست بیاوری. این حرص­ها تو را می­شکند و از حرکت تو را باز می­دارد. تو در هر مرحله کارها را و امکانات را ـ توجه کن امکانات می­گویم ـ در نظر بیاور و از اینها آنچه که رجحان دارد، بردار. و رجحان­ها هم در محدودیت زمان و نبود جبران و بدل و بی­ ظرفیتی و نیاز بیشتر و فائده زیادتر خلاصه می­شود. آنجا هم که رجحان­ها را نتوانستی بشناسی،‌ مختاری و آزادی، پس دیگر ناله نکن که تکلیف را نمی­دانم، که در مرحله شک هم اصول عملی تو را پیش می­برند.»[6]

آثار شکر و کفر

شکر و کفر انسان آثار و پیامدهائی را برای او در پی دارند، آثاری که تمام حوزه ­های فردی و اجتماعی و ظاهری و باطنی و دنیا و آخرت او را در برمی­گیرند و سعادت و شقاوت او را در راه بی­پایانش رقم می­زنند. انسان بعد از اینکه به هدایت سبیل رسید می­تواند با اراده و انتخاب خودش شاکر باشد و بهره ­مند و می­تواند کافر باشد و محروم که: «اِنّا هدیناه السبیل اما شاکراً و امّا کفورا.[7]» ما راه را به او نشان دادیم خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس.

در این قسمت با استناد به برخی آیات و روایات و نظریات استاد بزرگوار به ذکر بعضی از این آثار می­پردازیم…



[1]. سوره ابراهیم، آیه34

[2]. مفاتیح الجنان،‌ مناجات خمس عشر، مناجات شاکرین.

[3].

[4]. علی صفائی (ره) صراط، ص119ـ120،‌ انتشارات لیله القدر

[5]. علی صفائی‌ (ره)، تطهیر با جاری قرآن، سوره کافرون،‌ ص267. انتشارات لیله القدر

[6].‌ علی صفائی (ره)، صراط، ص148

[7]. سوره انسان، آیه3

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا