خانه » سخنرانی شاگردان » ولایت فقیه، استاد غنوی(قسمت پنجم)

ولایت فقیه، استاد غنوی(قسمت پنجم)

توضیح: فایل صوتی و خلاصه نکات زیر مربوط به سلسله جلسات سخنرانی استاد غنوی در حضور جمعی از دانشجویان است که در حدود سی سال پیش در دانشگاه صنعتی شریف تهران برگزار شده است.


جلسه پنجم:

– ولایت به معانی مختلفی به کار برده شده است، ولی در بحث ما آنچه که به آن ولایت فقیه می‌گویند، معنایش روشن است و جای آن مباحث لغوی اینجا نیست.

– ولیّ یعنی سرپرست و فقیه یعنی کسی که فهم عمیق از دین دارد. پس ولایت فقیه یعنی سرپرستی کسی که دارای فهم عمیق از دین است.

– دین فقط احکام نیست. بلکه گستره‌ای وسیع‌تر دارد و شامل: عقاید، نظامها، احکام و اخلاق می‌شود. پس فقیه باید فهم عمیقی از دین در تمام این حوزه‌ها داشته باشد. نه فقط در حوزه احکام.

– همانطور که ما در احکام فقهی، کتابهای مفصل داریم، در اخلاق هم باید اینگونه باشیم و مبانی و مباحث بحثها را هم استنباط کرده باشیم. احادیث همانطور که در فقه بررسی می‌شوند، دراخلاق هم باید دقیقا بررسی شوند.

– چهار دلیل بر مشروعیت ولی فقیه مطرح شده است: 1. نیابت، 2. وکالت، 3. بناء عقلاء، 4. امور حسبه.

1. نیابت: مستند این نظر روایات است. بنا بر این دلیل، اختیارات فقیه در این نظریه از سایر دلایل بیشتر است.  چون نائب باید اختیارات منوب عنه را داشته باشد. پس اصل این است که همه اختیاراتی که معصوم دارد، ولی فقیه هم دارد. مگر آنکه خلافش ثابت شود.

2. وکالت: یعنی فقها از باب وکالت در امور عامه، در جامعه حق حکومت دارند. یعنی مردم حق دارند وکالت بدهند به کسی که تصمیماتی را بگیرد و کارهایی انجام دهد. انتخابات  در حقیقت تعیین وکیل است.

 بر اساس این دلیل، اختیارات فقیه به اندازه‌ای است که وکالت دارد و بیشتر از این مشروعیت ندارد. در موارد شک، اصل بر این است که اختیار در مورد مشکوک ندارد، مگر اینکه خلافش ثابت شود.

3. بناء عقلا : بناء عقلاء ساده‌ترین و راحت ترین استدلال‌هاست. این دلیل می‌گوید: «مگر نه اینکه: «لابد من ناس من امیرٍ» مردم ناچار باید امیری داشته باشند، چه کسی بهتر است؟ عادل باشد یهتر است یا فاسق؟ متخصصِ فیزیک و شیمی باشد بهتر است یا متخصص دین باشد؟ و… .»

بنای عقلاءِ همه عالم این است که فردی را که برای حکومت انتخاب می‌کنند، عالم و شجاع و عادل و مجتهد باشد.

عقلاء مارکسیسم و عقلاء سرمایه‌داری، هم  اگر بخواهند حاکمی را تعیین کنند، کسی را انتخاب می‌کنند که مدیر و مدبر باشد، شجاع هم باشد که طرح‌ها را بدون ترس از کسی انجام دهد. آنها می‌گویند تقوای سیاسی هم باید داشته باشد و وفادار به ملت باشد. ما می‌گوییم باید عادل باشد تا هرکاری که خدا گفته انجام دهد.

آنها کسی را برای حکومت در نظر می‌گیرند که علاوه بر تمام اینها، مسلط بر مبانی فکری آنها نیز باشد و همچنین قدرت تطبیق آن مبانی را بر موضوعات داشته باشد. این همان چیزی است که ما تحت عنوان «مجتهد» از آن یاد می‌کنیم.

بنابراین ملاکهای ما برای انتخاب ولی فقیه، همان ملاکهای تمام عقلاء عالم است. به خاطر همین می‌گویند: «ولایت فقیه، تصورش موجب تصدیق آن می‌شود.»

بنابر این نظریه، قدرت ولی فقیه تا جایی است که بناء عقلا می‌گوید.

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا